نـــــــی خورگام

هوا از طریق نفس نوازنده ار انتهای بالایی به درون فرستاده شده و قسمت اعظم آن از نزدیکترین سوراخ باز خارج می شود.بنابراین باز و بسته شدن سوراخ ها به توسط انگشتان هر دو دست نوازنده، طول هوای مرتعش و طول موج ارتعاش را زیاد و کم کرده و در نتیجه صوت زیر و بم می شود.واین ساز راهیچ وقت نمی توان کوک کرد.


یعنی کوک آنرا چنانکه در سازهای زهی با پیچاندن گوشی ها میسر است نمی توان تغییر داد. بدین نسبت نمی توان آن را با ساز دیگر منطبق کردو از اینرو معمولا در نقش تکنوار ظاهر می شود.گاه اگر چه بسیار به ندرت که بخواهند از صوت نی در همنوازی ارکستر استفاده کنند. ناگزیر نوازنده ساز تعدادی نی را با کوک ها مختلف فراهم کرده و در دسترس خود می گذارد تا در طی همنوازی یا همراهی صدای خواننده به تناسب موقع از یکی از نی ها استفاده کند.ومعمولا سازنی را درمراسمات شادی وعزا ومذهبی وبیشتر درتعزیه خوانی می نواختند.


وسعت صدای نی حدود دو اکتاو و نیم است، ولی میدان صدا یا کوک در سازهای مختلف تفاوت می کند.اجرای اصوات در اکتاوهای بالاتر به وسیله فشار هوا عملی است. به عبارت دیگر با دوبرابر کردن فشار صداهای حاصله یک اکتاو زیر می شود و باید دانست که هر نی فاقدیکی دو صدا است.


نی از دسته سازهای محلی است و تقریبا در تمام نقاط گیلان معمول است. نوازندگان محلی با ابتکاری سنتی تا اندازه ای از قطع شدن صدای ساز هنگام تازه کردن نفس جلوگیری می کنند.


توضیح آنکه در حین نواختن، هوا را از بینی به ریه و نیز به لپ ها داخل کرده ذخیره می کنند و این هوا را به تدریج به درون لوله می فرستند.
نی کامل دارای هفت سوراخ است و معمولا آن را هفت بند می گویند. عدد هفت یکی از اعداد مقدس دیلمیان بوده است و نزد قدما عدد کامل بوده است.دیلمیها به علم نجوم اهمیت بسیار می دادند، علوم آنها با اعقاید دینی آمیخته بود و تصور می کردند عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل و آفتاب و ماه از مظاهر خدایانند، و از هفت روز هفته هر روز را به ستایش یکی از خدایان اختصاص داده بودند.

سازهای دیگر  آن ها عبارت بود از یک تنبک، سازی است به شکل بشکه ی کوچک، که به دهانه اش پوست کشیده بودندو با هر دو دست، آن را به صدا در می آوردند. بعد یک دهل؛ طبلی بزرگ، که با تخماق کوچک در یک رویه آن، وبا چوب معمولی  در رویه دیگر ان می کوبیدند. این صداهای ناساز را دو نفر سرنا زن، با صدای زیر سرنا که شبیه ساز نی لبک است  همراهی می کردند.وامامتاسفانه این سازبدست فراموشی سپرده شده است ودرحال حاضر کارائی ندارد.

گله داران وچوپانان این منطقه، تقریبا از رفاه نسبی برخورداربودندو پوشاک شان با لباس دامداران حوالی  قزوین، کاملا متفاوت بود. به علت کوهستانی و هوای سرد، چوپانان خورگام قدیم لباس های پشمی سیاه یا قهوه ای سوخته ای می پوشند که توسط زنان بافته می شد. نه شکل لباس و نه نوع پارچه و نه رنگ آن هیچکدام شبیه پوشاک بقیه نقاط ایران نبوده  است. به جای آن پلیور های پشمی فراخ و دراز، نیم تنه ی کوتاه و کاملا اندازه ای به تن می کنند و شلوارشان هم به جای آن که گشاد و بزرگ باشد، به عکس تنگ و چسبان است و تا قوزک ساق پامی آیدو ازیک طرف  به زیپ متصل می گردد و دمپای شلوار برروی کفش چموش که ازجنس چرم ساخته شده بود می آمد . وکلاهشان هم به شکل شب کلاه و از جنس نمد  وبه رنگ سیاه یا قهوه ای بوده است.

/ 0 نظر / 109 بازدید