میـــــــلاد حضرت عــــلی ابن مــــــــوسی الرضـــــا علیه السلام مبارک باد

 میلاد حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام مبارک بادurl.jpg

 

   الحمدللَّه‏ربّ‏العالمین، و صلّى اللَّه على سیّد الخلق محمّد و على آله اجمعین.زندگى چهارده معصوم از عشق و معرفت و پندها و اندرزها تابان‏ودرخشان است، ولى از نور برخى از آنها بیشتر بهره‏مندمى‏شویم.امام‏رضاعلیه السلام یکى از امامانى است که این فرصت را براى ما فراهم مى‏آورد تا بیشترفضایل حضرتش بهره‏مند شویم.از آنجاکه ائمه‏علیهم السلام همگى در پیشگاه خداوندنورى واحد هستند، بنابراین بابهره‏گیرى از مسیره امام رضا و شناختآن درواقع درپى این مقصود هستیم که سیره دیگر ائمه بزرگوار را که درود خدابرایشانباد، بشناسیم.نگارنده براین باور است که دوران زندگى امام رضا آغاز مرحله نوین‏حیات تشیّع است، زیرا در این مرحله افکار ودیدگاههاى شیعه از مرحله‏پنهانى بهدرآمد و آشکار شد.پس از این دوره بود که شیعیان در برخى ازمناطق خاص، همواره به نام گروهى مخالف و مبارز مطرح مى‏شدند، و در تمام‏شهرها وجود شیعیان علنىگردید.على بن موسى را بدین دلیل ملقب به لقب"رضا" کردند که پیشتوانى بود که موافق و مخالف بدو خرسند و راضى بودند.اینک ما به گفتار از زندگى و سیماى آن امام بزرگ تبرک مى‏جوییم و ازپرودگار مى‏خواهیم که شناخت او و پیروانش را به ماروزى گرداند و ما را ازشفاعت آن امام و نیز شفاعت جدّش محمد مصطفى‏صلى الله علیهوآله بهره‏مند سازد.محمّدتقى مدرّسى‏ نام: على‏ پدر و مادر: امام موسى کاظم و نجمه‏ شهرت: رضا کنیه: ابو الحسن‏ زمان و محلّ تولّد: 11 ذیقعده سال 148ه.ق در مدینه.زمان و محلّ شهادت: آخر صفر 203 ه.ق در سنّ 55 سالگى، به‏وسیله مأمون، مسموم و در سناباد نوقان )که امروز یکى از محلّه‏هاى مشهد است( بهشهادت رسید.مرقد شریف: مشهد مقدّس‏ دوران زندگى: در سه بخش: 1 - قبل از امامت، 35 سال (148 تا 183 ه.ق( 2 - بعد از امامت، 17 سال در مدینه.3 - بعد از امامت، سه سال در خراسان، که حسّاسترین دوره زندگى سیاسى آن‏حضرت، بشمارمى‏آید.آن‏حضرت، تنها یک فرزند )امام جواد( داشت که هنگام شهادت پدر، در سن هفت سالگى بود.   اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصرو اجعلنا من اعوانه و انصاره و شیعتهوالمستشهدین بین یدیه   دلت نمی خواد آقامون زودتر بیاد؟پس برای تعجیل در فرجش صلوت  

imgres.jpg

 صفات ظاهری، اخلاق و رفتار  آن حضرت
 
در فصول المهمه آمده است که آن حضرت قامتی معتدل و میانه داشت .
 
طبرسی در اعلام الوری گوید: درباره گوشه ای از خصایص و مناقب و اخلاق بزرگوارانه آن حضرت، ابراهیم بن عباس ( یعنی صولی ) گوید: رضا ( ع ) را ندیدم که از چیزی سؤال شود و آن را نداند و هیچ کس را نسبت بدانچه در عهد و روزگارش می گذشت داناتر از او نیافتم . مأمون بارها او را با پرسش درباره هر چیزی  می آزمود و امام به او پاسخ می داد و پاسخ وی کامل بود و به آیاتی از قرآن مجید تمثل می جست .
آن حضرت هر سه روز یک بار قرآن را ختم می کرد و خود می فرمود : اگر بخواهم می توانم در کمتر از این مدت هم قرآن را ختم کنم امامن هرگز به آیه ای برنخورده ام جز آن که در آن اندیشیده ام که چیست و در چه زمینه ای نازل شده است . همچنین از ابراهیم بن عباس صولی نقل شده است که گفت : هیچ کس را فاضل تر از ابوالحسن رضا نه دیده و نه شنیده ام . از او چیزهایی دیده ام که از هیچ کس
ندیدم  . هرگز ندیدم با سخن گفتن به کسی جفا کند .ندیدم کلام کسی را قطع کند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود . هیچ گاه حاجتی  را که می توانست برآورده سازد ، رد نمی کرد . هرگز پاهایش را پیش روی کسی که نشسته بود دراز نمی کرد . ندیدم به یکی از دوستان یا خادمانش دشنام دهد . هرگز ندیدم آب دهان به بیرون افکند و یا در خنده اش قهقهه بزند بلکه خنده او تبسم بود. چنان بود که اگر تنها بود و
غذا برایش می آوردند غلامان و خدمتگزاران و حتی  دربان و نگهبان را بر سر سفره خویش می نشانید و باآنها غذا می خورد . شبها کم می خوابید و بسیار روزه می گرفت . سه روز ، روزه در هر ماه را از دست نمی  داد و می فرمود : این سه روز برابر با روزه یک عمر است . بسیار صدقه پنهانی  می داد بیشتر در شبهای تاریک به این کار دست می زد . اگر کسی ادعا کرد که فردی مانند رضا ( ع ) را در فضل دیده  است ، او را تصدیق مکنید . طبرسی از محمد بن ابو عباد نقل کرده است که گفت : " امام رضا ( ع ) در تابستان بر حصیر و در زمستان بر پلاس بود . جامه خشن می پوشید و چون در میان مردم می آمد آن را زینت می داد . صدوق در عیون اخبار الرضا ( ع ) گوید : آن حضرت کم خوراک بود و غذای سبک میخورد . در کتاب خلاصة تذهیب الکمال به نقل از سنن ابن ماجه گفته شده است : امام رضا ( ع ) سید بنی  هاشم  بود و مأمون او را بزرگ می داشت و تجلیلش می کرد و او را ولیعهد خود در خلافت قرار داد . حاکم در تاریخ نیشابور گوید : وی با آن که بیست و اندی از سالش می گذشت در مسجد رسول الله ( ص ) فتوا صادر می کرد . و در تهذیب التهذیب آمده است : رضا با وجود شرافت نسب از عالمان و فاضلان بود .
صدوق در عیون اخبار الرضا ( ع ) به سند خود از رجاء بن ابوضحاک که مأمون وی را برای آوردن امام رضا ( ع ) مأموریت داده بود ، نقل کرده است : به خدا سوگند مردی پرهیزکار تر و یاد کننده تر مر خدای را و خدا ترس تر از رضا ( ع )ندیدم  . وی در ادامه گفتار خود می افزاید : وی  به هر شهری که قدم می گذاشت مردم آن شهر به سویش می آمدند و در خصوص مسایل دینی  خود از وی پرسش می کردند و او نیز پاسخشان می داد و برای آنان احادیث بسیاری از پدر و پدرانش ، از علی  ( ع ) و رسول خدا ( ص ) نقل میکرد . چون با امام رضا ( ع ) به نزد مأمون بازگشتم وی درباره حالت آن حضرت در سفر از من پرسش کرد . من نیز آنچه دیده بودم از روز و شب و کوچ و اقامتش برای وی باز گفتم . مأمون گفت ، آری ابن ابو ضحاک وی از بهترین مردم زمین و داناترین و پارسا ترین ایشان است . سمعانی در انساب می نویسد : ابو حاتم بن حبان بستی روایت کرده است از پدرش ، عجایب ، روایت کرده است از او ابوصلت و دیگران که امام رضا دچار توهم می شد و خطا می کرد .
 
 
به اعتقاد من رضا از نسبی شریف برخوردار بود ؟ از جمله عالمان و فاضلان محسوب می شد و خلل در روایت او از سوی راویان است ، هیچ راوی ثقه ای از او روایت نکرده جز آنکه متروک گشته است . یکی  از روایات مشهور از آن حضرت صحیفه است که راوی آن بدین خاطر مورد طعن قرار گرفته است . یکی از کسانی که نسخه ای از انساب را در اختیار داشته ، چنان که در نسخه چاپی این کتاب مشهود است ، برهامش آن چنین نوشته است : به این گستاخی  بزرگی که از سوی این مغرور عنوان شده بنگر ! چگونه فرزند رسول خدا ( ص ) و وارث علم و دانش آن حضرت و یکی از علمای عترت نبوی و امام ایشان که بر افزونی  علم و شرف وی اجماع کرده اند در علم رسمی برای دستیابی به دنیا تلف کرده و بالاخره بر مسند قضاوت بلخ و غیر آن تکیه زده چگونه آشکار گردیده است که امام علی  بن موسی الرضا توهم و خطا کرده است ؟ حال آنکه فاصله زمانی میان این دو در حدود یک صد و پنجاه سال می باشد . اگر دشمنی با خاندان پیامبر ، که خداوند به حب و مهر ورزی نسبت به ایشان امر کرده است و پیامبر بر تمسک به آنان فرمان داده نیست ، پس چه دلیل دیگری برای اثبات گفته خود دارد ؟ خدا آنان را بکشد به کجا رانده می شوند . ؟ از قراین بر می آید که یکی از خوانندگان این کتاب که نتوانسته چنین سخنی را تحمل کند ، به قصد نابود کردن آن محکم بر روی  آن کوبیده است ، اما آن هنوز آشکار و روشن باقی است .

 

   درمدح علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)   

 
سَلامٌ عَلی آلِ طــــــه وَ یاســـــین                  سَلامٌ عَلی آلِ خَیــــــــــــــــرِ النَبیین(1)
 
    سَلامٌ عَلــــــی روضـــَـــةٍ حَلَّ فیها         اِمامٌ یُباهی بهِ المُلـــــــــــکُ و الدین(2)           
 
امام به حق شاه مطلق که آمــــد                   حریـــــــــــم درش قبله گاه سلاطین   
 
شه کاخ عرفان، گل شـاخ احسان                دُرِ دُرج امکــــــــان مه برج تمکین   
 
علی بن موسی الرضا کز خدایش                رضا شد لقب، چون رضا بودش آیین           
 
زفضل و شرف بینی او را جهانی                   اگر نبودت تیــــــره چشم جهان بین
 
پی عطر روبند حوران جنـــــــت                     غبار دیارش به گیسوی مشکــــــین   
 
اگر خواهی آری به کف دامــن او                    برو دامن از هر چه جز اوست در چین
 
چو "جامی" چشد لذت تیغ مهرش               چه غم گر مخالف کشــد خنجر کین

عبد الرحمن جامیurl.jpg

منابع:

/ 0 نظر / 76 بازدید