طایفه ی شیخ های بره سر

درذیل آنچه مرورمی کنید ازطایفه های شیخ های بره سر که قدیم در ده باغبر 

می زیستند که تماما ازیک نسل ،ریشه ونژاد می باشند

روایاتی که به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل شده، گویای آن است که

این روستا بازمانده‌ای از یک نسل در ده باغبر است که معلوم نیست چه روزگار

و سرنوشتی برایش رقم خورده است. آثار به جای مانده از آن روزگاران هم بر

اثر رطوبت و باران و... ازبین رفته‌اند؛ به‌جز تعدادی از نشان ها که اکنون در

جا جای این دیار به نمایش در آمده‌اند، این هم خود حکایتی دارد.

کوهستانی بودن منطقه، به زیبایی شهر بره سر دو‌چندان افزوده است. همچنان که در مسیر پیش می‌روی گاه محو این همه رنگ و زیبایی خواهی شد‌ که در ماه اردیبهشت واقعا بوی بهشت می‌دهد، و گاه چشمانت بر زنی  سالخورده که نان محلی گورت یالواش باشیرمی‌پزد، که هرببینده و مسافربا خوردن این نان خوشمزه با تعجب ،و خیره می‌ماند.  راستی سخن از کهنسالی شد، اهالی ده لیاشگل نسبت به دیگر نواحی این سرزمین از عمر طولانی‌تری برخوردار بوده اند که خود راز آن را زندگی در طبیعت، هوای سالم و مواد خوراکی طبیعی ذکرمیکردند و می‌کنند. اینان به نیکی کیمیای زندگی را کشف کرده‌اند! عمرشان همیشه طولانی و سرافراز باد. در سرزمین دیلمان و مناطق خورگام کسانی که متولی امامزاده یا خادم مساجد بودند به آنها شیخ میگفتند منجمله از این شیخ ها شخصی به اسم شیخ دانیال پدر شیخ صفرعلی بود وشیخ صفر علی والا مقام از بزرگان طایفه شیخ ها وجد اعلا شیخ های بره سر بوده است که حدودا 400سال پیش در وادی باغبر می زیسته که از این شخص روایت است که بنده حقیر درتمام طول عمر مشغول عبادت و خدام بقعه و مسجد محل بودم ودر نوحه سرایی و  مطالعه کتب سماوی تبحر زیادی داشته اند و ایشان اشاره به ظهور منجی آخرالزمان از نسل پیامبر (ص) و پیروی از 124 هزار پیامبر که در کتب ادیان  الهی آمده از نکات قابل توجه ایشان بوده است این شخص مردی مومن، متدین و جلیل القدر بوده که اشخاص هر سوال شرعی داشتند از ایشان می  پرسیدند و جواب آنها را به طور واضح می دادند شیخ صفر علی انسانی وارسته از مفاخر دینی واجتماعی منطقه خورگام به  شمار می رفت که حدود390سال پیش درده باغبر ازتوابع خورگام می زیسته است ودردامان پدر ومادری پاک ومتدین پرورش یافت. سال وفاتش برای ما مشخص نیست واما .بنابه قول آگاهان ومعمرین بیش از100سال سن داشته است که دراین صورت می توانیم سال وفاتش را 1104 رقم بزنیم. اجدادش دراصل از پیرامون شهر شیرازبودند که زندگی اییلاتی داشتند و شیخ  دانیال از شیراز قصد سفر به مناطق خورگام کوچ کرده ، برما معلوم  نیست وایشان به ده باغبر مسکن گزیدند. این طایفه به طایفه شیوخ نیز مشهوربودند. پدر شیخ دانیال جمال وپدر بزرگ ایشان شباب الدین بوده است و پدرشیخ به نام جمال در یکی ازروستاهای پیرامون شیراز می زیسته است . شیخ دانیال فرزندی بنام شیخ صفرعلی داشت که ایشان شخصی متدین وپرهیزگاربود و زندگی خود را وقف خدمت به مردم دهات اطراف باغبر و ایجاد آسایش وامنیت برای آنان کرده بود.هرکس دچارمشکلی می شد،برای رفع ورجوعش به ایشان مراجعه می کردوهرمسافریا غریبه ای گذرش به ده می افتاد،به خانه اومی رفت. شیخ صفرعلی فرزند دیگری بنامهای شیخ علیرضا که از ده باغبر مهاجرت به گیلان کرده که از طایفه ایشان اطلاعاتی در دست نداریم واما فرزند دیگرش  بنام آقا محمد بزرگ که در ده لیاشگل سکونت داشته که خانه های چپری(چوبی این ده براثر آتش سوزی ویران گشته ومیگویندباد شدید آنقدر زیاد بوده کهزبانه آتش را تاکرد لات (چوچاری) خاکسترش می رفته است  شیخ آقامحمد بزرگ نیز همانند پدرش ازهمان دوران جوانی زندگی خودراوقف  امامزاده قاسم لیاشگل وخدمت به مردم کرده بود.در ایام جوانی علیرغم داشتن زندگی نسبتاًخوب،به دیار براسر کوچ کردوبه شغل دامداری پرداخته است که نام براسر یا بیری سر از یادگاریهای این شخص است. که این نام را بر این دیار نهاده است. در نظام قبیله‌ای سرزمین‌های خورگام، بخصوص در میان ائیلات، فردی را که در رأس قبیله که خود واحد سیاسی مستقل به شمار می‌رفت قرار داشت  و امور قبیله را اداره می‌کرد، رئیس ، ریش سفید یا بابا نیز می‌خواندند. این عناوین با یکدیگر تفاوت معنایی داشته‌اند: بابا یعنی بزرگ رئیس برای مالکیت و حاکمیت به کار می‌رفته مانند شیخ دانیال ( مالک سرزمین باغبر)، امیر معمولاً برای فرمانده سپاه استفاده می‌شده، و رئیس اغلب به معنای رهبر (قائد) بوده است، اما منظور از شیخ فردی کهن‌سال با صفاتی خاص بوده است، خواه ریاست داشته خواه نداشته است. در دوران معاصر، شیخ به عنوان یکی از اصطلاحات خطاب، با دلالت بر شأن والا و احترام برای رؤسای خاندانها و عشایر و رهبران سیاسی و نیز اعیان دین و  مدرّسان و علما، حتی بدون در نظر گرفتن سن، بسامد بالایی یافته است. از زمانی که انسان خلق شده این کره ی خاکی دست به دست گشته و از  گذشتگان به آیندگان رسیده است. در برهه ای از زمان مکانی متعلّق به شخصی خاص بوده امّا همان مکان در دوره ها ی بعدی به دست دیگران اداره  می شده است. به تاریخ ولایت خورگام اگر دقت کنیم می بینیم که قبیله های زیادی درخورگام می زیسته اند . دودمان هیچ کدام از آن طایفه ها مدّعی نشده اند که تا ابد دراین سامان سکونت داشته وحکمران این دیاربوده اند یا این وادی برای همیشه متعلق به آنان است .حال اگر روستایی یا منطقه ای در یک برهه از زمان در اختیار شخصی باشد دلیل بر این نیست که دیگرانی که بعد از وی در آن جا زندگی کرده اند و یا زمانی حاکم یاکدخدا آن منطقه بوده اند نامی از آن منطقه یا روستا نباید ببرند.. زیرا این در مورد خودشان نیز  صدق پیدا خواهد کرد.  خانه ای که هم اکنون در آن سکونت دارید زمینش چند سال قبل متعلّق به اشخاص دیگری بوده است؟. ودر آینده به شخص دیگری خواهد رسید؟ از آن جایی که در مورد تاریخ طایفه های شیخ های براسر تا کنون درهیچ کتابی جامع، چاپ و منتشر نشده است ،استناد بنده براساس گفته های معتمدان ،بزرگان و معمّران طایفه های شیخ های برهسر بوده است. به گفته ی همین اشخاص شیخ دانیال از پیرامون شهر شیراز به چه عللی کوچ نموده برما معلوم نیست وحدس می زنندکه تاریخ کوچش حدودا 400سال از آن زمان می گذرد که به باغبر کوچ نموده است. بزرگواران منبع شجره نامه ای که پیشروی شماست به گفته بزرگان طایفه شیخ های بره سر وباکمک جناب آقای حسن قریشی می باشد در صورتی که در تایپ این شجره نامه اشتباهی صورت گرفته است لطفاْ در بخش نظرات اعلام نمایید تا این اشتباهات برطرف  شود. ازتمام هم روستایی ها ،عزیزان وکاربرانی که دانش وافر هستندتقاضامندیم . در مورد بزرگانشان تحقیق بیشتری داشته باشند یا به بزرگان طایفه ها خود رجوع کنند . تاریخ  واقعی درسینه ها ی بزرگان ومعمّران نهفته است ودرشجرنامه طایفه شیخهای بره سر ما رایاری نمایند.واگراسامی بعضی عزیزان ازقلم افتاده است برای مانظرگذاشته تادراین پست گنجانده شود . ازتمام عزیزان سپاسگزارم.

/ 0 نظر / 162 بازدید