کوچاندن کردهای کرمانج به عمارلو

درمقدمه ای بر تعریف زبان کردی که در بالا ذکر شد به سراغ لهجه های کردی شمالی که زیر مجموعه زبان کردی است میپردازیم,

گویش کرمانجی شمالی شامل لهجه های(قوچانی,بادینانی,بوتانی,آشتیانی,حکاری,بایزیدی,شمدینانی,جزیره ای ),است.گویش قوچانی زیر شاخه ای از لهجه کردی کرمانجی شمال است وحوزه ی جغرافیایی آنها در خراسان شمالی مانند شهرهای بجنورد,اسفراین,قوچان,چناران,باجگیران,نیشابور,سبزوار,شیروان,درگز,کلات,شهرستان رودبار زیتون(عمارلو)شهر آب برطارم,زنجان,مازندران,نور,کلاردشت,کردهای سربندان دماوند,کردهای خلخال را شامل میشود.وگویش کرمانجی شمالی بیش از بیست  وپنج میلیون نفر گویشور کرد در جهان دارد که بیشترین رقم گویشوران کرد را رقم میزند.وحدود هفتاد درصد از جمعیت ملت کرد به این گویش تکلم میکنند.

کرمانج خراسان که در اوایل در اطراف غرب دریاچه ارومیه میزیستندودر زمان شاه عباس اول برای جلوگیری از تاخت وتاز ترکمنان وازبکان به مرزهای خراسان شمالی انتقال داده شده بودندکه از سه ایل زعفرانلو,شادلو,قراچورلو,تشکیل میشدند.که بزرگترین آن ایل زعفرانلو بود که از ایلات بزرگ ومتعددی تشکیل شده بودوریاست دیگر ایلات کرمانج خراسان را عهده دار بود ومرکز سکونت آنان شهر قوچان بوده ومی باشد.(منبع کتاب تاریخ حرکت کرد به خراسان نوشته استاد توحدی).

 

کردها همیشه کوهستان را برای زندگی,جنگجویی,دلاوری,سلحشوری خود انتخاب میکرده اند زیرا جوانانی که در کوهستان پرورش میافتند بسیار جسور وبی باک میشدند.نترس وشجاع بودن یکی از ارکان اصلی جوانان دوران قدیم بوده است.(تاریخ گیلان رابینو:عده ای از کردها متعلق به قبیله ریشوند (رشوند)شاخه ای از ایل بزرگ به به سلیمانیه ترکیه میباشندکه در زمان شاه عباس اول به مناطق رودبار (محمد زمان خانی )کوچانده شدند که رییس قبیله رشوند حسین  علی خان فرزند محمد علی خان ابن زمان خان بود وتیره وشاخه ای که از قبیله رشوند جدا گشته بنام سیاه گلی از عده ای چادر نشین تشکیل شده بود وطایفه رشوند در الموت ,ناوه کلیشم,کاکوستان ,رودبار شهرستان,بهرام آباد,دهدوشاب,وعده ای هم در خورگام سکونت دارند )

کرمانجها آزادی خود را در کوههای پر فراز ونشیب بر همه چیز ترجیح میدادندواز محرومیتها وسختیهایی که به ازای استقلال خود میکشیدند بر خود می بالیدند.مردمان نام آور کرمانج از دلیرترین,سلحشورترین,آزاده ترین فرزندان ایران زمینند.که در جهت  حفظ استقلال وطن خود تمام رنج وسختی وناگواریها را بر خود خریده ومهاجرت آنها به دیار رودبار نیزدرراستای همین مقصود بوده است که با ایثار جان ومال وفرزندان خود از مرزها ی این خطه ی وسیع دفاع کرده اند وحفظ سرزمین دیلمان در آغوش وطن را با ضرب شمشیر وسلاح مقابله نموده اند

(.در سال 1141هجری نادرشاه افشار سفیری نزد روسها که ولایات شمالی ایران را اشغال نموده بودند فرستادوتخلیه آنجا را خواستار شد وآنها نیز که در مدت 12 سال اشغال نواحی گیلان جز تلفات ناشی از بیماریهای بومی تقریبا چیزی عایدشان نشده بود به ترک آن نواحی رضایت دادندبه شرط آنکه آنجا بدست قوای عثمانی نیافتد.در دفع شورش ابدالی نادر توانست با استفاده از اختلاف بین طوایف موفق شد آنها را وادار به اطاعت نماید.تاریخ روزگاران نوشته دکتر زرین کوب)

کوچاندن کردان کرمانج به خورگام:ولایت خورگام در 40 کیلومتری شهرستان رودبار واقع است منطقه زیبا وزر خیز با چشمه ساران جوشان باآب وهوای معتدل ومطبوع در ارتفاع حدود 1800متر بالاتر از سطح دریاواقع است وتمام روستاههای این سرزمین کوهستانی ودر بخشی از البرز جنوب غربی امتداد دارد ومنطقه ای که دو قوم دیلم وکرد کرمانج را در خود جای داده است.دیلمیان ساکنین نخستین وکردها مهاجرند وکردها به لهجه کرمانجی ودیلمیان به زبان دیلمی سخن میگویند

وقتی به سمت جاده خورگام که میگذریم انگار جاده ما را گم کرد وگم شدیم وخود را در قطعه ای از بهشت یافتیم بهشتی روی زمین که زیباییهایش را به رخ مسافران تازه واردمیکشداین بهشت زمینی داستانهایی دارد از اهالی دیروز که دیر زمانی در این دیار زندگی میکردندوزیبایی خیره کننده این سرزمین کهن رودبارومردمان کوچنده بسیاری را به سوی خود کشانده وپایبند شان کرده است.

 تاریخی کردکرمانج به رودبارزیتون.gif

::قوم عمارلو::نام عمارلو برگرفته از نام یکی از اقوام کرمانج است واین قوم زیر شاخه از ایل بزرگ زعفرانلو است.قوم عمارلو درسال 1141 حدودا 300 سال پیش توسط نادر شاه از مناطق خراسان بزرگ  خصوصا از امارلو ودشت ماروسک(تحت جلگه ) در 60 کیلومتری نیشابور به شهرستان رودبار برای دفاع ا ز مرزهای شمالی استان گیلان در برابرقوای روس کوچانده شدند واین قوم با ورود به منطقه خورگام نام آن را به عمارلو (انبار لو-امارلو)تغییر دادند که حدودا همین شهرستان رودبار زیتون کنونی است.

وسیع ترین گستره عمارلو در زمان افشاریان بوده که از کرانه های دریای قزوین گرفته تا منطقه تنکابن وقسمتی از زنجان وطارم را نیز در بر میگرفت.عمارلوییها ساکنان دوسوی رودخانه شاهرود که شامل روستاههای عمارلووبابامنصوری می باشند.روستاههایی که در ساحل راست رود شاهرود قرار گرفته اند به نام بابا منصوری معروفند.

تاریخی کردکرمانج به رودبارزیتون.gif2.gif

آنگاه که بی ریا در کنار قوم عمارلو نشستی با دل وجان دوستت خواهند داشت تا ابد مهمان نوازی,صداقت ‘جنگجویی وغیرت گوشه ای از خلق وخوی مردوزن ایل زعفرانلو است ایلی که همیشه رسم ونامشان در غیرت وجنگاوری خوش درخشیده است گرچه شاید با شنیدن نام زعفرانلو یک طایفه در ذهن شما خطور میکند اما این ایل از طایفه های کوچک وبزرگ تشکیل شده است .

تاریخی کردکرمانج به رودبارزیتون.gif4.gif
که مشهورترین آن قوم عمارلو می باشد در کل آنچه تا حدودزیادی عشایر را از سایرین متفاوت می کند نحوه زندگی ویکجا نماندن آنهاست .طایفه عمارلو پنج ماه از سال را ییلاق وبقیه سال را در قشلاق میگذرانند .
 
 
البته در زمانهای گذشته برخی از عمارلویهابا تغییر نحوه زندگی وآداب‘رسوم‘در شهر وروستا روی آورده بودند وخانه های مدرن راجایگزین چادرهایی که از موی بز که به رنگ سیاه بافته میشد وبه آن سیاه چادر می گفتند کرده بودند اما از قومی که همیشه با طبیعت مانوس بوده است نباید انتظاری جز شادابی داشت این قوم علاقه عجیب وزیادی به جشن وسرور (لیستکی)دارند شاید این خود به نوعی رمز ماندگاری بخشی از فولکوروفرهنگ آنهاست ویکی از عناصر فرهنگی قوم عمارلوکه جلوه خاص ورنگینی دارد وشاید نخستین چیزی باشد که نگاه غریبه ها را به خود جلب می کند پوشاک زنان قوم است پوشاک زن کرمانج عمارلو شاخصه ها ی منحصر بفرد است که نوع پارچه ‘زینت ها ‘نامهاوپردازش رنگ از جمله این ویژگیهامی باشداین لباس از سه تیکه کراس keras(پیراهن )درپه(دامن)جریدقه(جلیقه)تشکیل میشود.قسمت بالا تنه که پیراهنی ساده وبلند وبدون یقه میباشدبه آن کراس می گویند وبه دامن رنگی به لهجه کرمانجی درپه گفته می شود.جریدقه پوششی از جنس پارچه مخملی میباشد که بر روی کراس پوشیده میشود جریدقه از پارچه مخمل که معمولا بارنگ سیاه وسکه های تز یینی که در اصطلاح کرمانج دراوگفته می شود بر روی آن دوخته میشود.سکه های متعددبر روی آن هنگام راه رفتن صدایی موزون تولید میکند به حاشیه یقه ‘جیبها وسر آستین ها نوارهایی زیگزال میدوزند.زن کرمانج برای پوشش سر از چار قد وشالی مخصوص استفاده میکنند
 
این سرپوشها حتی روی چهره زن به جز چشم را می پوشاند.اما متاسفانه این آداب ورسوم در نیم قرن گذشته از بین رفته وبه فراموشی سپرده شده است .
سپاه عظیمی به سر پرستی عده ای غیور مردان کرمانج که به تنگه منجیل  آمدند از سپاهیان آن دوره میتوان ولی خان امارلویی ؛محمدخان؛ در جیرنده‘روشن سلطان در جلیسه ومحمد رضا کلانتر در سرمل ‘رستم خان در منجیل‘شابنده در فاراب‘ذوالفقار خان در دیلمان ‘حق وردی خان در رودبار‘ شاقلان خان در نورالعرش‘وپیرامون ‘کاظم خان در الموت ‘محمد سلیم درپیر کوه‘اسفندیار خان(بیگ)در لیاول علیا می توان نام برد .
 
 
 
عمارلوییها به قبایل متعددی تقسیم شده اند که عبارت بودند از قبیله کرانلو در دیار جان ‘استاجانلو ‘بیجانلودر پیرکوه ‘بیشانلو درجیرنده ‘شمخانلو ‘مزدگانلووعمارلو در انبوه وخورگام وجمخانلودر منجیل وطایفه برامکله ‘حاتمی پیراصلو‘عمارلو در رحمت آباد وآنسوی رودخانه سفیدرود سکونت داشتندواز تیره های ایل عمارلو میتوان مزدکانلو آمیخته با عمارلو وطایفه ازلو ‘پایی‘ارتکانلو در دشت ماروسک نیشابور وبگیارلو در روستای امارلو از توابع نیشابور وارتکانلو در روستای ارتیان از توابع شهر در گز نام برد .کردهایی که در شهرستان رودبار و پیرامون ‘شهرستان طارم ‘رودبار الموت‘شهرستان سیاهکل وشهرستان تنکابن مرکز کرد نشین استان گیلان شمرده میشوند.
ودرنتیجه تیره های بزرگ کرد زبان همچون عمارلو در سر تاسر این مناطق حضور انبوهی دارندوکردهای زنجان تا منطقه تاکستان قزوین عبارتند از زعفرانلو‘ارامانلو‘کیوانلو‘قراچورلو‘عمارلو‘شادلو‘باوه نور‘چمشگزک و....در این مناطق سکونت دارندوکردهای قزوین تا پیرامون لوشان عبارتند از طایفه چگینی ‘جلیلوند‘مافی‘رشوند‘کاکاوند‘باجلانی‘پاپلی‘قیاسوند ‘کرمانی‘ولی یاری...می توان نام برد.در جای جای این سرزمین را زورمزهایی نهفته است که تامل در هر یک از آن چشمانت را به اسرار یک سرزمین تازه باز میکند وهیجان همه وجودت را تسخیر می کند وداستانها وافسانه های اسطوره ای تو را به دنبال خود میکشد اینجا خورگام است مهد نام آوران اسطوره ای وسر زمین دلاوران وجنگجویان مردان دیلمی که قدمتی به اندازه تاریخ ایران دارند باید گوش وجان سپرد به راز ورمزهایش ودیده گشود بر همه شاهکارهای طبیعتش واینها همه وهمه نشانه هایی از زیبایی های خالق یکتاست.
/ 7 نظر / 1524 بازدید
سیف اله باقریها کلیشمی

سلام درود برشما لذت بردم از نوشته های شما و اطلاعات خوب دیلم و کرمانج... شعری تقدیم کردم به ایمیلتون و شعری برای عمارلو که در سایت عمارلو و پایگاه اطلاع رسانی هست. پایدار باشید.

مجتبی

سلام.مجتبی عمارلو هستم.از خطه خراسان شمالی مانه وسملقان پیش قلعه.ما طایفه ای بزرگ در شهر پیش قلعه و روستای آغمزار هستیم. از این مطلب استفاده کردم .خوشحال شدم. بسیار ممنون 09395542531

فخرالدین ثابت جلیسه

سلام ضمن تشکر از مطالبتان،واقعا احساس غرور و خوشحالی میکنم که یک کرد کرمانجم.افسوس که در هر دوره ایی این قبیله عظیم مورد کم لطفی قرار گرفته اند

ابو مهابادی

سلام خسته نباشید خیلی ممنون از مطالب مفید و ب درد بخورتون من خودم از کوردهای مهابادم ک کوردهای کرمانج رو در نزدیکی خودمون یعنی در ارومیه داریم و به خوبی از همدیگه اطلاعات داریم ولی شما با زحماتتون میتونین بقیه کوردهارو که تبعید شده اند و اطلاع انچنانی ندارند اگاه سازید

حسین

درود و سپاس عالی بود. آخرین مقاله ی وبلاگ صحرازاد (نگاهی به فرهنگ و زبانکردی)

کرمانج خراسان

با سلام خدمت شما عزیزان همزبان راستیتش من نظری در مورد کردهای گیلان گذاشتم که به خاطر کم بودن اطلاعات بود(نظرات در مورد روستای خاصکول)فقط خواستم از تمامی خواهر و برادران کردم در آنجا معذرت خواهی کنم مخصوصا از خانم سمانه غلامی با عذرخواهی مجدد مال آوا

رضا شمس

البته این متن را هم باید اضافه کرد که مردم روستای انبوه کرد نیستند. بلکه از اقوام کهن منطقه محسوب میشوند که به زبان تاتی نزدیک به پارسی گویش می کنند