خاطرات یاران سفر کرده

در ابتدای این گفتگو حاج عبداله براری یکی از معتمدین روستا لیاول پای سخن از

خاطره تلخ 31 خرداد را اینگونه برایمان گشود: روز پنج شنبه همزمان با 30 خرداد
69 تعدادی از معلمان در منطقه ییلاقی بربن مهمان بنده بودند بعد از پذیرایی
از آنان با لندیوری که از معدن سنگرود در اختیارم گذاشته بودند راهی روستای
لیاول شدم و قریب ساعت 11 شب به منزل رسیدم و چون دیر هنگام آمده بودم
از همسرم خواستم تا برای اقامه نماز آبی را برایم مهیا نماید تا در خلوت تنهایی
خویش با خداوند باری تعالی به گفتگو بنشینم.








 
۸۰۶۴۶-۲۴۱۳۱۹-۱۴۰۳۳۳۰۲۱۷
وی ادامه داد: پس از اقامه نماز به دلیل خستگی بیش از حدی که بدنم را فرا
گرفته بود خیلی زود به خواب رفتم بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی زمین به
لرزش در آمد اما به دلیل سنگینی خواب هنوز متوجه اتفاق عظیم نشدم اما شکسته
شدن وخراب شدن خانه ها یکی پس از دیگری به گوش رسید. پس از برخاستن
از خواب همسرم گفت پسر بزرگمان از خانه بیرون رفته ومن گفتم حداقل یک نفر
هم از ما زنده بماند جای بسی شکر دارد.وی تصریح کرد: خانه مان بکلی فرو
ریخته بود و پدر و مادرم که در اتاق کناری ما بودند از آمدن بنده خبر نداشتند
و با شنیدن صدایم پدرم گفت: فلانی شماهم آمده اید بعد از آن صدایی از مادرم
و او نشنیدم.به همراه همسرم زیر آوار گیر کرده بودیم و برای نجات جان خود راهی جز توسل به خدا نداشتیم برای همین امر بعد از وداع با همسرم سوره یاسین را که حفظ  بودم شروع به خواندن نمودم، وقتی به آیه 19سوره یاسین رسیدم مابقی آیات را  فراموش نمودم و از ابتدا شروع کردم اما در همین هنگام صدای چند تن از اهالی به  گوش رسید و ما را از زیر آوار بیرون آوردند و به بیرون روستا هدایت کردند. وقتی به
بیرون روستا رفتیم از همسرم سراغ دیگر فرزندمان را گرفتم که او گفت از زیر آوار
بیرون نیامده به ناچار در تاریکی شب با پای برهنه به سمت خانه مان دویدم و پس
از تهیه چراغ قوه که یکی از اهالی به دست داشت به خانه رفتم و پیکر بی جان دخترم
را از زیر آوار بیرون کشیدم.
وی اظهار داشت: پس از جمع شدن اهالی در بیرون روستا به سه گروه برای
سه منطقه روستا) گیاشی محله، کرد محله و حسندی محله( تقسیم شدیم تا  کسانی که زیر آوار گرفتار شده بودند را بیرون بیاوریم در آن شب تلخ کسانی که زنده
بودند را از زیر آوار زنده بیرون آوردیم و تا صبح که همانند هزاران سال بود را
سپری کردیم. و از صبح روز 31 خرداد اجساد عزیزانی که زیر آوار مانده بودند را برای  تدفین از زیر آوار بیرون آوردیم.
وی خاطر نشان کرد: با همکاری اهالی روستا تمامی اجساد را غسل کفن نمودیم
و به خاک سپردیم و توانستم تعداد 33تن از اجساد را بیرون بیاوریم و تعداد 24تن از  اجساد را در همان روز اول زلزله به خاک بسپاریم.
وی افزود: روز شنبه بعد از گذشت 48ساعت از زلزله بسیاری از اهالی که در
کنار امام زاده صالح الدین مشغول بکار بودند از ضعفی که بر بدن آنان احاطه کرده بود غش کرده بودند و در همین میان قریب ساعت 4 بعد از ظهر بود که عده ای از اهالی از  ییلاق برای این افراد نان، پنیر و ماست آوردند.  وی ادامه داد: شب بعد از زلزله را بگونه ای سپری می کردیم که حتی یک سر پناه
نداشتیم و در محلی بیرون از روستا این شب ها را با تحمل هزاران خاطره تلخ به
صبح می رساندیم.وی با بیان خاطره ای از زلزله 31 خرداد 69 اظهار داشت: روز شنبه یعنی دو روز پس از وقوع زلزله عده ای از اهالی روستا گفتند که در یکی از خانه های  روستا یکی از زیر آوار ماندگان زنده است، همه اهالی جمع شدیم و به محل مورد نظر رفتیم و پس از کنار زدن آوارها نظاره گر بودیم پسر بچه ای که عکس امام خمینی)ره ( در بغل داشت از زیر آوار زنده بیرون آمد. وقتی از او سوال کردیم فلانی چرا تا حاال صدا نزدی تا تو را نجات بدهیم گفت:  برای من هم آب و هم نان آوردند و خوابیده بودم وقتی از خواب بیدار شدم و از جایی که  خوابیدم احساس ناراحتی کردم شروع به فریاد زدن کردم. وی ادامه داد: این واقعه مصلحت و معجزه الهی است که کودکی بعد از گذشت 48
ساعت زنده از زیر آوار بیرون آمده و حالا صاحب همسر و فرزند است.وی افزود:  در این ایام بعد از تدفین اجساد بسیاری از مردم منازل مسکونی آنان تخریب شده بود و سرپناهی برای خود نداشتند و هم از طرفی دیگر داغ عزیزانی را متحمل می شدند  که در نا باوری آنان را به دل خاک سپرده بودند.وی ادامه داد: بنده در آن زمان مسئول
روابط عمومی معدن سنگرود بودم طبق آمار ارائه شده منازل مسکونی 1۵00 نفر از کارگران معدن از 10 تا 100 درصد تخریب شده بود و تعداد 87 نفر از کارگران معدن نیز در حادثه زلزله به دیار باقی شتافته بودند.
براری خاطر نشان کرد: بعد از زلزله دولت همت واالیی از خود نشان داد و پس از گذشت چند روز عبداللهی وزیر کشور به همراه میرزاپور نماینده وقت مردم در مجلس شورای اسلامی در سطح روستاها حضور یافتند و با اهالی روستا ابراز همدردی نمودند.
وی ادامه داد: برای خدمات رسانی به مردم بنده سه شبانه روز نخوابیدم و از معدن
تعداد ۵0کیسه برنج به روستا انتقال دادم و بین اهالی روستاهای بره سر، ماشیمان،
سوسف و لیاول توزیع کردم. توزیع برنج به گونه ای بود که اگر خانواده ای هفت
نفره بود هفت پیمانه برنج به او می دادم همه مردم از تقسیم اقلام بهره مند شوند. وی افزود بعد از گذشت چند روز چند تن از روحانیون از جمله حجت السلام والمسلمین  عباسی یکی از واعظ روستا به منطقه آمد و به دلیل اینکه زیاد در خانه ما اقامت کرده بود پس از شنیدن مرگ مادرم بسیار متاثر شد.
در ادامه این گفتگو حاج نصرت جمالی که 3 تن از عزیزان خود را در زلزله 31خرداد از  دست داده بود برایمان گفت:
شب زلزله من در ییلاق بربن بودم وقتی به روستا مراجعه کردم دیدم که خانه بر سر
فرزندانم خراب شده و با تلاش توانستیم یکی از فرزندانم را از زیر آوار زنده بیرون بیاوریم  و مابقی فرزندانم در کمال ناباوری زیر خروارها خاک آرام گرفتند. وی ادامه داد: هرساله در سالروز زلزله 31خرداد برای این عزیزان در امام زاده روستا
مراسم یاد بود برگزار می کنیم تا هم یاد وخاطره آنان را گرامی بداریم وهم خود را
از غم از دست دادن آنها تسلی دهیم.وی افزود: اکنون بعد از گذشت بیست وپنجمین سال در هر زمان وقتی به آن شب فکر می پنجکنم خاطره تلخ از دست دادن عزیزانم را بیاد می آورم آنچنان که گویی از مرگ آنان چند روزی بیشتر سپری نشده است.
علی اکرم چراغی که 4 تن از عزیزان خود را در زلزله از دست داده بود برایمان گفت: قریب ساعت 12:30شب بود که گهواره زمین شروع به لرزیدن گرفت و برای نجات جان  خود وفرزندان فرزندانم را از خواب بیدار نمودم و هنگام خروج از منزل، ساختمان نصف شد و فرزندان یکی یکی افتادند و زیر آوار رفتند. و من هم لحظه ای بیهوش شدم و پس از گذشت مدتی با وزیدن هوا دوباره چشمان خود را بازکردم و فرزندانم را صدا زدم و گفتم اگر زنده هستید حرف بزنید. وی ادامه داد: توانستم 3 تن از دخترانم را اززیر آوار بیرون بیاورم اما پسرم زیر آوار
گیر کرده بود و گفت آبی برایم بیاورید تا بخورم آبی را برایش مهیا نمودم و بعد توانستیم  او را از زیر آوار نجات دهیم و او را برای مداوا به معدن سنگرود منتقل کردیم، پس از مداوا  در راه برگشت حال وی دوباره منقلب شد و به ناچار او را به استان قزوین برده و در ناباوری یکی دیگر از فرزندانم نیز از بین ما رفت.وی افزود: 31 خرداد برایم سراسر جانسوز
است و با فرا رسیدن این ایام خاطرات تلخ زلزله برایم ظهور می یابد.در خاطرات یاران سفرکرده؛31 خرداد سراسر جانسوز است منبع: نوشته خبرنگار واستاد ارجمندم جناب آقای مجتبی عسکری لیاولی

/ 0 نظر / 144 بازدید