درباره ما
علی اکبری لیاولی

راهنماي وبلاگ
سايتهاي کاربردي سايتهاي خبري سايتهاي استان گيلان
آشنائی با سرزمین اهورایی اورامان.... نويسنده: علی اکبری لیاولی - پنجشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۳

عبور از دروازه تاریخ

 


    حالاکه راهی می شوی، گوش بسپار تا نواهای خفته را در دل این مردمان هزار ساله بشنوی. سختی سنگ ها حکایت از مردمانی دارد که از مسیر هزاره ها عبور کرده اند و اینک آرام و صبور آن نوای کهن را سر می دهند. راهی سرزمین خورشید شدن آدابی دارد، آن هم تامل است و این تو را آرام می کند. اورامان سرزمین خورشید است. اینجا «سرزمین اهورایی» و «جایگاه اهورامزدا» است. «هور» در اوستا به معنی خورشید آمده و «هورامان» جایگاه خورشید نیز معنی می دهد.
    روز، جلوه رنگین و بزرگی خداوند است. اما شب معنای دیگر دارد. شب در زیر نور ماه، رحمت خدا روی آدمی جاری خواهد شد و چنان مبهوت می شوی که سرما را فراموش خواهی کرد. چهره های مردم از نیک اندیشی می درخشد. گاهی فکر می کنی وارد بهشت شده ای. منظره ای زیبا که تو را با خود به رنگین ترین لحظه ها می برد و تو باید خود را در آغوش جاده رها کنی. هنوز از خانه ها بوی پختن نان بلند می شود. شما به کنار مردمانی خواهید آمد که بکر می زیند و عشیره ای. کوچ هنوز به سبک سنتی در میان این مردم معنای خود را حفظ کرده؛ از پای کوه به دامنه و ارتفاعات بلندتر و بعکس.
    
    این دیار باستانی دارای آداب، موسیقی، زبان و آثار کهن منحصر به فردی است که در هر زمان و مکان جلوه ای خاص از آن هویدا می شود.
    
    عبور از دروازه
    این خانه دروازه ای دارد به نام دروازه اورامان. این ابتدای لذت و شگفت زدگی هر مسافری است. کوه های سنگی بلند و استوار و جاده ای که به صورت مارپیچ از دامنه این تنگه عبور می کند هر مسافری را ناخودآگاه وادار می کند که بر آستانه این دروازه توقف کند و عکس و فیلم بگیرد. نمی دانم شاید هم می خواهند رخصت ورود بگیرند. در تمام طول دروازه نگاه های کوچک ما از دامنه کوه ها به ارتفاعات سنگی خیره مانده بود. می گویند این دروازه در دوره های پیشین محل دفاع مردم بومی در برابر هجوم بیگانگان بوده است. هیچ کس در اینجا متوجه گذر زمان نمی شود چنان که ناخودآگاه خود را بر جاده های مرتفع خواهید یافت. آن گاه معلق می مانی بین آسمان و زمین. گویی باید دو بار از این مسیر عبور کرد؛ اول به تماشای آسمان بنشینی و دیگربار دره های رنگین را نظاره کنی. براستی که وجود رنگ ها اینجا تجلی واقعی خود را پیدا می کنند.
    از دره و دروازه که عبور کردی پس از حدود 30 کیلومتر، کم کم روستای اورامان تخت نمایان می شود.


  صفر صفر
    اگر شما دوست داشته باشید پیش از آن که وارد اورامان شوید، می توانید سر ماشین خود را کج کنید و از گردنه «ته ته» بالابروید. باورتان نمی شود شما شاهد نیمی از کردستان عراق مثل شهر حلبچه، سیدصادق، خورمال و نیمی از کردستان ایران؛ مریوان، سروآباد، پاوه و... خواهید بود، ما در آسمان ایستاده ایم روی قله تخت با ارتفاع 2850 متر بالاتر از گردنه ته ته. اینجا خطوط مرزی رنگ خواهند باخت. اگر می خواهید به راهتان ادامه دهید به شهر پاوه خواهید رسید. باید پیش از فرارسیدن شب از این نقطه پایین آمد، چرا که شبانگاه از بهار و نسیمای خنک خبری نیست. تنها سرما تو را نوازش خواهد کرد.


   
    پایتخت اورامانات
    تعجب نکنید، اورامان تخت روزگاری پایتخت منطقه محسوب می شد. این را مردمان این دیار می گویند. تاریخ نیز گواه این مدعاست که این روستا در روزگاران پیشین مرکزیت خاصی برای کل منطقه داشته است. از آنجا که روستای اورامان تخت در زمان های قدیم مرکز فرمانروایی سلاطین محلی بوده است، این روستا را تخت یعنی پایتخت و مرکز سلطنت نامیده اند. امروز هم همین مرکزیت را به لحاظ فرهنگی و معنوی خود حفظ کرده است.
    اینجا یکی از روستاهای شگفت انگیز ایران است که به صورت پلکانی ساخته شده است. برخی از خانه ها مربوط به 300 سال پیش هستند که دست نخورده و سالم باقی مانده اند.


    برای دوستی با مردمان این دیار تنها تبسمی کافی است تا راز دل مسافری را باز خوانند. آنان که سنگ روی سنگ نهاده اند و خانه های خود را بدون استفاده از هیچ ملاطی بنا کرده اند. چشم هایشان چنان بی آز است که نیازی به توجیه و استدلال ندارد. جاده روستا در میان کوه قرار دارد و بخشی از روستا در پایین و بخشی بر بالای آن قرار گرفته است. از معماری اینجا گفتیم، خانه های سنگی بدون استفاده از ملاط با پنجره های آبی. آبی به رنگ آسمان. براستی جای شگفت دارد که اهالی در یک قانون نانوشته بیش از 80 درصد پنجره های خود را رنگ آبی زده اند. تنها رنگ دیگری که در اینجا به کار برده شده سبز است. بدرستی که جلوه واقعی رنگ ها نمایان است. آبی به رنگ آسمان و سبز همرنگ طبیعت. بام هر خانه حیاط همسایه است.


   
    عروسی هزار ساله
    اول یک داستان هیجان انگیز بشنوید: «در زمان های بسیار دور در بخارا پادشاهی زندگی می کرد که دختری داشت به نام «شاه بهار خاتون.» این دختر کر و لال بود و حکما نتوانسته بودند بیماری او را علاج کنند. از سوی دیگر در منطقه اورامانات کردستان مردی به نام پیر شالیار زندگی می کرد که صاحب کرامات و معجزه بود و شهرتش عالمگیر شده بود. چون خبر پیر شالیار به بخارا می رسد، شاه دخترش را همراه با برادرش و عده ای دیگر به منطقه اورامان کردستان می فرستد.

آنها وقتی به نزدیکی روستایی که پیر در آن زندگی می کرد می رسند، دختر پادشاه احساس می کند که گوشش شنوایی خود را به دست آورده و صداها را می شنود. از آنجا که پادشاه اعلام کرده بود هر کس بیماری دخترش را علاج کند می تواند او را به همسری برگزیند، پیر شالیار قبول می کند، اما چون از مال دنیا چیزی نداشت، اهالی با کمک هم برای او جشن عروسی برگزار می کنند و هر کدام از طوایف، بخشی از هزینه ها و کارهای این مراسم را به عهده می گیرند. پیر شالیار قبل از مرگش وصیت می کند تا آخر دنیا مراسم سالگرد عروسی اش را همه ساله برگزار کنند.


    این مراسم تا به امروز ماندگار مانده است. هر ساله 40 روز مانده به بهار، آنگاه که چله بزرگ تمام شد، در آغاز چله کوچک یعنی میان 35 و 45 زمستان که زمین اولین و دومین نفس خود را می کشد؛ مردم جشن می گیرند؛ همان عروسی پیر شالیار. به گفته اهالی هر سال به تعداد شرکت کنندگان در این مراسم افزوده می شود. «شال» یا همان کمربند مقامی بوده که بزرگان زرتشتی به بستن آن نایل آمده اند. این شال را که امروز در اورامان به 3 گره دور کمر می بندند، با معنی «گفتار نیک»، «پندار نیک» و «کردار نیک» است. نواختن دف و سماع اهالی و نذر و نیاز از ویژگی های این مراسم کهن و زیباست.


    
    چهل روز در چله خانه
    به مزار پیر شالیار که آمدید بدون شک راهی چله خانه وی خواهید شد. فاصله این بنا تا مزار پیر شالیار حدود 200 متر است. اتاقی تمام سنگی در حدود 14 متر مشرف به دره ای عمیق. این چله خانه دارای ورودی کوچکی است که بیش از یک نفر نمی تواند از آن عبور کند. اتاق دارای سقفی کوتاه است. سقف آن یک صخره بزرگ است که با سنگ های دیگر به مثابه ستون ها، قرن هاست ماندگار و پابرجا مانده است. می گویند پیر شالیار 40 روز در این مکان به راز و نیاز با خدا پرداخته است. اینجا تنها یک اتاق نیست؛ یک دنیاست با حکایت ها و سرگذشت های فراوان. تاریخ ایران ماست.


    در اطراف مزار و چله خانه پیر شالیار گورستان دهکده است. جالب آن که اهالی با کفش پا در این مکان نمی گذارند و از دمپایی های تمیز که در ورودی گورستان قرار داده شده، استفاده می کنند. این مکان بسیار دل انگیز است. اگر شما در فصل بهار به اینجا بیایید، می توانید شاهد آبشاری باشید که از پایین دره و کوه مقابل جاری است. توصیه می کنیم که به فکر پایین رفتن از دره نباشید چون کوه دارای شیب بسیار تند با صخره های بزرگ است.
    
    در مسیر سیروان
    درست یک پیچ بعد از مزار پیر شالیار، رودخانه خروشانی را خواهید یافت که مردمان این دیار از آن افسانه ها و داستان های زیادی را نقل می کنند. این رودخانه یکی از بزرگ ترین رودخانه های ایران محسوب می شود که در فصل بهار دارای آب فراوانی است. یکی از اهالی نقل می کند که در گذشته افراد بسیاری در آن غرق شده اند و حتی هنگام سیل و طغیان ویرانی فراوانی را به بار آورده است. اما گذشته از این مسائل، رودخانه دارای ارزش فراوانی نزد مردم است. بسیاری هنوز نام فرزندان پسر خود را سیروان می گذارند. این رودخانه در ادبیات و فولکلور مردم نقش و جایگاه خاصی دارد. رودخانه خروشان سیروان هر بیننده ای را مجذوب زیبایی و بزرگی خود می کند.


    
    به قلعه بروید
    درنگ نکنید حالاکه از ترافیک و زندگی شهری فاصله گرفته اید، گام هایتان را محکم بردارید و از کوه پیاده بالابروید. درست پشت روستا، اینجا قلعه اورامان است. شما به تاریخ سفر کرده اید. بقایای یک قلعه سنگی زیبا همه را مبهوت خواهد کرد. نسل پیشین ما با ساختن این بنا خود را از هجوم ناپاکان مصون داشته اند. در جوار قلعه یک آب انبار مشاهده می شود که به صورت اصولی و کاربردی ساخته شده است. حالاواقعاً صدای طبیعت را خواهید شنید. گل ها را خواهید دید؛ گل محمدی، گل رز، بنفشه، به رزه لنگ، ریحان، شقایق، لاله، شصت پر و چنور. کمی دقت کنید شاید، شاید علاوه بر نغمه کبک و سایر پرندگان، صدای دیگری هم شنیدید؛ بز کوهی، روباه، گرگ، خرس، پلنگ و... وحشت نکنید چون آنها امروزه از دست انسان گریزانند.
    
    مسجدی از سنگ و چوب
    چشمه های زیاد، باغ های پردرخت، کوچ نشینان و صدای زنگ گله ها شما را از زندگی شهرنشینی دور خواهد کرد. حالابرای لحظاتی زندگی مردم روستا را تجربه کنید. به بالای روستا که دارای شیب تندی است و فاصله زیادی تا جاده دارد، بروید و یکی از شاهکارهای معماری را ببینید. این نقش استادان تجربی این دیار است که اهالی فن را به تامل و تحسین واداشته است. مسجدی زیبا از سنگ و با شیشه های رنگی که با هزینه خود مردم روستا ساخته شده است. مسجد چهار مناره سنگی دارد که در بالای درهای ورودی مسجد، نام الله و پیامبر اسلام(ص) با چوب نوشته شده است.
    اینجا یکی از روستاهای شگفت انگیز ایران است که به صورت پلکانی ساخته شده است. برخی از خانه ها مربوط به 300 سال پیش هستنددر ورودی مسجد وضوخانه قرار داشت، قبل از آن می بایست کفش ها را درآورد و به محل وضوخانه وارد شد. محل وضو پلکانی بود که می شد روی چوب هایی نشست و وضو گرفت. در مرکز سالن یک محوطه لوزی شکل بود که حوض کوچکی در آن قرار داشت. مسجد 3 طبقه داشت که طبقه سوم مخصوص تعلیم و کلاس درس بود. تمام در و پنجره مسجد از چوب گردو ساخته شده که همگی اهدایی مردم روستا است. سازنده این درها که فردی میانسال است، نقل می کند زمانی که تصمیم بر بازسازی مسجد گرفته شد، برخی گفتند در و پنجره آن آلومینیومی باشد، اما من پیشنهاد کردم از چوب گردو آنها را به بهترین و زیباترین وجه خواهم ساخت. مخالفت ها هنوز برجا بود، اما من از مردم روستا درخواست چوب گردو کردم و برای این مسجد بزرگ در مدت زمان کوتاهی آنقدر چوب اهدا شد که فراتر از نیاز بود.
    
    نغمه های 7 هزار ساله
    اما مردمان این دیار حکایت دیگری دارند. پیران این حکایت را شب های سرد در پای کرسی و روزگاران گرم بر خنکای حیاط خانه برای فرزندان خود نقل می کنند. «هوره» رازی است که نانوشته از سینه نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. کلمه هوره و نامگذاری آن قدمتی 7 هزار ساله دارد و به دوران پیامبری حضرت زرتشت می رسد. در «گات های یسنا» که بخش مهمی از اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان است، به صورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم برای خواندن آن و نیایش اهورامزدا آوازی را سر داده که آن را هوره نامیده اند، هوره ندای حق طلبی را آواز کرده است. هوره آواز ممتدی است که خواننده، شعرها و ابیات بی شماری را در ذهن داشته و از آنها هنگام آواز به صورت پی درپی استفاده می کند. حال شما دو راه دارید تا به این نوای دل انگیز گوش سپارید: اول این که از یکی از خواننده ها درخواست کنید آن را برای شما بخواند و راه ساده تر آن که یک آلبوم از آن خریداری کنید.
    
    این هم مضمون یکی از هوره ها
    «چنین با صدای محزون و اندوهبار گریه مکن، هنوز سهم تو گل بر شاخسار درختان باقی مانده است.
    هر کجا گلی هست پرچینی از خار به همراه دارد، ولی بلبل همواره به انتظار گل است.
    اگر خارها پرچین گل نباشند، بلبلان بسادگی به مقصود خود می رسند.»
    
    شبی با مهتاب
    سنگ های سخت، رودخانه وحشی سیروان، مسیر کوهستانی... همه و همه نگاهبان فرهنگ مردمانی هستند که آرام و صبور زیستن در کنار این طبیعت وحشی را آموخته اند. آنان بکرترین نغمه ها را در دل خود نهان دارند که آن را تنها برای محرم اسرار می سرایند. اورامان با آن دیرینه و پیشینه خود بر صفحه روزگار هنوز نیک می درخشد.
    حالادیگر چراغ خانه ها خاموش شده بود و همه اهالی روستا پس از صرف شام به خواب عمیقی فرو رفته بودند. باغ های پلکانی زیر نور مهتاب، کوه ها و... انگار دیگر هیچ کس صاحب هیچ چیز نیست. اینک تو مسافری هستی با احساسی سرشار از خوشبختی که می توانی بر مرکب هر آرمان شهری سوار شوی. نگاهت را به آسمان خیره کن، یک شب مهتابی و این همان لحظه گمشده ما در عصر آدم و آهن است.
    
    وسیله سفر
    حالاکه تصمیم به رفتن گرفتید و تمایل ندارید با وسیله شخصی بروید، اتوبوس های مریوان هر روزه در پایانه غرب منتظر شماست. ظاهرا چاره دیگری ندارید، چون از هواپیما و قطار خبری نیست، اما اگر فرصت بیشتری دارید، می توانید ابتدا با هواپیما به سنندج بروید و سپس از آنجا عازم مریوان شوید. یادتان نرود 15 کیلومتر مانده به مریوان یعنی سه راه حزب الله پیاده شوید و از آنجا با ماشین های دیگر مسیر 75 کیلومتری تا اورامان تخت را طی کنید. قیمت بلیت هواپیما به سنندج حدود 30 هزار تومان، از سنندج به مریوان با سواری 8 هزار تومان و از سه راه حزب الله تا اورامان توافقی است! ساده ترین راه، اتوبوس مریوان با 10 هزار تومان است. سفر خوش.
    
    آرام بخوابید
    به اورامان که رسیدید، خیالتان آسوده که شب بدون سرپناه نخواهید ماند. پیشترها مسافران در مسجد می ماندند یا مهمان اهالی بودند. اما حالاشما می توانید در یک هتل سنگی و زیبا اقامت کنید. این هتل بتازگی و با استفاده از معماری محلی ساخته شده است. در و پنجره هتل از چوب و بنای آن از سنگ است. هتل دارای رستوران با غذاهای رسمی و محلی است. تا می توانید از خودتان پذیرایی کنید. این هتل دارای چشم انداز بسیار زیبا و مشرف به دره است.
    
    کلانه بخورید
    با آمدن فصل بهار، تنوع غذاهای محلی در اورامان افزایش می یابد، این هم تنها به دلیل روییدن گیاهان بهاری است. یکی از این غذاها کلانه است که با نوعی خاص از گیاهان کوهی یا پیاز با خمیر نان درست و سپس با روغن محلی چرب می شود. اگر شما چربی دوست ندارید می توانید از آش دوغ محلی میل کنید. علاوه بر اینها، غذاهای دیگری همچون کوکوی کنگر، آش گیلاخه و... پخت می شود. فراموش نکنید که این نوع غذاها دارای خواص دارویی فراوانی هستند. به قول اهالی این غذاها حکیم هستند!
    
    صنایع دستی بخرید
    دست خالی بازنگردید. کلاش یا همان گیوه محلی، گلیم، سجاده، (موج، جاجیم)، شال و پارچه های پشمی، نمدمالی، زیورآلات محلی، حصیر و سبد از جمله صنایع دستی هستند که شما می توانید با خود ببرید. مردم اورامان علاوه بر مواد خوراکی به نوعی در تهیه وسایل زندگی خودکفا محسوب می شوند. اگر دلتان خواست، علاوه بر این صنایع می توانید عسل طبیعی و گردو نیز خریداری کنید آن هم به قیمت عادلانه.
    
  منابع:عکسها

باتشکرازجناب آقای  سامان عابری
    
ویرایش از روزنامه جام جم، شماره 2540

لينک      نظرات ()      

آخرين مطالب
موضوعات
(٦۳) آهنگها (٤) استان 'گلستان (۱) استان خراسان رضوی (٢) استان خراسان شمالی (۳۱) استان آذربایجان (۱) استان آذربایجان شرقی (٤) استان آذربایجان غربی (٢) استان اردبیل (٧) استان اصفهان (۱) استان البرز (٤) استان بندرعباس (۱) استان بوشهر (۱) استان تهران (٢٦) استان تهران 1 (۱۱) استان خراسان رضوی (٤) استان خراسان شمالی (٢) استان خوزستان (٢) استان زنجان (۱٢) استان سمنان (۱) استان سیستان وبلوچستان (۱) استان شمال خراسان (۱۱) استان فارس (۸) استان قزوین (۱۳) استان قم (۳) استان گرگان (٥) استان گلستان (٢) استان گیلان (٦٧) استان گیلان1 (٧) استان لرستان (۱) استان مازندران (۸) استان همدان (۱) استان کردستان (٧) استان کرمان (۳) استان کرمانشاه (۱۱) استان یزد (٢) بخش خورگام (۸) بخش خورگام 1 (٢٥) بخش خورگام 2 (۳٦) بخش خورگام 3 (٢٦) بخش خورگام2 (٢٠) بخش رحمت آباد (۱٧) بخش عمارلو (۳٧) تاریخ ایران (۸) تاریخ ایران2 (۱٢) تاریخ ایران3 (٦) تاریخ ایران4 (٥) تاریخ ایران5 (٥٠) حیوانات (٢) داروهای گیاهی (۱۱) دیلمان (٢۱) دیلمان 1 (٦) رودبار (۸) رودبارجنوب (۱) روستاها (٤) روستاهاشگفت انگیز (٥) سوسف (٢٠) سوسف 1 (۱۳) سوسف1 (٩) شعر (۱٤) شعر1 (۱۳) شعر2 (۱۳) شعر3 (۱۱) شعر4 (۳٥) شگفت انگیزترین گلها (٢) شهرستان رودبار (۱٤) شهرستان رودبار 1 (۱۱) شهرستان رودبار1 (۳۳) عکس ها (٢۱) عکس ها2 (٩) عکس ها3 (۱٧) عکس ها4 (۱۳) عکسها 5 (٦٦) عکسها6 (۱٥) غذاها (٥) غذاها 1 (۸) فیلم (۱) ماه رمضان (۱٠) مذهبی (٩) مذهبی 1 (۱٠) مذهبی 2 (۱٥) مذهبی2 (۱) مذهبی3 (۱٠) مذهبی4 (۱٧) مذهبی5 (۳٠) کردهای کرمانج شمال خراسان (٤) کردهای کرمانج عمارلو (۱٢)
لينک دوستان
سرزمین آسمانی ما دیلمستان زیتون خبر شــهـرداری بـــــره ســــر سایت روستای دشتویل سایت گوفل خورگام پایگاه خبری هفـت شـــهر نـیـــوز شهرداری منجیل پایگاه خبری تحلیلی کلارنا آهنگ کرمانجی روستا لیاول سفلی روشنگر علیرضا دولتی دشتکان قلب سفیدرود ماهین نیوز خدمات کامپیوتری سهیل عمــــــــــارلـــــــــــــــو نــــــــــــوای رودبـــــــار روستاي زيباي خــــــــــرمكـــــــــوه بخش عـــــــــمارلـــــــــــو سرزمین مه و خورشید دهكده خاطرات(داماش) منجیل نیوز الله مزار کرد کرمانج زبان قوچان شارشار شهادت ســـــــرا خدایا به تو پناه میبرم امامزاده عباس (ع) چهارمحل روستای پاشاکی روستای حشمت آباد چمبل پاکده دوستانه روستای زیبای جـــو بـــــن روستای جوبن هفته نامه شکوفه های زیتون سرزمینی به نام طالکوه ازتبار یــــــــــــــــــــــاس کرمانج تاریخ کرد.هنرمندان موسیقی خراسان بــــاران بـــبـــار...کرمانج شیروان خورگام گیلان سایت تخصصی کردی کرمانجی پورتال خبری جوانرود هوال هیات محبّان الزهراءبسیج چهارمحل مشق شیدایی برارود روستای من چلکاسر دست نوشته ها یک خبرنگار بيــــــــــــــــان شاعر حسین تقدیسی روستای سیبن خورگام روستای انارک______ول بهشت کمشده لیاول میکال فریاد جام مارلیک روستای پاکده روستای نوده خورگام صدای پشتکلا جلیسه دهکد ه عشق راه ما انوش اکبـــــــــــــــری یه دهات داریم هیشکی نداره روستای برارود علي ولي الله كركان بندر انزلي سه رياس قاصدك هان چه خبر آوردي ؟ تاریخ ماتاریخ وتمدن ایران جهان باستان روستای صیقلده خورگام موسيقي نبض زندگي بره سر رودبار جعفرآبادخلخال (كرمانج) ما سه تا کردان شیراز كلبه تنهايي من روستاي پاكده دهياري معدن سنگرود شكوفه هاي گيلاس قوم بزرگ كرمانج روستای کوشک الموت سایت بهراه روستا ي شيركده زيباترين شعر بــاغــبــانــی ســــبـــز قوشخانه سرملی وچهابرمحل دانش پراکن (بزرگترین تارنگار دانشی پارسیان) قوچان روستای کلایه رودبار وبلاگ روستای ناش مجله خبری فارنک بیمه ملت نمایندگی۲۷۴۱- خدایا دوست دارم پایگاه فرهنگی مذهبی علویان شیرکده سمل قدیم (زندگی) روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم وبسایت پیرکوه ققنوس روستاي دودر شهرستان سيربك رئین بجنورد خراسان شمالی روستاهای زیبای گیلان دوسالده خسته ازروزگار zerd welati min - زه رد وه لاتئ من : روستای زرد در استان خراسان شمالی قطره ای زاسمان چکیدبه زندگی آپلودسنتر فارس لرن http://textlink.ir عینک سه بعدی پیک8 سایت آپلود7 ابزار نمایش اسلایدر تصاویر کرم باله آ اطلس تاریخی ایران پیش ازاسلام پیکو فایل روستای نخودتپه همجوار کوه سهیل(سی ویل) موسیقی کرمانجی روستای چاپارخانه گیلان تاریخ گیلان ومازندران عشایر ، رنگواره های یک رنگ اخبار فناوري اطلاعات شبکه دوستان بهشت من شبکه اجتماعي ادبيات جهان