شعری دروصف غرق شدن آقازمان بقلم زنده یاد رضایی
مختصری از زندگینامه شاعر خطه ی سرسبزروستای ماشمیان در خورگام. خدمت دوستان عرض کنم
مرحوم میرزا ترابعلی رضایی در روستای ماشمیان متولد گردیدودرایام کودکی علاقه زیاد به خواندن ونوشتن داشت و به خاطراین مسائل وارد مکتب خانه شد وزیرنظر روحانی , شیخ محمد علی خورگامی تلاوت قرآن مجید رافرا گرفت وازهم دوره های او مرحوم عبدالرحمان رسولی سرملی ومرحوم رحیم نجفی سوسفی عطا اله بشارتی برهسری و..... می باشند. مرحوم رضایی استادی جلیل القدر، شاعری توانا، خطاطی ماهر و حافظ کل قرآن کریم نامی خطه ی خورگام بود ایشان مکتب خانه هایی در منطقه دایر نموده بود وحدود 200 نفر شاگرد تحویل جامعه داده که از جمله کربلایی میرآقا بابایی،حاج حجت اله زارع...
را می توان نام برد و بنده به عین دیده بودم ایشان در بسیاری از مجالس مکاتبات و خواسته های خود را به حالت شعر تحویل دیگران می داد.روحش شاد ویادش گرامی باد
روستای زیبای لیاول علیاء
یکی ازشعرهای ایشان رادراینجا آورده ایم
بیاشاعر نویسم این داستان را به گیلان رفتن آقازمان را
زخانه بارکردم من به گیلان بهمراهم بودند جمعی رفیقان
چرااو نوجوان است نوجوان است ندیده خیرازدنیاروان است
خوش آن روزی که من درخانه بودم برای قاطرم من باربستم
نمیدانم چه بوداین سرنوشتم حدیث من شده سهراب و رستم
ازآن روزی که رو کردم به گیلان خداحافظ نکردم بارفیقان
یقین کردم که زودی من بیایم ندانستم روم دیگر نیایم
بخوشحالی رسیدم من به گیلان نمودم بار قاطررا زاحسان
رفیقان راخبرکردم بیائید شما هم بارخود حاضر نمائید
پسرعموی من ای شیخ صالح چه صبح گردید رویم برسوی خانه
زگیلان ما به ییلاق رو نمائیم درصحبت به همدیگر گشائیم
به خوشحالی زگیلان بار کردم برای خانه من پرواز کردم
بیایم نزد پیر مادر خود حکایت نقل کنم بر مادر خود
که شاید مادرم را من به بینم دم دیگر به پهلویش نشینم
بیا ای آب با من کن رفاقت رفاقت کن بمن بنما محبت
چرا که مادرم زحمت کشیده جوانم کرده و خیری ندیده
فتادم درمیان آب نامرد اجل نامرد به بین آخرچها کرد
رسیدم تا به نزدیک سفید رو یقین اینجا اجل کرده بمن رو
مکش ای آب آخرمن جوانم جوان نو خط ونادیده کامم
ندارم چاره ای ازدست این آب دلم از غصه اش گردیده بی تاب
ایا قاطر نما تو سعی بر من مرا بیرون ببر از دست دشمن
چرا این دشمن من بی زبان است نمیگوید که آخر این جوان است
پسر عموی من ای شیخ صالح تو پیغامی بده بر سوی خانه
برای مادرپیرم بگوئید جوانت در میان آب غلطید
برای شیخ حسن جانم بگوئید بگو آقا زمانت کشته گردید
برادر جان برو اندر لیاول رضا بگ رابگو گردیده مشکل
برادرجان برو از راه احسان برو درپیش دامادم رضا جان
بگو آقا زمانت کشته گردید میان آب وخون آغشته گردید
رضا بگ جان نی فکری بحالم میان آب سرد تا کی بمانم
_________________________________
_________________________________
توضیحات:
1- آقا زمان نوجوان لیاولی برای آوردن وسایل با قاطر به گیلان رفته بود
2-لیاول یکی ازروستاهای بخش خورگام دررودبارزیتون می باشد
3-شیخ صالح نام طایفه ای درروستای سوسف است
4-رضابیگ کرد کرمانج عمارلو قدیم حاکمی زرنگ و زیرک. باهوش روستای لیاول بود
5-تمام مناطق خورگام جدید را قدیم ییلاق می گفتند
6-رودخانه سفیدرود درکنارشهررستم آبادواقع گردیده است