درباره ما
علی اکبری لیاولی

راهنماي وبلاگ
سايتهاي کاربردي سايتهاي خبري سايتهاي استان گيلان
روستا لیاول علیا ء خورگام نويسنده: علی اکبری لیاولی - چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳

                           روستای لیاوُل علیاء

وقتی دفتر را ورق می زنیم ؛ هر ورقش شاهکاری است از لطف بی همتای کردگار . ورقی به رنگ آبی دریاست و ورق دیگر زمین و مراتع است در نقش چراگاه . صفحه ای هم حکایت از ارتفاع قله های پوشیده از درختان انبوه به نام جنگل است. با ما همراه باشید برای ورق زدن یک برگ از زیبایی مخلوق آفریدگار به نام روستای " لیاوُل بزرگ

 موقعیت جغرافیایی


                                                                                

 

 

 


این روستا از شمال به روستای لیاول سفلی و شمال غرب روستای برارود و از جنوب به

مراتع و جنگل اسیاسرا و همچنین از جنوب غربی به روستای قدیمی گیاش و از شرق به روستای سوسف قدیم ؛ ماشمیان و از غرب به روستای جلالده محدود میشود.

لیاوُل آبادی از بلوک خورگام از بخش رودبار زیتون واقع درسی و چهارهزار متری خاور محمد زمان خانی (رودبار)واقع شده که محلی کوهستانی و دشت بزرگ شمرده میشود.                 

 

 وجه تسمیه روستا لیاوُل ازترکیب سه واژه"لی-او-ول" تشکیل شده و شاید به جهت وجود چشمه ای جوشان دروسط آبادی باشد( لی )نوعی درخت، او به گویش محلی یعنی آب و ول بمعنای جوشش(قُل ،قُل)می باشد که معنای لغوی آن آبی جوشان برای درخت است که این نام را بر آن نهاده اند.

 روستای لیاوُل نیز علاوه برتاریخ 800 ساله اش از طبیعت سرسبز بکر و گلهای رنگارنگش و نیز از کوه,جنگل,غار و خانه های گلی سرشار بود که متاًسفانه در مرور زمان و زلزله های دوران گذشته به کل تخریب و از بین رفت و نقل ها درباره مهاجرت به این روستا به دو گونه است بسیاری آن را جان پناه رمیده گان از جور زمانه می دانند و دیگران آن را خلوتگاه یار جاودانه و زندگی و استراحتگاه فرزند آدمی می دانند.

وامازلزله ای که در دوران قدیم در منطقه خورگام رخ داد و قلعه گیاش را خراب کرد و مردمان آن به دو سوی رودخانه سفید رود کوچ نمودند و طایفه ای هم به لیاول علیا مهاجرت نمود و در این روستا سکونت گزیدند.طوایف مختلفی در این روستا روزگار را به خوشی و خرمی سپری کردند و مردمان این وادی از سه تیره گیاشی,حسن ده,کردها تشکیل می شدند که خسن ده ها از طایفه رشوند از ایل بزرگ به به سلیمانیه عثمانی که در زمان شاه عباس اول به خورگام کوچانده شدند و اما طایفه کردهای کرمانج از دشت ماروسک در شصت کیلومتری نیشابور در زمان افشاریان به این روستا کوچانده شدند و از طایفه ای که از گیاش به این روستا نقل مکان نمودند میتوان به امان اله فرزند علی اکبر(الی بر)     نام برد که هم اکنون از طایفه های بزرگ وکوچک ازجمله  :اکبری,  علی اکبری, جمالی  ,امانی , قربانی ,حسن پور,فکوری،قنبرزاده,رحمانی،مسیع زاده،حسینی.... .می توان به آنها اشاره کرد.

 دردوران قدیم مرکز خورگام و روستای لیاوُل,منجیل(مانگل) بود,ومردمانی قد بلند,تنومند,قوی هیکل وجنگجودراین روستا زندگی می کردند  ودرادوار گذ شته شغل مردمان این مناطق پرورش اسب,مادیان وقاطر برای سوارکاری ونبرد در جنگها وحمل ونقل باروپرورش بز، گوسفند نیکو بوده است در قرن گذ شته جمعیت این روستا 850 نفر بودند وجوراب بافی ودستکش پشمی پیشه ساکنان آن بشمار می رفت راه آن مال رو وده باب دکان  دارد و اکثر مردم در تابستان به ییلاق بربن می رفتند و دو قرن گذشته مردم روستا برای بردن شکوائیه و عریضه و ارسال پیک به روستای جیریندیه مراجعت می کردند. روستای لیاول در یک محل کوهستانی استقرار یافته و زمین های آن بعضاً هموار و کشت کشاورزی در آن آبیاری و بعضی بصورت دیم به عمل می آید و اقتصاد این دیار به علت شرایط خاص اقلیمی بر پایه کشاورزی و دامداری استوار است.

شغل اهالی زراعت و باغداری و گله داری,زنبور داری بوده است و آب آن از چشمه ها و رودخانه محل تاًمین می شود و اما هوای آن سردسیر و مطبوع بوده و عمده محصول آن غلات خصوصاً عدس(مرجو)و محصولات لبنی و کشاورزی میباشد.

شب نشینی:

در آبادی لیاول در دوران قدیم مرسوم بوده است فامیل و آشنایان گرد هم جمع می شدند و خوش و بشی داشته باشند و به گپ و گفتگو بپردازند و شادی کنند و خستگی از تن بزدایند. این شب نشینی ها در شب های خاص سال پر رنگ تر بوده و معمولا در این شب ها در خانه بزرگان فامیل گرد هم می آمدندوازداستانها ،روایت ها وکارزار نیاکان خودشان برای همدیگر نقل  وقول می کردند. در گذشته در شب های زمستان گرد بخاری (کٍلُه ) های هیزمی   می نشستند و از انواع شب چره ها بهره مند می شدند. از جمله گندم برشته،عدس برشته، امبرودخشک(اربو)،برگه زرد آلو ، نخودچی ،کشمش. گاه گاه ای میوه  بـــه را بر روی بخاری  آتشی یا ذغال قرار می دادند تا پخته شود و میل می کردند. مادر بزرگ ها هم که بساط سماور آتشی خود را در اتاق پذیرایی براه می انداختند و با چایی از میهمانان پذیرایی می نمودند.

دریافت سرانه:

درلیاول قدیم مرسوم بوده است جهت هزینه های مربوط به اداره آبادیها نظیر هزینه های مساجد ، حمام و دیگر مکانهای عمومی مبالغی محاسبه و به صورت سرانه (سری )از مردم اخذ گردد. با عنایت به بافت طایفه ای ساکنین مرسوم بوده بزرگ هر طایفه ای شخصی را مسئول جمع آوری سری می نماید. همچنین هر خانواده موظف بود به تعداد افراد ذکور خانواده مبلغ سرانه را بپردازد. مسئول پرداخت سرانه در هر خانواده سرپرست خانواده بوده است و به محض اینکه فرزندان ذکور خانواده ازدواج نمایند از نظر پرداخت سرانه مستقل خواهند بود.

صنایع دستی و چوبیاین صنعت درولایت  لیاول قدمت زیادی دارد شاید به طول دوران زیست انسانها، از مهمترین صنایع دستی گلیم بافی،چادر شب ،جوراب پشمی ، نخ ریسی،نمد،جاجیم،ظروف گلی،و وسایل چوبی است که مواد خام این محصولات از محل این وادی تهیه می گردید .
نیاکان این دیار و صاحبان پیشه و فن همواره با عشق به زیبایی و سایل مادی زندگی را خلق کرده بودند و دستان توانمند هنرشان ذهن مستقل و پویا واندیشه جستجو گرش مجموعه ای دیدنی و سزاوار تحسین را به یادگار گذاشته بوده است .

در این مرز و بوم در ادوار گذشته مشاغل و صنایع چوبی ساخت دست از جمله می توان پارو,غربال,قاشق,تخته گوشت,ذغال و انواع دسته های چوبی تبر و تیشه,داس.... میتوان اشاره کرد که از درختان جنگل تهیه و برای فروش به شهرهای اطراف می برند و حمل و نقل آن وسایل از چهارپایان مانند قاطر, الاغ صورت می گرفت و زمانی که در شهرهای اطراف یخچالی وجود نداشت عده ای برای بردن یخ به کوه دالفک (درفک) می رفتند و از یخچال طبیعی آن یخ تهیه و در جوال (گونی) ریخته و بار قاطر کرده و برای فروش و امرار معاش به شهرهای رشت و قزوین انتقال می دادند.

روستای لیاوُل را کوه ها محاصره کرده اند همانند کاسه رنگی که از هر زاویه به آن نگاه می کنی نقش زیبایی خواهی دید و رودخانه ای به اسم چلارود(چهل قدیم) در کنار این روستا جاری می باشد و رودخانه از ارتفاعات کوه های بالا دست سرچشمه میگیرد و به رود تورنگ لات سرازیر میشود.