درباره ما
علی اکبری لیاولی

راهنماي وبلاگ
سايتهاي کاربردي سايتهاي خبري سايتهاي استان گيلان
قوم آمارد ( درشرق رودبارخورگام قدیم) نويسنده: علی اکبری لیاولی - دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱

اما داستان آریایی بودنمان اوج بی مهری ما نسبت به اجدادمان را نشان می دهد. به راحتی این را پذیرفتیم که اقوام آریایی که براساس تمام روایتها اقوامی کوچ نشین بوده و بیشتر از طریق دامداری و شبانی امرار معاش میکردند و به دلایلی چون سرد شدن هوا, تراکم جمعیت و چراگاههای بهتر حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح بسوی سرزمین مان سرازیر شده بودند بومیان (یعنی همان اجداد واقعی ما) سرزمین مان ایران را یا در جنگ از بین بردند و با آنها را در خود حل کردند. البته هیچ نشان, مدرک, نوشته یا سنگ نبشته ای که حاکی از جنگ هایی که در آن ایرانیان بومی شکست خورده و نابود شدند تاکنون بدست نیامده و ارائه نشده و تمام این فرضیات بر حدسیات استوار است . شاید بتوان در مورد کوچ آریایی ها به اروپا این نظریه را به راحتی پذیرفت. زیرا اروپا بویژه بخش غربی و شمالی آن به دلیل سرما و دیگر عوامل طبیعی تقریبا خالی از سکنه و یا بسیار کم جمعیت بود. اما ایران برخلاف اروپا از حدود سه هزار سال قبل از ورود اقوام آریایی سابقه تمدن و شهرنشینی داشت.



آثار مسى و مفرغى از جمله تبر، چکش، کلنگ یک سر، کلنگ دو سر، تیغ خنجر، سوزن، سنجاق، اسکنه و قلم کشف شده در تپه های سیلک کاشان حکایت گر وجود تمدنی که قدمت آن به هفت هزار سال می رسد و یکی از نخستین تمدنها محسوب می گردد می باشند.
در یکی از بزرگترین کشفیات باستان شناسی جهان در حفاری های حوزه رود هلیل رود در جیرفت در سال 1381 خورشیدی صحبت از تمدنی می شود که در حدود 3000 تا 4500 سال قبل از میلاد مسیح یعنی 5000 تا 6500 سال پیش(به عبارتی قبل از تمدن سومر در میان رودان) زندگی شهری داشته و صاحب خطی بودند که قدمتش چندین قرن از خط میخی بیشتر است. محقق فرانسوی ژان پرو می گوید: منطقه‌ای که پیشتر تصور ما بر این بود که کسی جز چادرنشینان و گله‌های دام آنها در آن سکونت نداشت، به واقع قلب تمدنی بوده ا ست که به شکل شگفت انگیزی پیشرفته بود. از این پس جیرفت را باید مبدا تاریخ دانست و سایر تمدن‌ها را باید با استناد به آن و به صورت قبل و یا بعد از تمدن جیرفت سنجید. به عقیده خانم هالی پیتمن از دانشگاه پنسیلوانیا این تمدن یک مرکز تجاری بزرگ هم بود که از اقصا نقاط دنیا برای تجارت به آنجا می آمدند. وی می گوید: مُهرهای یافت شده با نقوش مختلف در منطقه متعلق به تجاری بوده که از نقاط دیگر برای خرید کالا به "جیرفت" میامدند و از این مُهر ها برای مُهر و موم کالا ها استفاده میکردند. تعداد زیاد مهرها و تنوع طرحها نشان میدهد که خریداران زیادی ازنقاط مختلف خارج از منطقه به این شهر میامده اند

یکی از با اهمیت ترین کشف های انسان که به تحول آتی جوامع بشری و پایه ریزی تمدن های بزرگ کمک کرد یعنی کشف فلز و ذوب آن در نیمه اول هزاره پنجم قبل از میلاد مسیح(یعنی بیش از 6500 سال پیش) حدود 3000 تا سه هزار وپانصد سال قبل از کوچ اقوام آریایی به ایران بطور همزمان در آناتولی و تپه قبرستان قزوین و حدود سه قرن بعد در کرمان صورت گرفت. در حفاری های انجام شده تپه " قبرستان " در هشت کیلومترى شمال روستاى سگزآباد در دشت قزوین کارگاه های ذوب مس با دو کوره ذوب ، چند کارگاه سفالگرى و فلزکارى, و ساختمان بزرگی با 9 اتاق و... نشان از وجود تمدنی بزرگ و شهرنشین در 6500 سال پیش را می دهد.

در حفاری های انجام شده در غرب ایران ابزار و آلات تهیه آبجو که عمرشان به شش هزار سال می رسد کشف شده و به عقیده کار شناسان مردمان بومی آن خطه اولین قومی بودند که با طرز ساختن آبجو آشنایی داشتند.

همچنین می توان از تمدن ایلام در غرب و جنوب ایران در 3500 سال پیش و آثار بدست آمده در تپه حصار دامغان، چشمه على در شهر رى ، مرتضى گرد در جاده رى به عباس آباد در 9 کیلومترى تهران، قره تپه در شهریار که همگی نشانه هایی از زندگی غیرشبانی دارند نام برد

آثار فرهنگی فراوانی از شمال ایران بدست آمده که حکایت از وجود شهرنشینی و تمدن در 3000 سال قبل از میلاد مسیح در منطقه را دارند. از جمله می توان از آثار بدست آمده در " شاه تپه " " تورنگ تپه " " یاریم تپه " " دره گز" در منطقه گرگان و جام سیمین، مربوط به هزاره‌ی دوم پیش از میلاد در کلاردشت نام برد

                               قوم اماردها
در سال 1351 خورشیدی در کاوشهای رودبار گیلان گردنبند زرینی یافته شده که مربوط به هفت هزار سال پیش (حدود چهار هزار سال قبل از کوچ اقوام آریایی به ایران) است. در این گردنبند سه نقش برجسته گردونه خورشید از طلا با فاصله منظم و دقیق که در آن بکار رفته است.


طرحی از گردنبند یافت شده در رودبار گیلان متعلق به 7000 سال پیش


در سال های 1340 و 1341 در حفاری های انجام شده توسط دانشگاه تهران و اداره باستان شناسی در تپه مارلیک نزدیک رودبار در گیلان آ ثار گرانبهایی بدست آمد که نشانگر پیشرفت آماردها (ساکنان بومی گیلان و مازندران) در رشته های گوناگون صنعتی و برخورداری از جامعه شهر نشین در هزاره ی دوم پیش از میلاد مسیح می باشد. در معابد کشف شده در مارلیک اشیایی مانند ظروف نقره ای با لوله بلند طلا و نقش های افسانه ای، یک تبر مفرغی دوسر و انبوهی سرپیکان مفرغی پیدا شد. پارچه های به دست آمده از تپه مارلیک، نشانه ظهور و پیشرفت صنعت بافندگی در هزاران سال پیش در ایران و به ویژه در گیلان هستند. در آرامگاه های تپه مارلیک اشیایی مانند ظروف مفرغی ظرف های سفالین، دکمه های تزئینی ، انواع سرگرز، پیکان، شمشیر، خنجر، مجسمه های برنزی و سفالی، کلاه خود، سرنیزه، مچ بند و اسباب و افزاری دیگر پیدا شد. همچنین در میان این آثار انبوهی گوش پاک کن طلا و برنز، ناخن پاک کن طلا و مفرغ، سوزن های طلا و مفرغ، دوک پشم ریسی و وسایلی از این گونه به دست آمد که معرف فرهنگ و طرز زندگی آماردها هستند. از دیگر آثار یافته شده می توان از دو مجسمه کوچک گاو مفرغی، دو مهر استوانه ای، چهارده دکمه طلا و تعداد زیادی جام می توان نام برد. در میان جام هایی که در این کاوش ها به دست آمد؛ نمونه های بی مانندی وجود دارد از جمله جام مارلیک که در هیچ یک از کاوش های علمی جهان مانند آن‌ها پیدا نشده است. مارلیک به نظر بسیاری خلاصه شده مارد لیک یعنی سرزمین ماردها (آماردها) می باشد
اضافه کنم که حفاری ها در ایران به استثنای چند مورد که واقعا خصلت علمی و باستان شناسی داشته و توسط کارشناسان ایرانی و خارجی صورت گرفته, عموما خصلت راهزنانه و سرقت ماندگارهای نیاکان مان را داشته و میلیونها قطعه بدست آمده که می توانستند به روشن شدن تاریخ ایران باستان کمک کنند به موزه ها و کلکسیونهای خارج از مرزهای ایران منتقل گردیدند.

در شمال ایران قبل از ورود اقوام آریایی قوم بزرگ آمارد یا مارد تسلط داشتند که خود شامل چند شاخه بود, بزرگترین آنها اقوام خویشاوند آماردهای گل یا گیل در گیلان, آماردهای کادوس یا کاسپیان در گیلان و غرب مازندران و آماردهای تپور در شرق مازندران بودند. آماردهایی که در مناطق کوهستانی گیلان اقامت داشتند دیلمیان نامیده می شدند. بومیان ایرانی ساکن در شمال ایران بنا به دلایل متعددی بیشتر از دیگر نقاط توانستند در مقابل هجوم های بیگانگان از استقلال و هویت فرهنگی خود دفاع و پاسداری نمایند. نام های باستانی مثل گیل, تپور(تبرستان) و دیلم , مارلیک, کاس, کاس ماشل و کاس چوم و نام زیبای دریای کاسپیان همگی ماندگارانی از اجداد باستانی ما می باشند


جام مارلیک


آیین ها و سنت های کهنی چون چهارشنبه سوری, شب چله ، نوروز، مهرگان و جشن سده که عمری چند هزار ساله دارند و همچنین اعتقاد به آناهیتا ایزد بانوى آب ایران باستان همگی ریشه در آیین های ایرانی قبل از کوچ اقوام آریایی داشته و هرکدام نشانی از ایرانیان بومی را با خود به همراه دارند. خصلت مشترک تمامی این آیین های زیبا و کهن ارج گذاری زندگی و جوانی و شادابی و صلح و مهرورزی است که که معمولا کمتر در اقوام باستانی که به زندگی سخت و خشن صحرانشینی و کوچ نشینی عادت داشتند دیده شده است. راز ماندگاری آنها نیز ناشی از همین خصلت انسانی مردمی شان هست که باعث گردید جایی در خانه دل هر ایرانی در تمام اعصار داشته باشند و علیرغم تمامی عداوت ها و کینه ورزیها ی دشمنان و متجاوزان به سرزمین کهنسال مان, از اسکندر گرفته تا اعراب و مغولان پابرچا بمانند. بدیهی است که ساکنان بومی این سرزمین کهن در گذر زمان بی تاثیر از ملل همسایه مان و یا اقوامی که چه با زور و خشونت و چه بصورت کوچ های تدریجی و مسالمت آمیز پا بدان نهادند, از جمله اقوام آریایی, نمانده و آنچه امروز به نام فرهنگ ایرانی نامیده می شود ثمره و دستاورد مشترک ملل و اقوامی است که در ایران می زیسته و می زیند.

در تاریخی که برای ما نوشته شد این همه آثار فرهنگی, علمی و تاریخی بدست آمده که نشانه های بارز وجود جوامع شهرنشین و دولتها و تمدنها در ایران هستند تقریبا نادیده گرفته شد و سرنوشت انسان های خالق این دستاوردهای بزرگ که در سیر تحول آتی جوامع بشری تاثیر بسزایی داشتند معمولا با چند جمله کوتاه چون "شکست از اقوام آریایی" و " اضمحلال" و " حل شدن در تازه واردان" به فراموشی سپرده شد.و مبدا شهرنشینی و ایجاد سازمانهای دولتی در سرزمین کهن و باستانی مان ایران را به راحتی به سال 700 قبل از میلاد یعنی به زمان تشکیل اولین دولت ماد تغییر دادند.

با وجود دولت ها و جوامع شهرنشینی که از سطح رشد فرهنگی و علمی بالایی با معیارهای آن زمان برخوردار بودند, و مسلما ابزارهای لازم برای دفاع از خود را هم داشتند, بعید به نظر میرسد که افسانه حل شدن ایرانیان در اقوام آریایی که عموما از طریق گله داری و شبانی زندگی می کردند را انعکاسی واقعی از آنچه که بر مردم ما گذشت دانست. شاید می شد آنرا باور کرد اگر گفته می شد اقوام آریایی با برنامه ریزی و صف آرایی نظامی و لشکر کشی به خاک ایران توانستند بر بومیان چیره شوند. البته در آنصورت باید مدارک و نشانه هایی که دال بر وقوع چنین جنگهای سرنوشت سازی باشد ارائه گردد.

دولت ها و امپراطوریهای زیادی در طول تاریخ از بین رفتند, اما مردمانی که پایه های اصلی و نیروی انسانی آن امپراطوری ها را تشکیل می دادند از بین نرفته و امروز هم زندگی می کنند, گرچه از فرهنگ و شیوه زندگی دیگر مردمانی که چه به صورت نیروی تجاوزگر و چه کوچ های تدریجی و مسالمت آمیز وارد سرزمین های شان شدند متاثر گشته و گاها زبان شان عوض شد. اکثریت ساکنان کنونی کشورهایی چون عراق, ترکیه از نظر نژادی و قومی ربطی به اعراب و مغولها ندارند, اما زبان هایشان با مردم عربستان و مغولستان یکی و یا از یک ریشه هستند.
آنچه که تاکنون به عنوان تنها دلیل و مهم ترین دلیل آریایی بودن و هم نژاد بودن ما با اروپایی ها ارائه شده و کماکان می شود ریشه مشترک زبان فارسی و زبان های اروپایی می باشد که مبحث جداگانه ای است و امیدوارم اگر زمانه یاری کند در آینده بدان بپردازم. اما بد نیست همینجا اشاره کنم که زبان های ملل و اقوام زیادی در طول تاریخ در تماس و اصطکاک با هم از همدیگر تاثیر پذیرفته و زبان هایی برای همیشه از بین رفته و زبانهایی کاملا تغییر کرده تا بدان حد که مثلا یک انگلیسی و یا سوئدی زبان هزار سال پیش اجدادشان را که آن هم انگلیسی و یا سوئدی نامیده می شد نمی فهمند. در خاورمیانه به دلیل جابجایی های بزرگ و گسترده و پیاپی قومی و ملی در طی چندهزار سال تغییر و تحول در زبانها نیز بسیار گسترده تر و عمیق تر از هر کجای کره خاکی بود. اگر تنها هم ریشه بودن زبان ما با اروپایی ها که آنها هم آریایی هستند دلیل کافی برای هم نژاد بودن باشد در آنصورت باید ادعاهای بسیاری از پان ترکیست ها را که تنها به دلیل هم ریشه بودن زبانشان با تمام کشورهای آسیای میانه ( و به روایت آقای جواد هیئت حتی چین) آنها را ترک می نامند بپذیریم. لازم نیست کار شاقی بکنیم تا این ادعای را بی اساس بیابیم. هم وطن عزیز از هرکجای ایران که هستی یک عکس از خودت و عکسهایی هم از مردم ترکیه و سوریه و همچنین شهروندان آلمان و سوئد را پهلوی هم بگذار و خوب به عکس ها دقت کن, مطمئن هستم که با شهروند ترکیه و سوریه بیشتر احساس خویشاوندی خواهی کرد تا آلمانی یا سوئدی که آریایی هم هستند (در رابطه اروپایی ها , پسرعموهای فرضی مان اضافه کنم که آنها به تازگی بور و بلوند نشدند. ناصر خسرو حدود هزار سال پیش در سفرنامه اش می نویسد:" و اندلس ولایتى بزرگ است و کوهستان است, برف بارد و یخ بندد, و مردمانش سفید پوست و سرخ موى باشند, و بیشتر گربه چشم باشند همچون صقلابیان" ). همین کار را می توانند پان ترکیست های ما انجام بدهند و فقط بجای عکس شهروند ترکیه عکس یک اصفهانی یا تهرانی و بجای عکس شهروندان آلمان و سوئد عکس یک مغول و چینی را بگذارند.

با توجه به آنچه گفته شد صحبت کردن از نژاد خالص بومی ایرانی و یا آریایی در رابطه با ما ساکنان این مرز و بوم که ایرانش می نامیم نه درست می باشد و نه برای همزیستی مان در کنار همدیگر مفید. به هر زبان یا لهجه ای که صحبت کنیم نتیجه اختطلاط ها و آمیزشهای حداقل سه هزار سال بین اقوام بومی و اقوام دیگری که به ایران کوچ کردند, از جمله اقوام آریایی بعنوان اولین و بزرگترین گروه کوچ کننده به ایران و سپس اعراب و ترک ها بوده و حامل رگه های نژادی همه آنها هستیم. هرجا که مقاومت ها در برابر اقوام مهاجر شدیدتر و استقلال نسبی در برابر اشغالگران بیگانه و حکام مرکزی بیشتر بود بدیهی است که بار فرهنگی و رگه های قومی و نژادی متعلق به اقوام بومی بیشتر می باشد.
با توجه به انبوهی از مشکلات و معضلات ریز و درشت که گریبان گیر کشورمان چه در سطح داخلی و چه در روابط بین المللی می باشد آیا طرح اینگونه مباحث انحرافی نبوده و به هدر دادن بیهوده انرژی نخواهد بود؟ به گمان من این بحث نه تنها انحرافی نیست بلکه طرح آن بویژه در شرایط کنونی ضروری و واجب می باشد. همانطور که قبلا در مطلبی تحت عنوان "ماندیم و خواهیم ماند" اشاره کردم در زیر فشار منگنه های غریبه و "خودی" به عنوان ایرانی (اعم از ترک , فارس , بلوچ , لر, کرد و گیل و ...) خیلی تنهاییم. در مقابل انواع ناسیونالیسم و شوونیسم, نابخردی های سیاستمداران خودی و تهدید راهزنان بین المللی که موجودیت کشور عزیز مان ایران را زبر ضرب قرار داده اند ما فقط همدیگر را داریم. نگذاریم با جداسازیها و تئوریهای مصنوعی نژادی ما را از هم جدا کنند. مطلب را با جمله ای از دوست و همکارم در سایت شمالی ها ماکان تمام می کنم :منبع:برگرفته ازسایت شمالیها

لينک      نظرات ()      

آخرين مطالب
موضوعات
(٦۳) آهنگها (٤) استان 'گلستان (۱) استان خراسان رضوی (٢) استان خراسان شمالی (۳۱) استان آذربایجان (۱) استان آذربایجان شرقی (٤) استان آذربایجان غربی (٢) استان اردبیل (٧) استان اصفهان (۱) استان البرز (٤) استان بندرعباس (۱) استان بوشهر (۱) استان تهران (٢٦) استان تهران 1 (۱۱) استان خراسان رضوی (٤) استان خراسان شمالی (٢) استان خوزستان (٢) استان زنجان (۱٢) استان سمنان (۱) استان سیستان وبلوچستان (۱) استان شمال خراسان (۱۱) استان فارس (۸) استان قزوین (۱۳) استان قم (۳) استان گرگان (٥) استان گلستان (٢) استان گیلان (٦٧) استان گیلان1 (٧) استان لرستان (۱) استان مازندران (۸) استان همدان (۱) استان کردستان (٧) استان کرمان (۳) استان کرمانشاه (۱۱) استان یزد (٢) بخش خورگام (۸) بخش خورگام 1 (٢٥) بخش خورگام 2 (۳٦) بخش خورگام 3 (٢٦) بخش خورگام2 (٢٠) بخش رحمت آباد (۱٧) بخش عمارلو (۳٧) تاریخ ایران (۸) تاریخ ایران2 (۱٢) تاریخ ایران3 (٦) تاریخ ایران4 (٥) تاریخ ایران5 (٥٠) حیوانات (٢) داروهای گیاهی (۱۱) دیلمان (٢۱) دیلمان 1 (٦) رودبار (۸) رودبارجنوب (۱) روستاها (٤) روستاهاشگفت انگیز (٥) سوسف (٢٠) سوسف 1 (۱۳) سوسف1 (٩) شعر (۱٤) شعر1 (۱۳) شعر2 (۱۳) شعر3 (۱۱) شعر4 (۳٥) شگفت انگیزترین گلها (٢) شهرستان رودبار (۱٤) شهرستان رودبار 1 (۱۱) شهرستان رودبار1 (۳۳) عکس ها (٢۱) عکس ها2 (٩) عکس ها3 (۱٧) عکس ها4 (۱۳) عکسها 5 (٦٦) عکسها6 (۱٥) غذاها (٥) غذاها 1 (۸) فیلم (۱) ماه رمضان (۱٠) مذهبی (٩) مذهبی 1 (۱٠) مذهبی 2 (۱٥) مذهبی2 (۱) مذهبی3 (۱٠) مذهبی4 (۱٧) مذهبی5 (۳٠) کردهای کرمانج شمال خراسان (٤) کردهای کرمانج عمارلو (۱٢)
لينک دوستان
سرزمین آسمانی ما دیلمستان زیتون خبر شــهـرداری بـــــره ســــر سایت روستای دشتویل سایت گوفل خورگام پایگاه خبری هفـت شـــهر نـیـــوز شهرداری منجیل پایگاه خبری تحلیلی کلارنا آهنگ کرمانجی روستا لیاول سفلی روشنگر علیرضا دولتی دشتکان قلب سفیدرود ماهین نیوز خدمات کامپیوتری سهیل عمــــــــــارلـــــــــــــــو نــــــــــــوای رودبـــــــار روستاي زيباي خــــــــــرمكـــــــــوه بخش عـــــــــمارلـــــــــــو سرزمین مه و خورشید دهكده خاطرات(داماش) منجیل نیوز الله مزار کرد کرمانج زبان قوچان شارشار شهادت ســـــــرا خدایا به تو پناه میبرم امامزاده عباس (ع) چهارمحل روستای پاشاکی روستای حشمت آباد چمبل پاکده دوستانه روستای زیبای جـــو بـــــن روستای جوبن هفته نامه شکوفه های زیتون سرزمینی به نام طالکوه ازتبار یــــــــــــــــــــــاس کرمانج تاریخ کرد.هنرمندان موسیقی خراسان بــــاران بـــبـــار...کرمانج شیروان خورگام گیلان سایت تخصصی کردی کرمانجی پورتال خبری جوانرود هوال هیات محبّان الزهراءبسیج چهارمحل مشق شیدایی برارود روستای من چلکاسر دست نوشته ها یک خبرنگار بيــــــــــــــــان شاعر حسین تقدیسی روستای سیبن خورگام روستای انارک______ول بهشت کمشده لیاول میکال فریاد جام مارلیک روستای پاکده روستای نوده خورگام صدای پشتکلا جلیسه دهکد ه عشق راه ما انوش اکبـــــــــــــــری یه دهات داریم هیشکی نداره روستای برارود علي ولي الله كركان بندر انزلي سه رياس قاصدك هان چه خبر آوردي ؟ تاریخ ماتاریخ وتمدن ایران جهان باستان روستای صیقلده خورگام موسيقي نبض زندگي بره سر رودبار جعفرآبادخلخال (كرمانج) ما سه تا کردان شیراز كلبه تنهايي من روستاي پاكده دهياري معدن سنگرود شكوفه هاي گيلاس قوم بزرگ كرمانج روستای کوشک الموت سایت بهراه روستا ي شيركده زيباترين شعر بــاغــبــانــی ســــبـــز قوشخانه سرملی وچهابرمحل دانش پراکن (بزرگترین تارنگار دانشی پارسیان) قوچان روستای کلایه رودبار وبلاگ روستای ناش مجله خبری فارنک بیمه ملت نمایندگی۲۷۴۱- خدایا دوست دارم پایگاه فرهنگی مذهبی علویان شیرکده سمل قدیم (زندگی) روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم وبسایت پیرکوه ققنوس روستاي دودر شهرستان سيربك رئین بجنورد خراسان شمالی روستاهای زیبای گیلان دوسالده خسته ازروزگار zerd welati min - زه رد وه لاتئ من : روستای زرد در استان خراسان شمالی قطره ای زاسمان چکیدبه زندگی آپلودسنتر فارس لرن http://textlink.ir عینک سه بعدی پیک8 سایت آپلود7 ابزار نمایش اسلایدر تصاویر کرم باله آ اطلس تاریخی ایران پیش ازاسلام پیکو فایل روستای نخودتپه همجوار کوه سهیل(سی ویل) موسیقی کرمانجی روستای چاپارخانه گیلان تاریخ گیلان ومازندران عشایر ، رنگواره های یک رنگ اخبار فناوري اطلاعات شبکه دوستان بهشت من شبکه اجتماعي ادبيات جهان