درباره ما
علی اکبری لیاولی

راهنماي وبلاگ
سايتهاي کاربردي سايتهاي خبري سايتهاي استان گيلان
ما آریایی نیستیم نويسنده: علی اکبری لیاولی - دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱

ما آریایی نیستیم
نه بردیا دروغین بود و نه انوشیروان دادگر

 
به جز چند کتیبه سنگی و چند صفحه از کتب مذهبی متاسفانه نوشته دیگری از نیاکان ما برجا نمانده است تا تاریخ نگاری امروزمان متکی و مستند بر آنها گردد. به غرور ملی مان برنخورد, گویا باید بپذیریم که نوشتن و تاریخ نگاری برخلاف یونان در ایران باستان متداول نبوده است. مورخی چون طبری و حماسه سرایی چون فردوسی حدود 1000 تا 1500 سال بعد از آشیل, هومر, گزنفون و هرودت و دهها شاعر و مورخ و داستانسرا و ادیب و دانشمند یونانی که آثار مکتوب داشتند ظهور کردند. تاریخ ایران را عموما خارجی ها برایمان نوشتند, و تلاش تاریخ نویسان وطنی بیشتر در سطح ترجمه آنها و یا باز نویسی و نقل قولهای طولانی از آنها خلاصه می شود


ما که عوض نشدیم, عوض هم شده باشیم تاریخ ما که عوض نشده!؟ اما در سالهای اخیر در تقریبا تمام مقالات, فیلمنامه ها و کتبی که درباره ایران و تاریخ ایران نوشته می شود تصویری که از ما ایرانیها و ملل همسایه مان ارائه می گردد تصویرآدمهایی وحشی, بدکنش, خبیث , بربر و عقب افتاده ای که دشمن ذاتی هرنوع همزیستی با دیگران و دمکراسی است می باشد. هیولایی شدیم که فقط با گلوله و بمب باید سر جای مان نشاند. برای اینکه به ما و دیگران هیولا و بربر بودنمان را بقبولانند دست به تاراج گذشته و تاریخ مان می زنند. بیهوده نیست که غارت و نابودی هرآنچه را که نشانی از تمدن و فرهنگ گذشته مان داشت و دارد بخش مهمی از تعرض شان به موجودیت ما را تشکیل می دهد.در جریان و بعد از اشغال عراق اولین نسخه های دست نویس ,هزار و یکشب, و رساله های ریاضی عمر خیام و مقالاتی از ابن سینا و ابن رشد و یک میلیون جلد کتاب ، 10 میلیون سند و 14000 قطعه باستانی از بین رفته است. ماه مه سال 2004 یعنی یک سال پس از خاتمه ی جنگ در اثر آتش سربازان آمریکایی و متحدان آنها 40000 اثر خطی مذهبی سوخته است و بنا به گزارش بریتیش میوزیوم سربازان لهستانی بخشی از خرابه های بابل در جنوب بغداد را منهدم کرده اند. هزازان اثر مکتوب و قطعه باستانی که نشانی از فرهنگ و تمدن مشترک ملل منطقه بوده و منهدم نشده بودند به تاراج و سرقت رفتند. آدم به نوشته های پیشین اینان که ما را "پسر عموهای آریایی" معرفی میکردند هم شک می کند و از خود می پرسد آیا آنچه را که آن موقع درباره ما می نوشتند هم دروغی بیش نبوده و تنها هندوانه زیر بغل گداشتنی بود که آن هم در جهت منافع دولتها و منافع ملی خودشان بود, زیرا با این کار (متمایز کردن مان از نظر نژادی از دیگر ملل منطقه) می توانستند با ایجاد حس برتری نژادی در بین ما, به سو ظن و نفاق بین ما و دیگر اقوام و ملل منطقه دامن زده و خود راحتتر به تاراج منابع مان بپردازند.
نبود منابع مکتوب ایرانی باعث گردیده که بخش بزرگی از تاریخ ایران باستان بر اساس حدسیات و یا گفته های امثال هرودت استوارباشد, در باره هرودت لازم است اشاره شود حتی برای نوشتن تاریخ موطنش یونان به گفته های وی به عنوان سند تاریخی کمتر بها داده می شود, زیرا هرودت نقال و قصه گویی بود که از طریق نقالی در قهوخانه های یونان امرار معاش می کرد و معمولا به شنیده هایش برای اینکه بیشتر مهیج شوند شاخ و برگهایی مشتری پسند می افزود. بیچاره نمی دانست که بعداز 2000 سال افسانه هایش مبنای نوشتن تاریخ ملتی قرار خواهد گرفت. البته بدیهی است که در قصه های هرودت و چند یونانی دیگر ردپای برخی حقایق و انعکاس برخی واقعیات از تاریخ ایران باستان را می توان یافت, اما جا زدن آنها به عنوان حقایق مسلم تاریخی اشتباهی است که مدام در تاریخ نویسی ایران صورت گرفته است.

ما ایرانیها عادت کردیم وقتی از تاریخ و گذشته ایران صحبت می کنیم بیشتر سرگذشت شاهان و شاهزادگان مورد نظرمان هست تا سرگذشت مردم معمولی. و اگر هم از وقایع تاریخی که مردم در آنها نقش داشته اند صحبت شود همان برداشت و روایت از وقایع تاریخی به خورد ما داده شده که روایت رسمی بوده و به نفع نیروی غالب و مسلط جامعه در کتب و سنگ نوشته ها تنظیم و جار زده شده اند. در موقع تاریخ خوانی در ما کمتر احساس همدردی با رنجهایی که نیاکان ما بردند برانگیخته میشود و مجبوریم کمتر خود را شریک غم ها و شادی های مردم مان بدانیم تا آنانی که بر جان و مال شان تسلط داشتند.
همین روایت های رسمی از وقایع تاریخی است که شورش بزرگ مردم که در اعتراض به فشار وصول مالیات های سنگین برای تامین جنگ مصر در اواخر حکومت کمبوجیه , دست به طغیان زده بودند یا کاملا از صفحاتش حذف می گردد و یا کمرنگ جلوه داد می شود. اما آنچه بزرگ و برجسته می شود قهرمان سازی از کودتاگران و سرکوبگران است که بصورت دروغ بزرگ "بردیای دروغین" به ما غالب کردند. بردیای دروغینی وجود نداشت. آنچه که از نوشته های آشیل, هرودت و حتی سنگ نوشته ها از جمله بیستون ستون یکم بر میآید ولی به فراموشی سپرده شده این است که بردیا پسر کوروش و برادر کمبوجیه به شورش مردم می پیوندد و بسیار بین مردم محبوب بود و بعداز به قدرت رسیدن به مدت سه ماه تمام مالیات ها را لغو می کند و دستور تقسیم گندم بین مردم گرسنه را می دهد و... اما طبقات ممتاز به رهبری داریوش با کودتایی خونین عصیان را سرکوب و هزاران نفر از جمله بردیا را به قتل می رسانند. و برای توجیه عمل خود افسانه بردیای دروغین و گئومات مغ را که بسیار ناشیانه و کودکانه ساخته شده به عنوان تاریخ به خورد ما دادند. گیرم که شباهت گئومات به بردیا آنقدر بود که حتی پس از هفت ماه مراوده و نشست و برخاست با اعیان و اشراف که بردیا را به خوبی می شناختند تشخیص دروغین بودنش مشکل بود, اما ندیدن گوش بریده ی بردیای دروغین توسط همسر وی که دختر یکی از کودتا گران بود بعداز هفت ماه خوابیدن زیر یک لحاف دیگر خیلی مضحک است. غرور ملی ما پس از بیش از دوهزار سال هنوز هم اجازه این را نمی دهد که از بردیا اعاده حیثیت کنیم و کماکان او را دروغین و سلابه کشندگان مردم را بزرگ و کبیر می خوانیم
روایتی مشابه بردیا از سرگذشت مصلح بزرگ اجتماعی ایران دوران ساسانیان یعنی مزدک برای ما بجا گذاشته اند. جنبش مزدک که یکی از بزرگترین جنبش های مساوات طلبانه جهان باستان می باشد به نوشته همه آنهایی که درباره آن نوشته اند و از قضا تمامی شان با موضعی خصمانه به بررسی آن پرداخته اند ریشه در فقر و فلاکت توده مردمی داشت که به شدیدترین شکل ممکن تحت ستم و استثمار اتحاد سلطنت و دستگاه روحانیت قرار داشتند. جامعه آن روز ایران عموما به دو طبقه اصلی زمیندار و طبقه برزگر تقسیم بندی شده بود . بین این دو طبقه قشر متوسط دهقانان آزاد قرار داشتند که صاحب زمین خود بوده ولی زمیندار بزرگ محسوب نمیشدند و بمثابه کارگزار و مباشر زمینداران بزرگ در جمع آوری مالیات و خراج و سربازگیری عمل می کردند.. در کنار سیستم فئودالی به عنوان سیستم مسلط مناسبات برده داری هم رایج بود. طبقه زمیندارخود شامل سه قشر خاندان سلطنی, ملاکان بزرگ محلی و موبدان بود. بین اقشار روابط کاستی حکمفرما بوده و ترقی از یک کاست به کاست دیگر غیر ممکن و به دستور دستگاه روحانیت که خود به عنوان زمیندار بزرگ با دستگاه حکومتی درهم تنیده شده و دین و دولت به هم متصل بودند عملی غیر قانونی محسوب میشد . در نامه تنسر آمده است: " عامه ـ برزگران ـ مستغل (مستغلات) و املاک بزرگزادگان نخرند برای این که درجه و مرتبت هر یک معین ماند ". به روایت تاریخ طبری دوازده هزار آتشکده وجود داشت که هرکدامشان مالک هزاران هکتار زمین بودند. زمین و آب تا وجب آخرش در تمام کشور در تملک سه قشر مرفه و دهقانان بود .اکثریت مردم به صورت رعیت و یا برده در خدمت و یا بهتر بگویم در تملک آنان بودند. استثمار شدید فئودالی و پرداخت انواع خراجها و مالیاتهای دولتی و مذهبی( گفته می شود که 125 نوع مالیات وجود داشت و پرداخت خمس یعنی یک پنجم درآمد کشاورزی به آتشکده ها در آن زمان مرسوم بود), تامین هزینه جنگهای پیاپی داخلی و قشون کشی های خارجی, سربازگیریهای مداوم از بین مردان ,وضعیت فلاکتبار زندگی اکثریت مردم و در مجموع نارضایی عمومی از دین و دولت و آرزوی تغییر وضعیت موجود زمینه ساز پیدایش جنبش مزدکیسم شدند. مزدک با طرح اصلاحات بنیادین در دین توانست بخش وسیعی از مغان رده پایین که زندگی چندان خوبی نداشته و از فساد موبدان زمیندار و چسبندگی دین و دولت به همدیگر ناراضی بودند را جذب کرده و با طرح "حق همگان" در برخورداری از آب و زمین و زن توانست بخشهای وسیعی از ستمدیدگان و محرومان جامعه را بسوی خود جلب نماید. مساوات طلبی مزدک را می توان در لابلای اشعار فردوسی به وضوح دید:
اگر دادگر باشی ای شهریار / به انبار گندم نیاید بکار
شکم گرسنه چند مردم بمرد / که انبار را سود جانش نبرد
همی گفت هرکو توانگر بود / تهی دست با او برابر بود
نباید که باشد کسی بر فزود / توانگر بود تار و درویش پود
جنبش مزدکیان با توطئه و به شیوه ای بربرمنشانه به دستور خسرو انوشیروان سرکوب شد, هزاران نفر را کشتند, و به روال شیوه ی کهنه چند هزارساله ی تهمت و شکنجه و اقرار گیری که هنوز هم رایج است و تبلیغات وسیع سعی در لکه دار کردن آن نمودند. مزدکیان را که مخالف داشتن حرمسراها و چند زنی بودند متهم به اشتراکی بودن زنان کردند و... آنچه که ما تاکنون به عنوان تاریخ از جنبش مزدکیان شنیدیم و خواندیم همان روایتی است که به سفارش سرکوبگران و فئودالها, صاحبان حرمسراها نوشته شده , روایتی که در آن قیام مردم رنج دیده سرزمین ما ن برای عدالتخواهی را بلوا و تاراجگری و کفر(زندیک) نامیده میشود و سرکوبگر مستبدی را که دستش به خون هزاران هزار نفر از نیاکان حق طلب ما آلوده بود, سرکوبگری که دستور داد پوست مخالفان را زنده زنده کنده و پر کاه کرده و به دروازه های تیسفون بیاویزند را به لقب دادگر و عادل مفتخر می کند.  ادامه مطلب درپست بعدیhttp://www.shomaliha.com برگرفته از

لينک      نظرات ()      

آخرين مطالب
موضوعات
(٦۳) آهنگها (٤) استان 'گلستان (۱) استان خراسان رضوی (٢) استان خراسان شمالی (۳۱) استان آذربایجان (۱) استان آذربایجان شرقی (٤) استان آذربایجان غربی (٢) استان اردبیل (٧) استان اصفهان (۱) استان البرز (٤) استان بندرعباس (۱) استان بوشهر (۱) استان تهران (٢٦) استان تهران 1 (۱۱) استان خراسان رضوی (٤) استان خراسان شمالی (٢) استان خوزستان (٢) استان زنجان (۱٢) استان سمنان (۱) استان سیستان وبلوچستان (۱) استان شمال خراسان (۱۱) استان فارس (۸) استان قزوین (۱۳) استان قم (۳) استان گرگان (٥) استان گلستان (٢) استان گیلان (٦٧) استان گیلان1 (٧) استان لرستان (۱) استان مازندران (۸) استان همدان (۱) استان کردستان (٧) استان کرمان (۳) استان کرمانشاه (۱۱) استان یزد (٢) بخش خورگام (۸) بخش خورگام 1 (٢٥) بخش خورگام 2 (۳٦) بخش خورگام 3 (٢٦) بخش خورگام2 (٢٠) بخش رحمت آباد (۱٧) بخش عمارلو (۳٧) تاریخ ایران (۸) تاریخ ایران2 (۱٢) تاریخ ایران3 (٦) تاریخ ایران4 (٥) تاریخ ایران5 (٥٠) حیوانات (٢) داروهای گیاهی (۱۱) دیلمان (٢۱) دیلمان 1 (٦) رودبار (۸) رودبارجنوب (۱) روستاها (٤) روستاهاشگفت انگیز (٥) سوسف (٢٠) سوسف 1 (۱۳) سوسف1 (٩) شعر (۱٤) شعر1 (۱۳) شعر2 (۱۳) شعر3 (۱۱) شعر4 (۳٥) شگفت انگیزترین گلها (٢) شهرستان رودبار (۱٤) شهرستان رودبار 1 (۱۱) شهرستان رودبار1 (۳۳) عکس ها (٢۱) عکس ها2 (٩) عکس ها3 (۱٧) عکس ها4 (۱۳) عکسها 5 (٦٦) عکسها6 (۱٥) غذاها (٥) غذاها 1 (۸) فیلم (۱) ماه رمضان (۱٠) مذهبی (٩) مذهبی 1 (۱٠) مذهبی 2 (۱٥) مذهبی2 (۱) مذهبی3 (۱٠) مذهبی4 (۱٧) مذهبی5 (۳٠) کردهای کرمانج شمال خراسان (٤) کردهای کرمانج عمارلو (۱٢)
لينک دوستان
سرزمین آسمانی ما دیلمستان زیتون خبر شــهـرداری بـــــره ســــر سایت روستای دشتویل سایت گوفل خورگام پایگاه خبری هفـت شـــهر نـیـــوز شهرداری منجیل پایگاه خبری تحلیلی کلارنا آهنگ کرمانجی روستا لیاول سفلی روشنگر علیرضا دولتی دشتکان قلب سفیدرود ماهین نیوز خدمات کامپیوتری سهیل عمــــــــــارلـــــــــــــــو نــــــــــــوای رودبـــــــار روستاي زيباي خــــــــــرمكـــــــــوه بخش عـــــــــمارلـــــــــــو سرزمین مه و خورشید دهكده خاطرات(داماش) منجیل نیوز الله مزار کرد کرمانج زبان قوچان شارشار شهادت ســـــــرا خدایا به تو پناه میبرم امامزاده عباس (ع) چهارمحل روستای پاشاکی روستای حشمت آباد چمبل پاکده دوستانه روستای زیبای جـــو بـــــن روستای جوبن هفته نامه شکوفه های زیتون سرزمینی به نام طالکوه ازتبار یــــــــــــــــــــــاس کرمانج تاریخ کرد.هنرمندان موسیقی خراسان بــــاران بـــبـــار...کرمانج شیروان خورگام گیلان سایت تخصصی کردی کرمانجی پورتال خبری جوانرود هوال هیات محبّان الزهراءبسیج چهارمحل مشق شیدایی برارود روستای من چلکاسر دست نوشته ها یک خبرنگار بيــــــــــــــــان شاعر حسین تقدیسی روستای سیبن خورگام روستای انارک______ول بهشت کمشده لیاول میکال فریاد جام مارلیک روستای پاکده روستای نوده خورگام صدای پشتکلا جلیسه دهکد ه عشق راه ما انوش اکبـــــــــــــــری یه دهات داریم هیشکی نداره روستای برارود علي ولي الله كركان بندر انزلي سه رياس قاصدك هان چه خبر آوردي ؟ تاریخ ماتاریخ وتمدن ایران جهان باستان روستای صیقلده خورگام موسيقي نبض زندگي بره سر رودبار جعفرآبادخلخال (كرمانج) ما سه تا کردان شیراز كلبه تنهايي من روستاي پاكده دهياري معدن سنگرود شكوفه هاي گيلاس قوم بزرگ كرمانج روستای کوشک الموت سایت بهراه روستا ي شيركده زيباترين شعر بــاغــبــانــی ســــبـــز قوشخانه سرملی وچهابرمحل دانش پراکن (بزرگترین تارنگار دانشی پارسیان) قوچان روستای کلایه رودبار وبلاگ روستای ناش مجله خبری فارنک بیمه ملت نمایندگی۲۷۴۱- خدایا دوست دارم پایگاه فرهنگی مذهبی علویان شیرکده سمل قدیم (زندگی) روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم وبسایت پیرکوه ققنوس روستاي دودر شهرستان سيربك رئین بجنورد خراسان شمالی روستاهای زیبای گیلان دوسالده خسته ازروزگار zerd welati min - زه رد وه لاتئ من : روستای زرد در استان خراسان شمالی قطره ای زاسمان چکیدبه زندگی آپلودسنتر فارس لرن http://textlink.ir عینک سه بعدی پیک8 سایت آپلود7 ابزار نمایش اسلایدر تصاویر کرم باله آ اطلس تاریخی ایران پیش ازاسلام پیکو فایل روستای نخودتپه همجوار کوه سهیل(سی ویل) موسیقی کرمانجی روستای چاپارخانه گیلان تاریخ گیلان ومازندران عشایر ، رنگواره های یک رنگ اخبار فناوري اطلاعات شبکه دوستان بهشت من شبکه اجتماعي ادبيات جهان