ریختن زباله ها درطبیعت چرا....؟!

تازه جالب این است وقتی عکسها و فیلم های شهرهای توسعه یافته را می بینیم که همه جا از تمیزی برق میزند کلی سخنرانی می کنیم که جاده شهرهایعنی این نه مال ما که موش ها و کلاغ ها در آن سر یک تکه آشغال با هم جنگ می کنند و گربه ها از بس از باقیمانده غذاهای رها شده در کوچه ها و خیابان ها خورده اند چربی اضافه آورده اند و حسابی چاق شد ه اند! ما طبیعت را دوست نداریم، چون اگر این گونه بود دست کم به ساحل رودخانه هاو دریا رحم می کردیم و اجازه می دادیم موج های سرکش گریخته از دل آن روی ساحلی تمیز و بی زباله غلت بزنند. ما اگر علاقه ای به طبیعت داشتیم، دلمان راضی نمی شد پوست زمخت هندوانه را چند بار دور سرمان بچرخانیم تا وقتی در دل طبیعت پرتابش می کنیم جایی بیفتد که همه بگویند فلانی رکورد زد و دلمان نمی آمد کیسه های پر از آشغالمان را در گوشه ای یا زیر بوته ای قایم کنیم. این نابسامانی ها همه جا هست حتی در دل زیباترین مناظر طبیعت، زشتی هایی که تهوع آورند و آدم را به این فکر می اندازند که ای کاش این سرزمین ناشناخته باقی می ماند و پای هیچ انسانی، هیچ وقت به اینجا باز نمی شد. در طبیعت شهرستان رودبار هم همین ماجرا ادامه دارد؛ جایی که برای دیدن زیبایی هایش 2 چشم کافی نیست و باید چند چشم قرض بگیری تابتوانی همه زیبایی هارا ببینی. اما ای کاش می شد چشمی داشت تا زباله ها را ندید. حتی اگر به قلب دست نخورده ترین بخش طبیعت خورگام هم بروی باز رد پای زباله ها آنجا هست، کیسه های نایلونی، بطری ها، پوست هندوانه، پاکت خالی چیپس و پفک حتی پوست تخمه هایی که همه جا پرتاب شده اند. زباله ها علاوه بر این که چهره زیبای طبیعت را زشت می کنند نفس طبیعت را هم می گیرند. وقتی زباله ای روی بوته ای می افتد نفس بوته می گیرد، ولی خفه شدن حق گیاه نیست. زباله ها به حیا ت وحش هم آسیب می رسانند و حیوانات بی گناه را آزار می دهند. پس وقتی به بخش خورگام یا هر کجای طبیعت زیبا رفتید فقط به طبیعت فکر کنید؛ به آنجا که ما را مهمان کرده است؛ به آبشارها که با زباله ها زشت شده و به جاده های مرموز پر از ابر که زباله ها به صورتشان خط انداخته و به طبیعتی که در گوشمان فریاد «. زباله ها را غلاف کن » می زند

/ 0 نظر / 39 بازدید