قلّه سلان سر

  

 

سرپرست:علی محمدی

راهنما:محمد ولی زاده

جلودار:محمدرضا دوستی

عقب دار:رضا محمدی

اعضا:ایرج دوستی.کاظم حسنی.محمدولی زاده.علی محمدی.محمدرضا دوستی.رضامحمدی.فرشید نویدی.احسان یاراحمدی 

 بعد از هماهنگی های بعمل آمده و اخذ مجوز از رئیس هیات کوه نوردی شهرستان رودبار جناب آقای نجاتی در خصوص صعود به قله سلان سر آخرین جلسه هماهنگی شب قبل از صعود بین اعضا انجام گرفت.

  

ساعت20:45 دقیقه روز بیست و پنجم نفرات غیر بومی ما که آقای یاراحمدی و آقای نویدی بودند به ما پیوستند و شب زودتر خوابیدیم.

 

  

ساعت 5 صبح روز جمعه 26/04/94 از خواب بیدار شدیم و بعد از جمع کردن لوازم به راه افتادیم و با یه آژانس خودمان را به روستای لویه رساندیم.ساعت 5:40 دقیقه از داخل روستای لویه مسیر اصلی را از جهت شمال غربی آغاز کردیم و به راه افتادیم .هوا هم طبق پیش بینی هواشناسی کاملآ ابری و خنک بود.

 

  

بعداز پیمودن حدودآ 700 متر از مسیر در منتهی شمال غربی لویه به چشمه آب گرممعروف رسیدیم که  برای اعضا خیلی جالب بود چشمه ای که از دل تخته سنگی بیرون آمده.البته چون ما صبح زود آنجا رسیدیم تونستیم از نزدیک چشمه رو ببینیم چون این چشمه به دلیل خاصیت آب درمانی که دارد در طول روز میزبان خانواده های زیادی است که بطور اختصاصی از آن استفاده می برند.

  

به راه ادامه دادیم ،در سینه کش کوه های لویه بودیم که کامل دشتکان از دیده ها پنهان می شد و کم کم به محدوده روستای ییلاقی و زیبای دارستان می رسیدیم.طبق گفته راهنمای گروه آقای محمد ولی زاده به خاط کوتاه کردن مسیر از ضلع شرقی دارستانعبور کردیم و در انتهای روستا از بغل چند خانه رد شدیم و جلوی خانه  آخر کمی استراحت و از شیر  آب چشمه جلوی خانه نیز استفاده کردیم

  

ساعت تقریبآ8:30 صبح بود که به انتهای دارستان رسیدیم و با توجه به نیاز  تجدید قوای گروه  در منطقه ای بنام "حبیب زمین" بساط صبحانه را پهن کردیم.با سختی تمام آتش روشن کردیم البته این امر مسبب کلی شوخی و خنده بین بچه ها شد.طبق معمول برنامه گروه یه املت لذیذ خوردیم و بعد از آن نیز برنامه 45دقیقه ای صبحانه ما با خوردن چای با خرما پایان یافت.

 

 

  

 کم کم با ارتفاع گرفتن به محدوده چراه گاها رسیدیم و در فواصل کمی با گلّه ها روبرو می شدیم که سگها گلّه کمی خطرناک به نظر می آمدند.در آخرین دره منتهی یال کوه سلان سر بنام "سرد خونی" به چشمه  یا به اصطلاح گله داران "لار"رسیدیم.نکته جالب اینکه در این بین به بطور اتفاقی با یکی از چوپان ها به نام آقای کرمی از روستای رشته رود هم صحبت شدیم که بعد از 31 سال یادآور خاطرات دوران سربازی با آقای ایرج دوستی بود

 

 

 

  

تقریبآ در 300 متری به قله با مه غلیظی روبرو شدیم که ادامه مسیرو رو کمی سخت کرد .در هر صورت راس ساعت 13:25 دقیقه به قله رسیدیم و عکس یادگاری با اعضای گروه گرفتیم چون شدت مه زیاد بود و امکان خیس شدن اعضا بود زیاد در قلّه نماندیم و  با راهنمایی آقای ولی زاده به منطقه "چال سرا" که کمی پایینتر از قلّه بود آمدیم.

 

  

در چال سرا کلبه ای بود که توسط آقای امیری که واقعآ خونگرم و مهمان نواز بود اداره می شد.به محض رسیدن در کلبه اعضاء گروه توسط بخاری هیزمی که در کلبه روشن بود لباسها را خشک و خودمان را گرم کردیم. 

  

نهار را به لطف آقای امیری در آن هوای مطبوع و سرد با فراورده های طبیعی از جمله دوغ و کره محلی که به ما داد میل کردیم،حسابی خوش گذشت چون در غیر اینصورت با توجه به شرایط آب و هوای نامساعد امکان آماده کردن غذا برایمان کمی سخت می شد.

 

  حدود 2 ساعت زمان نهار و استراحت ما طول کشید.با گذشت زمان  بر شدت مه افزوده می شد طوری که واقعآ میدان دید به چند متر کاهش پیدا کرد.و با توصیعه آقای امیری که کاملآ به شرایط آب و هوای آنجا آشنا بود فرود را ساعت15:15  آغاز کردیم.

  

به پیشنهاد راهنمای گروه مسیر برگشت ما از جبهه غربی کوه که منتهی می شد به روستاهای "دوگاهه" و "لاکه" و در نهایت پایین بازار را آغاز کردیم.در ابتدای فرود از یک راه میانبر استفاده کردیم که بدلیل مه زیاد از مسیر خارج و بعد از پیمودن نیم ساعتی در ضلع شمال شرقی کوه به مسیر اصلی وصل شدیم.بعد از گذشت 1 ساعت از فرود از خط مه گذشتیم و با کمک آقای حسنی که زحمت روشن کردن آتش را کشید ،کمی گرم شدیم و لباسها رو خشک کردیم.  

 

ساعت18:10 دقیقه به روستای دوگاهه رسیدیم و در قهوه خانه روستا عصرانه خوردیم،بچه ها چند کیلو دوغ محلی گرفتند و به راهمان ادامه دادیم.  

 

در ادامه راه از ییلاق گالشکیه گذشتیم که خیلی زیبا بود ، ناگفته نماند که در تمام مسیر این چشم اندازها از لنز دوربین و عکاس گروه پنهان نمی ماند و مناظر و چشم اندازهای زیبا را ثبت می کردیم.  

 

 با رسیدن به روستای لاکه هوا کم کم رو به تاریکی می رفت.طوری که تقریبآ به ابتدای یال کوهی که به پایین بازار رسیدیم  هوا کامل تاریک شد.البته به قول دوستان گروه این برنامه در دو روز هم می شد انجام بشه،چون مسیر خیلی طولانی بود نزدیک به35 کیلومتر راه رفتیم.با تمام وجود این صعود با موفقیت انجام شد و گروه راس ساعت 21:20 دقیقه به پایین بازار جلوی اداره پست رودبار رسیدیم و از آنجا با آژانس به دشتکان رفتیم.انشاله پاینده تا هفته های آینده:با تقدیر وتشکر از دوست ارجمندمان جناب آقای علی محمدی واقعا از ایشان سپاسگزاریم.

منبع:دشتکان قلب سفید رود

/ 0 نظر / 153 بازدید