لباس‌ محلی زنان در گیلان

 واما اینکه این که  تنوع و زیبایی این نوع لباس نشان می‌دهد که مردم استان تا چه اندازه به رنگ‌های شاد علاقه دارند.و مردم این استان به دلیل تنوع اقلیمی طبیعت، علاقه زیادی به تنوع رنگ‌ها دارند که این امر در نوع پوشاک آنها بخوبی به چشم می‌خورد.رنگ‌های شاد و متنوع به کار رفته در لباس‌های محلی علاوه بر زیبایی، آرامش روحی و روانی را برای فرد ایجاد می‌‌کند.
 

 

ومیتوان اشاره کرد که لباس‌های محلی در معرفی فرهنگ غنی و شناسایی صنایع دستی منطقه نقش زیادی دارد، بنابراین باید نسبت به احیای این هنرهای اصیل اقدام جدی شود. واین لباس‌های محلی با گذشت زمان از شئون مختلف زندگی همچون اعتقادات، آداب و رسوم طبقات اجتماعی، شرایط اجتماعی و... اثر پذیرفته است.

لباس محلی نمادی از فرهنگ اصیل ایرانی

با وجود این زنان گیلانی از روزگار کهن تاکنون رنگ‌ها را به پهنای طبیعت زیبای تالش، آستارا، رضوانشهر، ماسال، انزلی، فومن، شفت، صومعه سرا، رودبار، رشت، لاهیجان، لنگرود، رودسر، املش، سیاهکل و آستانه اشرفیه درهم تنیده و پوشش زیبایی را تهیه کردند که هنوز هم زنده است و هر کس با دیدن این لباس به وجد می‌آید، لباسی که با چند رنگ در تار و پود پارچه در آمیخته و با دوخت‌های متنوع طراحی و آراسته شده است.

گیلانی‌ها سینه به سینه آموختند، طرح زدند، دوختند و به تن کردند و گوشه‌گوشه بقچه‌های جهیزیه را با طرح‌های زیبا و متنوع زینت و لباس‌های با قدمت تاریخی بسیار را نسل به نسل به یکدیگر هدیه دادند.

این تصویر روستا انبوه عمارلو

 

 متأسفانه امروز در بیشتر مناطق استان حتی روستاها، کمتر زنان و مردانی با پوشش‌های محلی دیده می‌شود و این لباس‌های دارای پیشینه و هویت در کنج پستوها و صندوقچه‌های پدربزر‌گ‌ها و مادربزرگ‌ها خاک می‌‌خورند و زنگار فراموشی بر آنها نشسته است.

نقش و نگار موجود در لباس‌های محلی که اوج هنر و ظرافت هنرپردازان را روایت می‌کند، اکنون خود نیز همانند هنرشان به فراموشی سپرده شده است و در انتظار رونق دوباره هنرشان لحظه‌ شماری می‌‌کنند.یک فعال در زمینه صنایع دستی و بر لزوم برنامه‌‌ریزی برای احیا و رونق دوباره لباس‌های محلی تاکید می‌کند و می گوید: ورود صنایع دستی ماشینی، طولانی بودن مدت زمان تولید، بالا بودن قیمت و عدم حمایت از دلایل مهم فراموشی این لباس‌های فاخر و ارزشمند محلی است 

 با اشاره به این که اکنون شمار کمی از مردان و زنان منطقه لباس‌های خوش ‌نقش‌ و نگار محلی را می‌پوشند، باید افزودکه ورود انواع ماشین ‌آلات و پوشاک خارجی باعث شده تا بازار پارچه‌‌های رنگین محلی کم ‌رونق شود و این البسه‌های با هویت در کنج پستوها جای گیرد.

در این زمینه می توان گفت: باوجود کم‌ توجهی نسل جدید به لباس‌های محلی، هنوز لباس‌های عمارلویی ،خورگامی، قاسم‌آبادی، تالشی، دیلمانی و...... طرفداران خاص خود را دارد.

باید متذکر شدکه صنایع دستی، برای استفاده از لباس‌های محلی به جای لباس‌های غربی باید حمایت و فرهنگ‌ سازی شود. متاسفانه برخی لباس‌های محلی را به دلیل کهنگی و بی‌‌ارزشی کنار گذاشته‌‌اند، در حالی که این لباس‌ها نشانه فرهنگ و هویت ماست و باید حفظ شود.

بنده معتقدم: حمایت از تولیدکنندگان و هنرمندان این رشته هنری و ارائه تسهیلات و امکانات مورد نیاز به آنها تاحدی در پویایی این رشته هنری موثر است.

به هر حال امروزه به حکم گذر زمان، تحول اوضاع اجتماعی و روابط با سایر کشورها تغییرات زیادی در طرز پوشش اهالی منطقه به وجود آمده و بخشی از پوشش قدیم را فقط میان روستاییان و عشایر می‌‌توان دید.همچنین برای حفظ فرهنگ غنی منطقه و شناسایی لباس‌های خاص رو به فراموشی، باید تحقیقات و پژوهش‌های ویژه‌ای در سطح استان انجام شود، چرا که با الگوپذیری لباس‌های ملی از این البسه علاوه بر حفظ فرهنگ بومی منطقه، جهت حفظ صنایع دستی منطقه نیز برنامه‌‌ریزی خواهد شد.

لزوم ساماندهی مد و لباس در جامعه

یک کارشناس مسائل دینی نیز بر ضرورت ساماندهی مد و لباس تاکید می‌کند ومی گوید: لباس‌های اسلامی و ایرانی ریشه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران دارد، این لباس‌ها از تنوع بسیاری برخوردار است که باید با طراحی مناسب بتوان سلیقه‌ها و نیازهای مصرف‌‌کنندگان پوشاک را تامین کرد.

 وبا اشاره به این که لباس‌های اسلامی و ایرانی می‌‌تواند جایگزین مناسبی برای لباس‌های فرهنگ بیگانه در جامعه باشد و این نوع لباس‌ها تنوع مدل و رنگ‌بندی‌های زیبایی دارد که آحاد جامعه به نحو مطلوب می‌‌توانند از آن استفاده کنند.

در پایان میتوان متذکر شد که بر ضرورت راه‌اندازی نمایشگاهی از لباس‌های بومی، سنتی و ملی مطابق با موازین اسلامی و عرفی در استان باید راه اندازی شود. 

 منبع:عکسها از ابوذر حمیدی از روستا انبوه عمارلو شهرستان رودبار 

/ 0 نظر / 311 بازدید