تـــــــعـــــــزیـــــه خــــــــوانـــــــی دربخش خورگام

IMG_0673

بر خلاف معنى لغوى تعزیه، غم‏انگیز بودن شرط حتمى آن نیست و ممکن است گاه شادى‏بخش نیز باشد. بدین معنى که اگر چه هسته اصلى آن گونه‏اى سوگوارى و یاد کرد و بزرگداشت خاطره مصائب اندوهبارى است که بر اهل بیت و به ویژه امام حسین (ع) و یاران نزدیکش رفته است، اما با گذشت زمان و تحول و تکامل کمى و کیفى و گونه گونى و تعدد آن تعزیه‏هایى در ذم دشمنان دین و خاندان پیامبر (ص) پرداخت شده که نه تنها صفت اندوهبار بودن را از دست داده، بلکه سخت مضحک و خنده‏آور نیز هستند [تعزیه مضحک‏] . در این میان تعزیه‏هایى تفریحى نیز چهره نمایانده‏اند . که از آن جمله‏اند: تعزیه‏هاى درةالصدف، امیر تیمور، حضرت یوسف، و عروسى دختر قریش . شیوه برپا کردن آن نیز چنین است که با پایان گرفتن هر مجلس سوگوارى یا دسته روى ـ و یا حتى به صورتى جداگانه ـ عده‏اى شبیه خوان [شبیه‏] در هر جایى که مناسب تشخیص دهند، مى‏ایستند و نوازندگانى که از قبل همراه آنانند به زدن طبل یا شیپور آغاز مى‏کنند و در همان میان نیز زمینه را براى برپا کردن تعزیه آماده مى‏سازند. این زمینه معمولا عبارت است از شکل دادن دایره‏اى محل نمایش، جاى دادن سکوهایى کوچک و بزرگ [تختگاه‏] براى مشخص نمودن شأن و مرتبه اشخاص نمایش، و همچنین [علم‏] و [کتل‏]، و نصب پرچمهاى سبز و سرخ و سیاه. زدن طبل و شیپور در چنین لحظه و مناسبتها به خودى خود پیام از اجراى نمایش تعزیه مى‏دهد. به محض گردآمدن عده‏اى تماشاگر شبیه خوانى که از شخصیتهاى شناخته شده‏تر نمایش است، ابیاتى چند را به عنوان درآمد برمى‏خواند. مثلا شمر در آغاز کار در حالى که با گامهاى بلند و تند گرد صحنه نمایش را مى‏پیماید چندین بار به صداى بلند مى‏خواند :
الا یاران! نه من شمرم نه این خنجر
مراد از کار ما این است که این مجلس بکا باشد

IMG_0682

و سپس معمولا با به اجرا درآمدن پیش‏خوانى نمایش مجلس اصلى آغاز مى‏گردد. در این نمایش مذهبى براى عواطف تماشاگران مرزبندى تازه‏اى صورت گرفته و براى خندانیدن و خندیدن جاى مشخصى در نظر گرفته شده است. هم از این روست که در این حالت لفظ شبیه خوانى را که آغاز نیز متداول بود و مفهوم شکلى از نمایش را افاده مى‏کرد، به جاى تعزیه که مفهوم تسلیت و سوگوارى دارد، به کار مى‏برند. بر پاى دارنده اصلى تعزیه را بانى و گرداننده آن را تعزیه گردان، معین البکا یا ناظم البکا و بازیگران آن را شبیه خوان یا تعزیه خوان و سایر همکاران بر پایى آن را «عمله تعزیه» مى‏نامند. گاهى نیز لفظ عمله را براى همه دست به کاران تعزیه به کار مى‏برند. در این نمایش محدودیتى براى استفاده از لوازم و اسباب در میان نیست چنانکه براى باشکوه‏تر جلوه دادن نمایش از هر وسیله ـ به شرط آنکه به تقدس ماجراهاى آن آسیبى نرساند ـ استفاده مى‏شود.

IMG_0681
براى نمونه، در عهد ناصر الدین شاه به هنگام اجراى مجلسى از مجالس تعزیه هنگامى که سخن از وجود یک شیر به میان آمد، بى‏درنگ صورت زنده این جانور را که در قفسى محبوس بود از باغ وحش آورده و در پیش چشم حاضران به تماشا گذاردند تا مگر بر جدیت و هیجان صحنه افزوده گردد. از این رو، اگر دیده شود که مثلا شبیه شمر چکمه ولینگتون به پاى دارد و سیگارى خارجى بر لب و افزون برداشتن جقه فرماندهى و قبضه براق شمشیر، تپانچه تیرى در پر کمر، جاى هیچگونه شگفتى نیست. شبیه‏خوانها براى آسانى ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تکه کاغذى به نام فرد، در دست دارند که در آنها مصراعهاى آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بى‏هیچ زحمتى نقش آفرینى خود را دنبال گیرند . بازیگران ناشى یا خردسال را تعزیه گردان، خود با توجه به مندرجات و یادداشتهاى بیاضى که در دست دارد [بیاض‏] از کنار محدوده نمایش راهنمایى مى‏کند. حتى گاهى به شبیه‏خوانهاى کارآزموده نیز تذکراتى مى‏دهد. نقش زنان را هم در این نمایش، به واسطه ممنوعیتهایى که شرع اسلام بر نقش آفرینى زنان بر صحنه‏اى در ملاء عام بسته است، مردان بازى مى‏کنند که در این حالت به آنها «زن خوان» مى‏گویند. طبیعى است که چنین بازیگرانى براى بهتر آفریدن نقش زنان باید صدایى خوش و دلاویز داشته باشند و ترجیحا نقاب بر چهره پوشند. گاه نیز براى بهتر در آمدن بازى نقش زنان، از پسران نوباوه کارآموخته استفاده مى‏شود. در این حالت، اگر چه این نوباوه نقابى بر چهره ندارد، اما به هیچ وجه کمترین نشانى از بزک (گریم) در سیماى وى به چشم نمى‏خورد.

IMG_0677
شبیه خوانان در اجراى هر مجلس نوعا دو دسته‏اند: اولیاخوان و اشقیاخوان.
شبیه خوانهایى که نقش اولیا و یارى دهندگان دین را مى‏آفرینند اولیا خوان / مظلوم / انبیاخوان نامیده مى‏شوند، و کسانى که نقش اشقیا و دین‏ستیزان را بازى مى‏کند اشقیاخوان یا ظالم خوان‏اند. اولیاخوانها نقشهاى خود را موزون و خطابه‏اى سر مى‏دهند، اما اشقیا خوانها سخنان خود را ناموزون و معمولى، و در پاره‏اى از موارد، مسخره آمیز بیان مى‏دارند. اولیا خوانها جامه سبز یا سیاه بر تن مى‏کنند و اشقیا خوانها لباس سرخ . اما در مورد سیاهى لشگرهاى هر یک از دو دسته، استفاده از جامه‏هایى بدین رنگها مصداق کاملى ندارند.

IMG_0662

نشانه و نماد در تعزیه کاربرد بسیار دارد، چنانکه گفته‏اند این نمایش باغى از نشانه و نمادهاست. از آن جمله‏اند انواع پرچمهاى سبز، سرخ و سیاه که نماد اهل بیت، شور و انقلاب، و سوگوارى‏اند، علم که نماد درفش سپاه امام حسین (ع) است و گفته‏اند صورت واقعى آن را معمولا سپهسالار وى ـ حضرت عباس ـ بر دست مى‏گرفت؛ طشت آب به نشانه شط فرات؛ شاخه نخل و یا هر نهالى به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنین مسافرت. چتر که وسیله القاى تازه فرود آمدن هرولى یا فرشته به ویژه جبرئیل از آسمان است؛ زدن عینک سفید براى نشان دادن روح بصیرت و نیکدلى؛ عینک دودى براى جلوه خباثت و بدسگالى فرد مورد نظر؛ عصا که نشانگر تجربه و مصلحت‏اندیشى است؛ نگریستن گاه و بیگاه از میان دو انگشت بزرگ دست براى تأکید بر قدرت و فضیلت اولیاء در تجسم اوضاع آینده و همچنین پیشبینى؛ بر تن کردن نیمتنه بلند سفید (کفنى) به نشانه نزدیک شدن مرگ و اعلام جانبازى؛ زدن یا افشاندن اندکى کاه بر سر براى نشان دادن ماتم نشینى؛ اسب سپید بى‏سوار به نشانه اسب امام حسین (ع) (ذوالجناح) و به شهادت رسیدن صاحبش؛ گهواره آغشته به رنگ سرخ براى بیان به شهادت رسیدن کودک شیرخوار امام حسین (ع) ـ على اصغر؛ استفاده گاه و بیگاه از کبوترى سفید براى آگاهانیدن تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و همچنین القاى حس معصومیت و همدردى در آنها؛ کجاوه نشینى شبیه زنان براى نشان دادن به اسیرى رفتن آنها. نقش‏خوانى بر منبر ویژه اولیاى نامدار است . بزرگى و کوچکى چهارپایه‏هاى که گاه اولیا براى سر دادن نقشهاى خود بر آن مى‏ایستند وسیله‏اى براى مشخص نمودن پایه و مرتبه آنهاست.

/ 0 نظر / 34 بازدید