زندگی زیباست....؟

زندگی زیباست...؟! 

 

باتقدیر وتشکر از استاد ارجمندم آقای سیف اله باقریها کلیشمی

زندگی بی تردید نوشیدن شراب ناب را ماند
شرم از رویای اطفال زمین فقر 
چله بنشستن به امید سوار آبی دریا
آری آری رقص مرغی عاشق و دلبسته را ماند
یا نگاهی سرد و غمگین
خسته را ماند
زندگی ترسیم رویای اقاقی هاست
شعر عشق آدم و حواست
زندگی لبخند شوق روشن فرداست
گرم از شعله آتشگاه زرتشت است
از روز ازل بازیگرش پیداست
زندگی تردید را بردن به قربانگاه آغاز است از نو
ذبح گوسفند فربه ناب یقین باشد
به لطف خالق یکتا 
زندگی زیباست
در جوار رحمت بی انتهای نور
جاری از الطاف ایزد هچو رودی پرتلاطم
همسفر با برگ تنهایی
که می خواند سرود آفرینش را
روی دوش رود بی پروا
زیر سقف آسمان آبی دریا
محو در غوغای مرموز طبیعت وحشی وحشی
به سان گرگ وشنایی 
که می درد امید گله را
پیش چشم خسته چوپان 
که می کوشد 
به حفظ آنچه می ماند به جا از تحفه دنیا
زندگی جاریست زندگی زیباست
پابه پای پیرمرد خوشدلی آرام
سوی دره ها رفتن میان جنگل زخمی
تکاپوی رسیدن ها به آغاز است از فرجام
هیمه بشکستن به دوش خسته بنهادن
تا بدین سان زندگی بخشیم از نو شعله ی خاموش دل را
زندگی زیباست
دم فرو بستن لب از لب وانهادن
تکیه بر بال پری ها 
در بر جویی نشستن
اندکی در خواب رفتن
بی خیال از جذبه ی مغرور و بی معنای دنیا
زندگی اسرار معناهاست
شور و شوق مرد تنهاییست
که می خواند سرود آفرینش را
آرمیدن در جوار رحمت حق است بی پروا
بر مثال موج دریاها که بر ساحل نشیند
قصه تقصیر آدم قصه حواست
..................
سیف اله باقریهاکلیشمی
وارش 1384
وشنا: گرسنه
هیمه:هیزم 
/ 0 نظر / 30 بازدید