درباره ما
علی اکبری لیاولی

راهنماي وبلاگ
سايتهاي کاربردي سايتهاي خبري سايتهاي استان گيلان
تـــــــعـــــــزیـــــه خــــــــوانـــــــی دربخش خورگام نويسنده: علی اکبری لیاولی - یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٤

تاریخچهتـــــــعـــــــزیـــــه خــــــــوانـــــــی


تعزیه، در لغت به معنى سوگوارى [تعزیت‏]، برپاى داشتن یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر، و پرسیدن از خویشان مرده است؛ ولى در اصطلاح، به گونه‏اى از نمایش مذهبى منظوم گفته مى ‏شود که در آن عده ‏اى اهل ذوق و کار آشنا در مناسبت هاى مذهبى و به صورت غالب، در جریان سوگواری هاى ماه محرم براى باشکوه‏تر نشان دادن آن مراسم و یا به نیت آمرزیده شدن مردگان، آرزوى بهره‏مندى از شفاعت اولیاى خدا به روز رستاخیز، تشفى خاطر، بازیافت تندرستى، و یا براى نشان دادن ارادت و اخلاص فزون از اندازه به اولیا ـ به ویژه اهل بیت پیامبر علیهم السلام، با رعایت آداب و رسوم و تمهیدهایى خاص و نیز بهره ‏گیرى از ابزارها و نواها و گاه نقوش زنده برخى از موضوعات مذهبى و تاریخى مربوط به اهل بیت ـ به ویژه واقعه کربلا [امام حسین؛ واقعه کربلا] را پیش چشم بینندگان بازآفرینند.

IMG_0665

 


IMG_0673

بر خلاف معنى لغوى تعزیه، غم‏انگیز بودن شرط حتمى آن نیست و ممکن است گاه شادى‏بخش نیز باشد. بدین معنى که اگر چه هسته اصلى آن گونه‏اى سوگوارى و یاد کرد و بزرگداشت خاطره مصائب اندوهبارى است که بر اهل بیت و به ویژه امام حسین (ع) و یاران نزدیکش رفته است، اما با گذشت زمان و تحول و تکامل کمى و کیفى و گونه گونى و تعدد آن تعزیه‏هایى در ذم دشمنان دین و خاندان پیامبر (ص) پرداخت شده که نه تنها صفت اندوهبار بودن را از دست داده، بلکه سخت مضحک و خنده‏آور نیز هستند [تعزیه مضحک‏] . در این میان تعزیه‏هایى تفریحى نیز چهره نمایانده‏اند . که از آن جمله‏اند: تعزیه‏هاى درةالصدف، امیر تیمور، حضرت یوسف، و عروسى دختر قریش . شیوه برپا کردن آن نیز چنین است که با پایان گرفتن هر مجلس سوگوارى یا دسته روى ـ و یا حتى به صورتى جداگانه ـ عده‏اى شبیه خوان [شبیه‏] در هر جایى که مناسب تشخیص دهند، مى‏ایستند و نوازندگانى که از قبل همراه آنانند به زدن طبل یا شیپور آغاز مى‏کنند و در همان میان نیز زمینه را براى برپا کردن تعزیه آماده مى‏سازند. این زمینه معمولا عبارت است از شکل دادن دایره‏اى محل نمایش، جاى دادن سکوهایى کوچک و بزرگ [تختگاه‏] براى مشخص نمودن شأن و مرتبه اشخاص نمایش، و همچنین [علم‏] و [کتل‏]، و نصب پرچمهاى سبز و سرخ و سیاه. زدن طبل و شیپور در چنین لحظه و مناسبتها به خودى خود پیام از اجراى نمایش تعزیه مى‏دهد. به محض گردآمدن عده‏اى تماشاگر شبیه خوانى که از شخصیتهاى شناخته شده‏تر نمایش است، ابیاتى چند را به عنوان درآمد برمى‏خواند. مثلا شمر در آغاز کار در حالى که با گامهاى بلند و تند گرد صحنه نمایش را مى‏پیماید چندین بار به صداى بلند مى‏خواند :
الا یاران! نه من شمرم نه این خنجر
مراد از کار ما این است که این مجلس بکا باشد

IMG_0682

و سپس معمولا با به اجرا درآمدن پیش‏خوانى نمایش مجلس اصلى آغاز مى‏گردد. در این نمایش مذهبى براى عواطف تماشاگران مرزبندى تازه‏اى صورت گرفته و براى خندانیدن و خندیدن جاى مشخصى در نظر گرفته شده است. هم از این روست که در این حالت لفظ شبیه خوانى را که آغاز نیز متداول بود و مفهوم شکلى از نمایش را افاده مى‏کرد، به جاى تعزیه که مفهوم تسلیت و سوگوارى دارد، به کار مى‏برند. بر پاى دارنده اصلى تعزیه را بانى و گرداننده آن را تعزیه گردان، معین البکا یا ناظم البکا و بازیگران آن را شبیه خوان یا تعزیه خوان و سایر همکاران بر پایى آن را «عمله تعزیه» مى‏نامند. گاهى نیز لفظ عمله را براى همه دست به کاران تعزیه به کار مى‏برند. در این نمایش محدودیتى براى استفاده از لوازم و اسباب در میان نیست چنانکه براى باشکوه‏تر جلوه دادن نمایش از هر وسیله ـ به شرط آنکه به تقدس ماجراهاى آن آسیبى نرساند ـ استفاده مى‏شود.

براى نمونه، در عهد ناصر الدین شاه به هنگام اجراى مجلسى از مجالس تعزیه هنگامى که سخن از وجود یک شیر به میان آمد، بى‏درنگ صورت زنده این جانور را که در قفسى محبوس بود از باغ وحش آورده و در پیش چشم حاضران به تماشا گذاردند تا مگر بر جدیت و هیجان صحنه افزوده گردد. از این رو، اگر دیده شود که مثلا شبیه شمر چکمه ولینگتون به پاى دارد و سیگارى خارجى بر لب و افزون برداشتن جقه فرماندهى و قبضه براق شمشیر، تپانچه تیرى در پر کمر، جاى هیچگونه شگفتى نیست. شبیه‏خوانها براى آسانى ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تکه کاغذى به نام فرد، در دست دارند که در آنها مصراعهاى آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بى‏هیچ زحمتى نقش آفرینى خود را دنبال گیرند . بازیگران ناشى یا خردسال را تعزیه گردان، خود با توجه به مندرجات و یادداشتهاى بیاضى که در دست دارد [بیاض‏] از کنار محدوده نمایش راهنمایى مى‏کند. حتى گاهى به شبیه‏خوانهاى کارآزموده نیز تذکراتى مى‏دهد. نقش زنان را هم در این نمایش، به واسطه ممنوعیتهایى که شرع اسلام بر نقش آفرینى زنان بر صحنه‏اى در ملاء عام بسته است، مردان بازى مى‏کنند که در این حالت به آنها «زن خوان» مى‏گویند. طبیعى است که چنین بازیگرانى براى بهتر آفریدن نقش زنان باید صدایى خوش و دلاویز داشته باشند و ترجیحا نقاب بر چهره پوشند. گاه نیز براى بهتر در آمدن بازى نقش زنان، از پسران نوباوه کارآموخته استفاده مى‏شود. در این حالت، اگر چه این نوباوه نقابى بر چهره ندارد، اما به هیچ وجه کمترین نشانى از بزک (گریم) در سیماى وى به چشم نمى‏خورد.

IMG_0677
شبیه خوانان در اجراى هر مجلس نوعا دو دسته‏اند: اولیاخوان و اشقیاخوان.
شبیه خوانهایى که نقش اولیا و یارى دهندگان دین را مى‏آفرینند اولیا خوان / مظلوم / انبیاخوان نامیده مى‏شوند، و کسانى که نقش اشقیا و دین‏ستیزان را بازى مى‏کند اشقیاخوان یا ظالم خوان‏اند. اولیاخوانها نقشهاى خود را موزون و خطابه‏اى سر مى‏دهند، اما اشقیا خوانها سخنان خود را ناموزون و معمولى، و در پاره‏اى از موارد، مسخره آمیز بیان مى‏دارند. اولیا خوانها جامه سبز یا سیاه بر تن مى‏کنند و اشقیا خوانها لباس سرخ . اما در مورد سیاهى لشگرهاى هر یک از دو دسته، استفاده از جامه‏هایى بدین رنگها مصداق کاملى ندارند.

IMG_0662

نشانه و نماد در تعزیه کاربرد بسیار دارد، چنانکه گفته‏اند این نمایش باغى از نشانه و نمادهاست. از آن جمله‏اند انواع پرچمهاى سبز، سرخ و سیاه که نماد اهل بیت، شور و انقلاب، و سوگوارى‏اند، علم که نماد درفش سپاه امام حسین (ع) است و گفته‏اند صورت واقعى آن را معمولا سپهسالار وى ـ حضرت عباس ـ بر دست مى‏گرفت؛ طشت آب به نشانه شط فرات؛ شاخه نخل و یا هر نهالى به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنین مسافرت. چتر که وسیله القاى تازه فرود آمدن هرولى یا فرشته به ویژه جبرئیل از آسمان است؛ زدن عینک سفید براى نشان دادن روح بصیرت و نیکدلى؛ عینک دودى براى جلوه خباثت و بدسگالى فرد مورد نظر؛ عصا که نشانگر تجربه و مصلحت‏اندیشى است؛ نگریستن گاه و بیگاه از میان دو انگشت بزرگ دست براى تأکید بر قدرت و فضیلت اولیاء در تجسم اوضاع آینده و همچنین پیشبینى؛ بر تن کردن نیمتنه بلند سفید (کفنى) به نشانه نزدیک شدن مرگ و اعلام جانبازى؛ زدن یا افشاندن اندکى کاه بر سر براى نشان دادن ماتم نشینى؛ اسب سپید بى‏سوار به نشانه اسب امام حسین (ع) (ذوالجناح) و به شهادت رسیدن صاحبش؛ گهواره آغشته به رنگ سرخ براى بیان به شهادت رسیدن کودک شیرخوار امام حسین (ع) ـ على اصغر؛ استفاده گاه و بیگاه از کبوترى سفید براى آگاهانیدن تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و همچنین القاى حس معصومیت و همدردى در آنها؛ کجاوه نشینى شبیه زنان براى نشان دادن به اسیرى رفتن آنها. نقش‏خوانى بر منبر ویژه اولیاى نامدار است . بزرگى و کوچکى چهارپایه‏هاى که گاه اولیا براى سر دادن نقشهاى خود بر آن مى‏ایستند وسیله‏اى براى مشخص نمودن پایه و مرتبه آنهاست.


در تعزیه از موسیقى نیز استفاده مختصرى مى‏شود، چنانکه کاربرد آن تنها محدود مى‏گردد به یکى دو سازبادى ـ از جمله شیپور یا کرنا (براى اعلام برپایى تعزیه و یا جنگ نمایشى سپاهیان) و نى (امروزه بیشتر قره‏نى) براى سوزناک‏تر کردن لحظه‏هاى احساسى (از جمله، لحظه‏هاى وداع و بیکسى) و در کنار آنها سنج و طبل. از دستگاههاى موسیقى ایرانى نیز در این نمایش بهره‏هایى برده مى‏شد. این بهره‏ورى البته متناسب با موقع و مقام و روحیه شبیه انجام مى‏گرفت . مثلا حضرت عباس عموما چهارگاه، حر عراق، عبدالله ـ پسر امام حسن ـ راک (که به همین جهت، راک عبدالله آوازه یافته است) و زینب کبرى مى‏خواند، و اذان به لحن کرد بیات گفته مى‏شد. اجراى تعزیه نیاز به صحنه آرایى (دکور) خاصى ندارد، چنانکه اغلب بدون هیچ گونه صحنه از پیش تعیین شده‏اى مى‏توان آن را به اجرا درآورد. از همین روست که برخى از دست به کاران نمایش اروپا از جمله یژى گروتوفسکى ـ کارگردان لهستانى ـ تعزیه را جلوه‏اى از «تئاتر بى‏چیز / تئاتر ساده و ناب» به شمار مى‏آورند. اجراى تعزیه از نظر مکانى منحصر به جاى ویژه‏اى نیست، اما به دلیل پیوستگى‏اش با سوگواریهاى عمده مسلمانان، به ویژه مراسم ماه محرم، به ویژه در تکایا [تکیه‏] و حسینیه‏ها یا فضاى باز اطراف آنها، صحن امامزاده ها،مساجد، میدانچه‏ها و چهارراهها، و یا در عصر جدیدتر، در تماشاخانه‏ها بازى مى‏شود. هر چند نمى‏توان تعزیه را «تئاتر» در مفهوم ویژه و امروزین آن به شمار کرد ـ از آن رو که کشاکش آکسیونى در آن جایى ندارد و طرح یا پیرنگ ماجرا از آغاز به اصطلاح نزد تماشاگران لو رفته است و فرجام کار نیز از همان اوان کار پیداست ـ اما نمایش شناسان در بررسى گونه‏هاى مختلف نمایشى قائل به همانندیهایى میان این نمایش و تئاتر روایى هستند؛ از آن جمله است جنبه بهره بردند از شیوه فاصله‏گذارى یا بیگانه‏سازى که در جریان آن اگر چه بازیگر خود در نمایش ماجرا نقش مى‏آفریند، اما شیوه کار او چنان است که در تماشاگر مى‏دمد تا بازیگر را با شخصیت مورد نظر یکى نگیرد (یا به اصطلاح تئاترى، او را همسان نپندارند)، و بداند که وى فقط نقش افراد را بازى مى‏کند. براى دست یازیدن بدین منظور، یا لحظه‏هایى بازى را قطع نموده به روایت مانده دیگرى از اجرا مى‏پردازد و یا آنکه در برابر کامرواییها یا رنج و شکنجه‏هاى رفته بر آن شخصیت واکنش نشان مى‏دهد. از این جمله است شیوه برخورد سرکردگان اشقیا با اولیاى نامدار و همچنین برشمردن اصل و نسب سیاهکارشان به عنوان معرفى خود در برابر آنها . گریستن شمر بر شهادت امام حسین (ع) که خود از مرتکبان مستقیم این حادثه است، گوشه دیگرى است از کاربست این شیوه. در حال حاضر، اگر چه ذوق برپایى تعزیه به ویژه در روزهاى سوگوارى ماه محرم اندکى دامن گسترانیده، چنانکه گاهى هاله‏اى از آن در میان شیعیان کشورهایى چون هند و پاکستان، ترکیه، لبنان به چشم مى‏خورد، اما مردم کشورها به دلیل دسترسى داشتن به رسانه‏هاى گروهى و بهره‏مندى از تماشاى گونه‏هاى متنوع‏تر نمایش‏هاى ایرانى و خارجى و در نتیجه، به محاق افتادن جنبه آیینى این نمایش، در تعزیه بیشتر به عنوان نوعى از نمایش بومى کهن مى‏نگرند تا به عنوان آیینى فراگیر. به همین خاطر اگر کانونهاى رسمى نمایش یا شمارى از جوانان با ذوق بر این کار اهتمامى نورزند، بارى مردم به خودى خود، شوقى در برپایى آن نشان نمى‏دهند .

                      تاریخچه
تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق پیدا نیست: برخى با باور به ایرانى بودن این نمایش آیینى، پاگیرى آن را به ایران پیش از اسلام به پیشینه سه هزار ساله سوگوارى بر مرگ پهلوان مظلوم داستانهاى ملى ایران ـ سیاوش (سوگ سیاوش) ـ نسبت داده و این آیین را مایه و زمینه ساز شکل‏گیرى آن دانسته‏اند، و برخى دیگر با استناد به گزارشهایى پیداى آن مشخصا از ایران بعد از اسلام و مستقیما از ماجراى کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش مى‏دانند. از این دوره اخیر آگاهیم که سوگوارى براى شهیدان کربلا از سوى دوستداران آل على (ع) در آشکار و نهان ـ از آن رو که بنى‏امیه روز دهم محرم را روز پیروزى خود مى‏شمرد ـ در عراق، ایران و برخى از مناطق شیعه نشین دیگر انجام مى‏گرفت، چنانکه ابوحنیفه دینورى، ادیب، دانشمند و تاریخنگار عرب، در کتاب خود ـ اخبار الطوال ـ از سوگوارى براى خاندان على (ع) به روزگار امویان خبر مى‏دهد . اما شکل رسمى و آشکار این سوگوارى، به روایت ابن اثیر، براى نخستین بار به روزگار حکمرانى دودمان ایرانى مذهب آل بویه صورت گرفت؛ و آن چنان بود که معز الدوله احمد ابن بویه در دهم محرم سال 352 ق «در بغداد به مردم دستور داد که براى حسین على دکانهایشان را ببندند و بازارها را تعطیل کنند و خرید و فروش نکنند و نوحه بخوانند و جامه‏هاى خشن و سیاه بپوشند و زنان موى پریشان روى سیه کرده و جامه چاک زده نوحه بخوانند و در شهر بگردند و سیلى به صورت بزنند و مردم چنین کنند...» . به هر حال، مى‏توان دریافت که در این میان آنچه محرک ایرانیان در این امر مى‏توانست بود ـ جدا از انگیزه‏هاى سیاسى ـ مانده برخى از آیینها و مراسمى چون سوگ سیاوش نیز بود که در اوایل عهد اسلامى ممنوع گشته و اینکه در سوگوارى براى شهیدان کربلا تجلى مى‏یافت . ابن اثیر در بیان وقایع سال 363 ق از «فتنه‏اى بزرگ» میان سنى و شیعه یاد مى‏کند؛ بدین روایت که اهل سوق الطعام در بغداد، که سنى مذهب بودند «شبیه» جنگ جمل را ساخته و به گمان خود با اصحاب على (ع) مى‏جنگیدند. و این به گمان قوى در معارضه با عمل کرخیان که شیعى مذهب بوده و «شبیه واقعه کربلا» را پدید آورده بودند، صورت گرفته است (آل بویه و اوضاع زمان ایشان) . این سند چنان که پیداست، افزون بر سوگوارى، نمونه‏اى از شبیه‏سازى (البته به گونه صامت) را نیز ارائه مى‏دهد .