هویت گالش ها :

کاس پی ها و کاس سی ها از قدیم ترین ساکنین خزری پیش از مهاجرت آریائیان به سرزمین ایران می باشد که در کرانه های جنوبی دریای خزر از ملتقای رود ارس و کورا تا جنوب غربی و جنوب دریای مذکور اقامت دیرینه داشتند . در منابع یونانی از این قوم به نام  کوسایی و نوشته های هرودوت  کیس سی و آسوریها کش شو  و اروپاییها  کاس سی  آمده است .دیاکونوف مورخ نامدار روس ، تاریخ ظهور این قوم را در صحنه کشاکش تاریخی سده هجدهم پیش از میلاد مداند.

«هانری فیلد به نقل از هرتسفلد در کتاب مردم شناسی ایران ، کاسپیان را در هزاره چهارم و پنجم پیش از میلاد کشاورز و دامدار دانسته اند .

قدیمی ترین سندی که اشاره به نام کاس ها می کند متونی است که از عهد پوزوراین شوشیناک مربوط به سده 24 قبل میلاد به دست آمده است هنوز مناطقی در مازندران وگیلان به نام کاس خوانده می شود » که از ناحیه کاس در ناتل کنار کجور نوشهر ، منطقه ییلاقی کا س کول یا پشته کا س ها در لنگای تنکابن از آن جمله اند که تمام مناطق نام برده در حوزه کار محقق است .

«استرابن وقایع نگار مشهور یونانی ، سیر مهاجرت کاس ها را ازشما ل ایران به زاگروس و کردستان و کرمانشاهان ولرستان و سپس به بین النهرین یاد آور می شود ، و از کوههای کوسی یا کوههای ماردی در ادوار بعد و اکسی نام برد که کوههای کا سی یا ماردی از ارتفاعا ت جنوبی نور مازندران و بخش های مجاورش کجور آغاز می شود و از جهت غربی به ارتفاعات کلار ( کلاردشت کنونی ) و مرزهای کوهستانی تنکابن ورانکوه گیلان                       ( کوههای رودسر گیلان کنونی ) وسپس به نقاط دیلمان و عمار لو رودبار زیتون می پیوندد که امروزه موطن اصلی گالش هادر همین مناطق است .

پولیپ مورخ رومی ، کاسپی هارا مردم نیمه متمدن و جنگجو معرفی می کند ، استرابونکاسهارا مردمی غارتگر و شیاد می داند وبه سه قوم مشهور و قدیمی شما ل ایران به نامهای  تپوری، کادوس ، و آمارد  اشاره دارد.

 سر آرنو لد ویلسن ، کادوسیهارا که همان گل ، گلای و گیل می باشند از ساکنان اولیه بومی ایران که اولاد آنها هنوز در گیلان و مازندران در نواحی جنگلی خزر یافت می شوند می داند .

سید احمد کسروی  می نویسد  کادوس یا کادوش در حقیقت اسلاف قوم طالش وقوم گا لشمی باشند

به عبارت دیگر نام کادوش به طالش و گالش بدل شده است شکل درست این واژه درپاری کادوشان بوده

چنانکه در کتاب های ارمنی بدین شکل نوشته می شده است .

بخش ساحلی تنکابن پایندان گیل های کادوس بوده است ، این ناحیه آخرین حد سکونت کادوسیان در جهت خاوری خاک آنها بوده است ، چنانکه آبادی گلیجان و گل کوه که از بلوک لنگای تنکابن است یادآور سکونت این نژاد باستانی است . مشیر الدوله پیرنیا در نگارش تاریخ ایران باستان از قوم آمارد که در میانه سرزمین اقوام کادوس و تپور می زیستند نام می برد .

شادروان مهدوی لاهیجانی مولف جغرافیای گیلان پس از یک سلسله اشارات و نقل اقوال مورد ظن درباره آماردها می نویسد : « قبل از آمدن آریایی ها به سرزمین ایران چند ین گروه نژادی بومی زیست می کردند که چهار گروه ازآنها نامی تر و معروف تر بودند که هر کدام قطعه و بخشی از فلات وخارج از فلات ایران را در تصرف داشتند و نوع آنها چادر نشین و بیابانگرد و برزگرو گله دار و شکارچی پرندگان و چرندگان ودرندگان بوده اند ، همچنین از طریق صید ماهی روزگار می گذراندند

                                                                                   سپس آماردها را بعنوان یک گروه نژادی دانسته وکا د وسی های گیل ، و تپوریها و گلی یا گلاوی ، دربیس  یا  دربیک و یت بن ، آماردی و دارکوزین را شاخه می داند چنانکه کوهستان دلفک دیلمان یادگار قوم دربیک ودارکوزین همان قومی هستند که تحریف شده آن داکو نام کوه و ییلاق معروف نشتای تنکابن تغییر یافته است و تیره های این نژاد  می داند  . نام این قوم البته دروندیداد اوستا با صفت پیر و اهریمن آمده است . 

گتزیا س  پزشک دربار اردشیر هخامنشی  و مورخ معروف یونانی ، کوروش بزرگ را پسر چوپانی از ایل آمارد و پاره ای هخامنش جد کوروش پارسی را چوپان ماردی می دانستند که به پارس گریخت و بعدها به سروری رسید در حال حاضر باقیمانده ی این نژاد (آماردیان) که در کوهستانهای شرق گیلان و غرب مازندران به دامداری مشغولند که آنها را گالش می نامند و محدوده ی تحقیق ما به همین قوم است .

واژه گا لش در لغت و اصطلاح :

گالش یا گاولش ( Galeš ) به معنی گاوبان است ، این کلمه ازریشه سانسکریت گئورکش ( ( Gao-raksکهGao = گاو ، Raks=  پاییدن ، نگهبان کردن است .گالش Galeš : درگیلان ومازندران به چوپان گاو وگوسفند و بز گالش می گویند . البته با این تفاوت که در مازندران گالش به چوپان گاو اطلاق می شود و به چوپان گوسفند و بز عنوان کرد kerd داده می شود .واژه گالش به عقیده بعضی از گالش های رامسر ، از سه حرف گا به معنی گاو و حرف ل به معنی گوسفند و بز وگاو  و حرف ش به معنی پرورش دهنده است . ه . ل . رابینو ، کنسول یاری بریتانیا در رشت در سالهای 1906 و 1912 در مورد واژه گالش چنین می نویسد :

/ 0 نظر / 377 بازدید