درباره ما
علی اکبری لیاولی

راهنماي وبلاگ
سايتهاي کاربردي سايتهاي خبري سايتهاي استان گيلان
برر سی های باستان شناسی در دیلمان نويسنده: علی اکبری لیاولی - دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۱

 بررسی های باستانشناسی در دیلمان

 

  ناحیه دیلمان به لحاظ آثار و اشیاء مکشوفه از مناطق مختلف آن ، بیانگر این حقیقت است که از قدیم الایام محل استقرار تمدن و زیست بوده است . از سال های۱۳۴۰و۱۳۴۱ که عملاً  فعا لیتهای باستان شناسی در ایران آغاز گردید ، در این ناحیه نیز همانند سایر مناطق کشور هیأتهای مختلف ایرانی و خارجی به تحقیق  ، بررسی و شناسایی آثار باستانی پرداختند . حاصل این تحقیقات تحت عنوان محوطه های باستانی در اطلس باستان شناسی کشور مطرح گردیده است  . ذکر این نکته حائز اهمیت است که تحقیقات انجام یافته تاکنون مقطعی بوده است و نه تنها استمرار نداشته بلکه یک حوزه جغرافیایی معینی را نیز درحوزه پژوهش خود نداشته است .

در اوایل پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در پاره ای ازمناطق باستانی کشور عملیات بررسی و شناسایی انجام گرفت ، معهذا حوزه های وسیع از مناطق مختلف دیلمان تا اواخر سال ۱۳۸۲ از جهت استقرار تمدنی، به صورت ناشناخته ماند و اطلاعات اندکی که درزمینه دوره های  زیست اقوام  روزگاران کهن  بدست آمده بود حاصل یافته های حفاری های غیر مجاز و قاچاق عتیقه می باشد و از آنجا ئیکه محوطه ها ، بنا ها ، تپه ها و گورستان های باستانی ناحیه دیلمان در روزگار حیات خویش  نقش ویژه ای در ایجاد ارتباط فرهنگی و تکوین حوادث تاریخی داشته اند ، در برنامه تخریب وغارت سوداگران اموال فرهنکی صدمات فراوانی را متحمل شده اند . انجام طرح بررسی و شناسایی آثار فرهنگی ـ تاریخی دیلمان  که شرح آن در ادامه خواهد آمد ، در راستای رسیدن به اهداف ذیل  انجام شده است .

1

 

 


) مطالعه و تحقیق در آثار باقی مانده از گذشتگان جهت معرفی ارزش های نهفته درآنها .

۲) شناسایی تمامی محوطه های باستانی ، تپه های تاریخی ، گورستان های باستانی و … و ثبت آنها در فهرست آثار ملی کشور .

3) تهیه و تدوین اطلس باستان شناسی منطقه دیلمان

4)     تدوین تمامی آثار شناسایی شده منطقه دیلمان به صور ت کتابچه

5) اظهار نظر در طرح های عمرانی و جامع تفضیلی در رابطه با مناطق فرهنگی و ابنیه تاریخی 6) جلوگیری از هر گونه تخریب در محوطه ها ، تپه ها ، گورستان ها و … 

روش کار :   این مقاله بخشی از پژوهش پیرامون دیلمان است که تحت عنوان أثار فرهنگی ـ تاریخی دیلمان در دست تدوین است . پژوهش حاضر حاصل مطالعات  طولانی أثار تاریخی دیلمان است که امروزه بی مهری روزگار و ناسپاسی مردمان این أب خاک در نگهداری میراث پدران ، أنها را به ویرانی کشانده است . طرح بررسی شناسایی بخش دیلمان از دیدگاه باستان شناسی و به علت موقعیت جغرافیایی خاص  فرهنگی ـ تاریخی از سال ۱۳۸۳ به اجرا درأمد . این طرح که به مدت ۴ماه به طول انجامید یکی از اهداف آن ثبت تمامی أثار باستانی در فهرست ملی کشور است . این طرح با همت و پشتکار سازمان میراث فرهنگی استان گیلان ، با گستردگی فراوان صورت پذیرفت ، در نوع خود کم نظیر و حرکتی اساسی بوده است که شایسته تقدیر و تشکر می باشد . 

    در این طرح کلیه مناطق کوهستانی طبق برنامه ریزیهای قبلی مورد بازدید و بررسی قرار گرفت ودر این خصوص از راهنمایی های اهالی محل و نگهبان آثار تاریخی دیلمان ( حیدرقربا ن پور) استفاده می شد و به منظور بررسی دقیقتر ، هر پستی و بلندی اعم از طبیعی و غیر طبیعی مورد بازدید و بررسی قرارگرفت . در بعضی از مناطق به علت صعب العبور بودن مسیر دسترسی  ، برای بازدید و شناسایی محوطه های باستانی ساعت ها پیاده روی انجام می شد که با استفاده از نقشه های موجود ، با دقت فراوان تمامی أثار شناسایی گردیده و بر روی نقشه های ۵۰۰۰۰/۱و نقشه های سیاسی منطقه علامت گذاری گردید . بعد از اینکه تمامی أثار مورد شناسایی قرار گرفت ، نقشه باستان شناسی منطقه دیلمان تهیه گردید .

این طرح شامل دو بخش می باشد:

 بخش اول شامل مطالعات کتابخانه ای و مطالعات میدانی بوده است . قسمت عمده مطالعات کتابخانه ای قبل از انجام هرگونه فعا لیت های میدانی ، توسط ولی جهانی صورت پذیرفت و کلیه اسناد و مدارک از قبیل : کتب جغرافیایی تاریخی ، سفرنامه ها و نوشته های گذشتگان جمع أوری گردید و بصورت یک مجموعه دراختیار اعضای تیم بررسی و شناسایی أثار فرهنگی ـ تاریخی منطقه گردید .

 - اعضای تیم موظف بودند با استفاده از اطلاعات کتابخانه ای ارائه شده و نقشه های تهیه شده ، با حضور در منطقه در صورت داشتن أثار ارزشمند نسبت به کنترل أن اقدام نمایند . لازم به ذکر است تعداد زیادی از أثار مذکور که سابقاً توسط پژوهشگران مورد بازدید و شناسایی قرار گرفته بود ، در هنگام بازدید اعضای تیم ، اثری از آنها باقی نمانده و بکلی تخریب گردیده بود.

-  رجوع شود به گزارش بررسی شناسایی شهرستان سیاهکل ( بخش دیلمان )  موسوی ـ جهانی ، مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی وگردشگری استان گیلان سال ۱۳۸۳

- اعضای تیم بررسی شناسایی بخش دیلمان عبارتند از :  سید محمود موسوی ( باستان شناس ) ولی جهانی  ( باستان شناس ) صادق عاقلی ( باستان شناس ) أزاده علیزاده  (طراح فنی اشیاء ) بهروز زحمتکش ( کارشناس ابنیه ) حیدرقربان پور ( نگهبان أثار تاریخی دیلمان ) حسین اسماعیل زاده (تصویر بردار و عکاس ) سید محمدمیری و خانمها لیلا عراق و صدیقه سلیمانی زاده ( امور رایانه ای )           

  بخش دوم این طرح بر گرفته از پژو هش های میدانی و تحلیل و توصیف تمامی آثار شناسایی شده در محوطه های باستانی است . (لازم به ذکر است تا قبل از انجام عملیات بررسی و شناسایی منطقه دیلمان تعداد دو اثر باستانی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده بود ولی بر اساس طرح بررسی و شناسایی آثار باستانی در منطقه دیلمان تعداد۲۲۰ اثر باستانی که شامل محوطه ها ، تپه ها ، قلاع ، غارها و پناهگاه های سنگی ، بافت های تاریخی و…  بودند مورد بازدید و بررسی قرار گرفت که قدمت این آثار از هزاره دوم پ.م تا دوره قاجار و اوایل دوره معاصر ادامه دارد و برای هر مکان باستانی پرونده ثبتی تشکیل گردید و داده های فرهنگی هر سایت جمع آوری گردید و به آرشیو سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گیلان انتقال داده شد .

 بخش دیلمان مانند دیگر مناطق گیلان از نظر محدوده جغرافیایی هر از چند گاهی دچار تغیرات شده و از تعداد روستا های آن کاسته و یا افزوده می شود . بر این اساس در این مجمو عه هر روستا با در نظر گرفتن موقعیت فعلی آن از نظر فاصله با مرکز بخش و خانوار و آثار واقع در محدوده آن معرفی شده است . تعدادی از روستا ها درسال های اخیر خالی از سکنه شده و اهالی به شهرها و یا به روستا های مجاور مهاجرت نموده و یا مالکیت خود را به روستا های مجاور واگذار نموده اند و این گونه روستا ها در بررسی منظور شده و معرفی شده اند . در گزارش تکمیلی و به منظور دستیابی به اطلاعات مربو ط به هر روستا  از فهرست روستا های درج شده در نشریه مرکز آمار گیلان استفاده شده است . در مطالعه آثار منطقه از بیشترین نمونه ها عکسبرداری شده و بصورت مستند در مورد آنها اظهار  نظر شده است . در این راستا از آثار و بنا های موجودی که امکان تهیه پلان از آنها بدون استفاده از دوربین نقشه برداری میسر بوده است ، پلان تهیه می گردید .

بررسی و مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام شده در منطقه دیلمان نشان می دهد که در این منطقه آثار فرهنگی ـ تاریخی فراوانی وجود داشت ولی متأسفانه بدلیل سستی وسهل انگاری برخی از مسو لین محلی و … توسط افراد فرصت طلب و سودجو تعدادی از آثار منطقه تخریب گردیده و آسیب فراوانی دیدند . هم اکنون برخی از این آثار فرهنگی ـ تاریخی چیزی جز نام   از آنها باقی نمانده است . در این طر ح تعدادی از این گونه آثار مورد شناسایی قرارگرفته است و در این مبحث لازم دانستیم خلاصه ای از میزان تخریب های وارده بر آثار مذکور منطقه را مورد اشاره قرار دهیم . از جمله مهمترین این آثار ، بقاع متبرکه ای هستند که توسط افراد غیر مطلع به ماهیت فرهنگی – تاریخی آنها صدمات فراوانی وارد نموده اند .

 از مهمترین نمونه قابل ذکر می توان به بقعه آقاسید ابراهیم معروف به امام زاده تورار واقع در ارتفاعات روستای جلیسه اشاره نمود . (۱)از نمونه های دیگرمی توان به بقعه باباولی معروف به قادر پیغمبر (۲) ، مجمو عه تاریخی فیروزکوه که شامل بقعه تاریخی و چاهای مقدس است ، امامزاده ابولحسن ( معروف به گرده کول ) واقع درروستای کمنی ، بقعه عین شیخ واقع در روستای عین شیخ و سایر امازاده های که در شهر تاریخی دیلمان قرار داشتند اشاره نمود . ـ(۱) این بقعه بنای مربع شکلی است که دارای گنبد مدور می باشد ودر ۳۶درجه و۴۶دقیقه و۲۳ثانیه عرض شمالی ودر۴۹درجه و۵۸دقیقه و۱۲ثانیه طول شرقی ودر ارتفاع ۲۲۰۰ متری نسبت به سطح دریا واقع شده است بنای مذ کور بعنوان نگین بنا های تاریخی مناطق کو هستانی شرق گیلان است که متاسفانه درسال های اخیر به وضع اسفناکی در داخل وپیرامون آن مورد حفاری غیر مجاز قرارگرفته است واکثر سنگ قبور آن وهمچنین دربهای قدیمی آن به یغما رفته است .(۲) این بقعه در روستایی به همین نام ، درکنار رودخانه باباولی واقع گردیده است که در اثر زلزله سال ۱۳۶۹  آسیب های فراوانی دید . در جریان باسازی این بقعه تعدادی از سنگ قبر های داخل و خارج آن به سرقت رفت . اگر چه اکثر این این بقاع از نظر ساختمانی دارای اسکلت بندی و استحکام بخشی مقاومی می باشند ولی از لحاظ  فرهنگی ـ تاریخی ( بجزدر چند مورد ) فاقد ارزش تاریخی بوده اند . در بسیاری از این امامزاده ها و محوطه های پیرامون آن ، اموال فرهنگی از قبیل علم ، شمعدان ، سنگ قبر و…  وجود داشته که بدلیل بی توجهی سازمان های مربوطه و هیات امناء این اماکن به سرقت رفته اند . تخریب بقاع قدیمی و سرقت اموال فرهنگی نه تنها اماکن متبرکه منطقه دیلمان  را تحدید می نماید، بلکه این روند در تمام مناطق استان گیلان دیده می شود  . 

 از جمله آثاری که در اثر بی توجهی و یا هر توجیه دیگر ، توسط برخی از افراد منطقه از بین رفته است ، می توان تخریب بخش عمده ای از گورستانهای باستانی دیلمان را اشاره نمود که در سطح این گورستانها درفواصل سال های ۵۸-۱۳۵۷ توسط خوانین و مردم منطقه به طور فجیع مورد حفاری غیر مجاز قرار گرفته است که در طی آن اشیاء ارزشمندی از داخل قبور باستانی کشف گردیده است . در حال حاضر اکثر این اشیاء روانه موزه های جهان گردیده و به نام اشیاء دیلمان و همچنین اشیاء املش زینت بخش موزه هایشان می باشد . 

 نمونه این تخریب را می توان بر روی غنی ترین گورستان های باستانی من جمله شاه جهان ، لشکستان ، اردسامان ، کافرستان ، وسمجان ، ایشتار زمین ، نقاره کول ، غیاث آباد ، لاسلوکان، قزوین صحراء ، سنگسان  ، شاداران ، کش ، اسپل ، کوه پس ، عاشورآباد ، نیاول و سایر گورستان های باستانی منطقه دیلمان مشاهده نمود . در این مابین ارگانهای دولتی نیز جهت تعریض و باز گشایی و احداث جاده های ناحیه دیلمان به نوعی اقدام به تخریب گورستانهای باستانی منطقه نموده که هیت مذکور موفق شدند در این طرح تعداد زیادی از این قبیل جاده ها را شناسایی نمایند و هرکدام از آنها را مستندسازی سازی نمایند . نمونه ای از این ویرانگری را می توان در سطح گورستانهای باستانی میارکشه ، کمنی ، اذان قلعه ، شاه جهان ، آستان کلا ، وسمجان ، لسان گردن ، اردسامان ، سرچال ، بن زمین ، عاشورآباد ، مربو ، دیارجان ، شاداران ، کش ، گیسل و …  مشاهده نمود و به صراحت می توان بیان داشت  که احداث و تعریض اکثر این گورستانها بدون استعلام از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان گیلان و یا بطور عمد صورت پذیرفته است . بعنوان مثال جاده شوسه کارسنگ به هفت بند که به نظر می رسد عرض جاده ۲متر الی ۳متر بوده است ، دربعضی ازقسمت ها درحین تعریض جاده چون به گورستان غنی بر خوردگردیده عرض جاده حدودا  ۵ الی۷متر گشایش یافته است . همچنین برخی از تپه ها و محوطه های باستانی که قبلا در داخل اراضی کشاورزی روستاها قرار داشتند ، طبق گفته خود روستائیان سطح آنها توسط برخی از زارعین منطقه تخریب و تسطیح گردیده اند و سپس خاک آنرا جهت اراضی خویش استفاده کرده اند .  اعضاء تیم مذکور در هنگام بررسی نقاط مختلف دیلمان تعداد ۵ مورد از تخریب و تسطیح این گونه تپه ها را شناسایی نموده اند . بنابراین در تخریب و نابودی آثار فرهنگی ـ تاریخی نباید نقش افراد سودجو و حفاران غیر مجاز را نادیده گرفت . افراد فرصت طلب برای پیدا کردن گنج در هر نقطه ای که کمترین شواهد تاریخی وجود داشته باشد اقدام به حفاری غیر مجاز نموده به طوریکه افراد هیات بررسی و شناسایی در منطقه به هر اثر تاریخی که می رسیدند آن اثر تاریخی قبلاً مورد تعرض قرار گرفته بود و در بعضی از محوطه ها به جهت یافتن گنج ۵ متر سطح زمین را گود برداری کرده بودند . بنابراین بررسی های باستان شناسی بدون لطمه زدن به مدارک بازمانده ازگذشتگان می تواند اطلاعات ارتباطی میان محوطه های دور از هم را از نظر فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی و نیز مسیر حرکت و مهاجرت اقوام را در یک  نگرش در اختیار پژوهشگران قرار دهد و اطلاعات بدست آمده در یک برنامه وسیع بررسی و شناسایی باستان شناسی می تواند کمک موثری باشد در انتخاب و برنامه ریزی صحیح یک حفاری هدفمند .

   ذکر این نکته شایسته بنظر می رسد که مشروح مطالب ، تصاویر ، نقشه ها و دیگر مستندات فهرست ابنیه ، محوطه ها و … مندرج در این مقاله در قالب دو جلد گزارش که مشتمل بر هزار صفحه است ، بزودی در اختیار مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گیلان قرار خواهد گرفت . 

 ولی جهانی(سرپرست هیات باستانشناسی منطقه ی دیلمان) 

نویسنده  :موسوی
  مردم گیلان ازچه قومی هستند؟
 

بنابر آخرین تحقیقات باستان شناسی، گذشته از تپه سرآب ، قدمت آثار مکشوفه در حسنلو به ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح میرسد. قدمت آثار تپه سیلک نزدیک کاشان تا ۵۵۰۰ سال پیش از میلاد بالا میرود. قدیمترین آثار مکشوف در «ری» از ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد است . آثار اسمعیل آباد، نزدیک قزوین، و «تورنک تپه» در گرگان، و تپه «ژیان» نزدیک نهاوند، و شوش، و «تل بکون» ، نزدیک تخت جمشید با آثار مکشوف در تپه های مذکور در بالا تقریباً همدوره است وبه ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد تعلق دارد. آثار مکشوف در تل ابلیس، نزدیک کرمان تقریباً پانصد سال جوان تر است و با آثار تپه حصار، نزدیک دامغان همزمان است. در بمپور نیز اخیراً آثاری بدست آمده که نشان میدهد این ناحیه در حدود ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسکون بوده است. آثار مکشوف در «خوروین» نزدیک قزوین خیلی نزدیک به ماست، و احتمالاً متعلق به حدود ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد، یعنی زمانی است که فکر میکنندآریایی ها وارد این سرزمین شده اند، و در تمام جلگه های حاصلخیز کنار «کویر» از «ری» تا کاشان مستقر گردیده اند. در تپه سیلک کاشان نیز آثاری از آنها بدست آمده است. بعضی ها معتقدند که آریایی ها از مکان دیگری به این سرزمین نیامده اند واز ابتدا درین سرزمین بوده اند، ولی مطالعهٔ آثار متعلق به حدود ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد در تمام سرزمین ایران، اعم از سواحل دریای خزر و جلگه های کنار کویر، و دره های آباد مغرب ایران، و حتی نواحی جنوبی ایران، مانند شهداد و لوچستان، نشان میدهد که در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد تحولات فوق العاده ای در طرز بخاک سپردن مردگان، و شکل ظروف گلی و نقوش آن، بوقوع پیوسته که در طبقات زیرین، یعنی لایه های قدیم تر از آن وجود نداشت. مثلاً در نقش ظروفی که در لایه های قدیم تر پیدا شده تصویر اسب دیده نمیشد، در حالی که روی ظروف گلی منقوش در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد تصویر اسب بیش از هر چیز روی ظروف سفالین ظاهر میگردد. دانشمندان باستان شناس اعتقاد دارند که یکی از دلایل برتری آریایی ها بر مردمی که پیش از آنها در این سرزمینها زندگی می کردند آشنایی به فنون اسب سواری بوده است. شاید به همین دلیل باشد که بیشتر پادشاهان داستانی ما، مانند لهراسب و کشتاسب و بیوراسب و غیره، نامشان با کلمهٔ اسب ترکیب شده است. بعلاوه در یشت های مخلتف اوستا، خصوصاً در یشت ۱۷ که مربوط به «میترا» ست بارها از اسب های خوب و سرکش نام برده میشود. درایوش اول نیز چندین بار از «کشورش که مردان و اسبان خوب دارد» یاد کرده است. پیش از این تاریخ نشانه ای از وجود اسب در این سرزمین ها به چشم نمی خورد . مثلاً در کتبیه های میخی متعلق به اوایل همین هزاره که در شوش پیدا شده صحبت از «خرکوهستانی » است، و معلوم میشود که مردم این نواحی تازه آشنایی به وجود اسب پیدا کرده بودند، و با مقایسه خر ، که در میان آنها خوب شناخته شده بود، آنرا «خر کوهستانی» نامیدند، زیرا از طرف نواحی کوهستای واقع در مشرق بین النهرین، یعنی ناحیهٔ جبال زاگرس، به آن نواحی رسوخ پیدا کرده بود. (در اوایل هزارهٔ اول پیش از میلاد مسیح، یعنی در حدود ۳۰۰۰ سال پیش، مردمی که بین سفیدرود و جلگه های مرتقع عمارلو و اشکور مسکن داشتند به آن درجه از تمدن و هنر رسیده بودند که مجسمهٔ خوک وحشی را که در جنگل هایشان زیاد دیده میشد با گل قرمز که در دسترسشان بود بصورت تصنعی طوری مجسم نموده اند که امروز به آسانی میتواند در کنار جدیدترین شاهکارهای هنر مجسمه سازی در بزرگترین موزه های دنیا قرار گیرد و با کار هنرمندان عصر حاضر رقابت نماید. این مجسمهٔ خوک وحشی یا گراز امروز در یکی از مجموعه های خصوصی در تهران حفظ میشود واز ناحیهٔ فوق بدست آمده است. آهن هم در همین تاریخ، یعنی در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد ، که به اعتقاد ما مقارن با برتری آریایی هاست، در طبقات پیش از تاریخی ظاهر میگردد. نه اینکه پیش از آن مردم به وجود آهن آگاهی نداشتند، ولی بقدری استفاده از آن ناچیز بود که بصورت فلزی قیمتی در میان آنها معمول بود و از آن فقط گوشواره و انگشتری یا جواهر دیگری از همین نوع میساختند، ولی در اواخر هزارهٔ دوم یعنی در حدود ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد استفاده از آهن بقدری زیاد شد که خنجرها و سرنیزه ها و شمشیرها را از آهن ساختند. پیش از آن سلاح های مردم از برنز ساخته میشد. سلاح های آهنین سبک تر و مؤثرتر از سلاح های برنزی بود و ساختن آن راحت تر بود، و همین امر سبب برتری اقوام آرایی بر دیگران شد. اگر عمومیت یافتن استفاده از اسب و آهن را از خصوصیات تمدن مردم آریایی نژاد بدانیم که در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد وارد این سرزمین شدند، باید اعتقاد به این مطلب پیدا کنیم که ورود آریایی ها مقدمات ایجاد شاهنشاهی بزرگی را که روی پایه و اساس مساوات بین تمام ملل قرار داشت فراهم ساخته است. بعضی ها میگویند: چرا میگویید آریایی ها به ایران آمدند، شاید از ابتدای خلقت بشر در همین سرزمین بوده اند. من کوشش می کنم بنابر آنچه که در اعتقاد من است جواب این سوآل را بدهم. دلیل مهمی که میتوانیم در این مورد بیاوریم این است که مردمی که این شاهنشاهی را بوجود آوردند به زبان آریایی تکلم میکردند، واین زبان در میان تعدادی از ملل مانند «هیت ها» و «میتانی ها» از اوایل هزارهٔ دوم معمول بود واز اواخر همین دوره بین تمام مللی که اروپا و شبه جزیرهٔ آناتولی و فلات ایران و هندوستان را مسکون کردند معمول گردید. بنابراین طبیعی است فرض کنیم که تمام این قبایل در ابتدا با یکدیگر همسایه بودند و در اوایل هزارهٔ دوم به سبب تحولات اقتصادی و اجتماعی و کم بودن مراتع، به سرزمینهای مزبور مهاجرت کردند. مثلاً زبان انگلیسی امروز در تمام امریکای شمالی و استرالیا، زبان مادری مردم است، و ما میدانیم که ساکنان این نواحی از انگلستان به آن نقاط مهاجرت کرده اند. البته این سوآل پیش میآید که آن مکانی که در ابتدا این اقوام آریایی با هم همسایه بوده اند کدام نقطه از جهان بوده است. ما این مطلب را فقط از نقطهٔ نظر باستان شناسی مطالعه میکنیم، چون از دیدگاههای دیگری نیز می توان آنرا بررسی نمود. در صورتی که بپذیریم نقطه ای که مورد نظر ماست در خارج از سرزمین ایران قرار داشته است باید بهر حال این فرض را قبول کنیم که این مهاجرت ها از شمال سرزمین ایران بطرف جنوب انجام گرفته است. (در حدود ۵۰۰۰ سال پیش در ناحیه ای که امروز تحت عنوان چغامیشن شناخته میشود و در خوزستان قرار دارد، مردمی مسکن داشتند که به رموز شهرنشینی آشنایی داشتند. روی یکی از مُهرهای استوانه ای شکل که بوسیلهٔ آقای «دلوگاز» باستان شناس معروف امریکایی ، درچغامیشن کشف گردیده، نقش بالا در روی آن، مانند مُهرهای امروزی، کنده شده، در طرف راست یک بانوی خانه دار روی سکویی نشسته مشغول ریسیدن پشم میباشد. در برابرش سگی نشسته. معلوم میشود در آن زمان سگ اهلی شده بود و گله داری معمول بود. در طرف چپ بانوی دیگری با تکان دادن «دوشان» هایی که از گل پخته که هنوز هم در بسیاری از نقاط ایران معمول است، مشغول گرفتن کره از شیر میباشد. مردم خوزستان در آن زمان سابقهٔ درازی در راه شهر نشینی طی کرده بودند. این مطالب از نظر باستان شناسی بسیار روشن است، زیرا آثار بسیار کهنی که در بسیاری از نقاط جنوبی ایران بدست آمده خصوصیاتی را که در بالا ذکر کردیم شامل نیست، و بیشتر با تمدن مردمی مطابقت میکند که شاید از ده هزار سال پیش در تمام سرزمین ایران و شبه جزیرهٔ آناتولی و جلگهٔ بین النهرین پراکنده بوده اند و هیچوقت نتوانسته اند حکومت مقتدری بوجود آورند که مرکزیتی داشته باشد و شامل تمام این نواحی گردد. مثلاً ما نمیدانیم که این اقوام به چه زبانی تکلم میکرده اند، چون خطی از خود بیادگار نگذاشته اند. خطوطی که در بین النهرین کشف شده نشان میدهد که مردم آن نواحی تا اوایل هزاره اول پیش از میلاد منحصراً به زبان سامی تکلم میکرده اند ولی از زبانی که بین ساکنان فلات ایران معمول بوده هیچ اطلاعی نداریم . فقط این مطلب روشن شده است که نام بسیاری از سرکردگان مردمی که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد، یا کمی پیش از آن، در دره های جبال «زاگرس» به گله بانی مشغول بوده اند آریایی است. آقای «کارلووسکی» باستان شناس جوان امریکائی در جنوب ایران در ناحیه ای بنام «تپه یحیی» آثاری از خط معمول بین مردم آن نواحی را بدست آورد، ولی این آثار بسیار ناچیز است و فقط شمارش اعداد را نشان میدهد. این طور گفته شده است که این خطوط از ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد است، و تجزیه بوسیلهٔ روش کاربن ۱۴ نیز این مطلب را تأیید کرده است.سابقاً باستان شناسان اعتقاد داشتند که برای اولین بار خط در ناحیهٔ شوش بوسیلهٔ سامی نژاد ها در حدود سه هزار سال پیش از میلاد اختراع شد، و در عرض مدت دو هزار سال تحولات متعدد در آن رخ داد تا منجر به ایجاد خط میخی بابلی و آشوری گردید. خط بابلی و زبان بابلی و ایلامی حتی درزمان هخامنشی ها معمول بود و بهمین سبب است که شاهنشاهان هخامنشی کتیبه های خود را علاوه بر زبان فارسی باستان به زبان وخط بابلی وایلامی نیز مینوشتند. ظاهراً داریوش اول خط فارسی باستان راکه بصورت میخی است از خط بابلی اقتباس نموده و در ایران معمول کرده است. اگر خطوط مکشوف در «تپه یحیی» به ۳۵۰۰ سال پیش ازمیلاد برسد عقاید پیشین راجع به آغاز ایجاد خط در مشرق زمین بهم میخورد. هنوز از آن نتیجهٔ قطعی در این مورد بگیریم، و بهرحال این مطلب نیز در پیش است که کتیبه های میخی که ممکن است در «تپه یحیی» بدست آید بزبان سامی خواهد بود یا بزبان دیگر؟ به عبارت دیگر سوال اصلی این است که آیا آریایی ها پیش از آغاز تشکیل شاهنشاهی هخامنشی از خطی استفاد میکرده اند یا خیر. بنابر شرحی که در بالا داده شد معلوم شد که از حدود ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد تا حدود ۱۲۰۰، مردمی که هنوز معلوم نشده از چه نژاد، یا لااقل از چه دسته انسان هایی بوده اند، در تمام سرزمین ایران تمدن های پیشرفته ای بوجود آورده اند و با مردم آتاتولی و بین‌النهرین مبادلات بازرگانی و فرهنگی داشته اند. در حدود ۱۲۰۰ پیش از میلاد آثار دسته هایی از اقوام آریایی، خصوصاً در مغرب و شمال و جنوب غربی ایران ظاهر میشود، و تقریباً ۵۰۰ سال میگذرد تا نخستین شاهنشاهی از قوم آریایی در سرزمین ایران بوجود میآید. این مطلب ما را وادار میکند که باز راجع به آمدن یا نیامدن آریایی ها از نقطهٔ دیگری به سرزمین ایران گفتگو کنیم. اینک کوشش می کنیم یکی از نواحی فلات ایران، ناحیهٔ ساحلی دریای خزر را از این جهت مورد بررسی قرار دهیم: کاوش ها و بررسی های باستان شناسی که تا این تاریخ در سواحل دریای خزر بعمل آمده نشان میدهد که در حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد چند قوم که با یکدیگر همزبان بوده اند، در تمام سواحل جنوبی دریای خزر مستقر گردیده اند. تمدن غار «هوتو» و غار «کمربند» که از حدود ده هزار سال پیش در مازندران آغاز شده بود احتمالاً دنباله پیدا نکرد. بررسی هایی که تا این تاریخ در نواحی ساحلی دریای خزر بعمل آمده اینطور نشان میدهد که از اواسط هزارهٔ دوم مهاجرت های دیگری در این نواحی انجام نگرفته است. اینطور بنظر میرسد که اقوامی که از کلاردشت تا نواحی واقع در جنوب «املش» و «تماجان» و «اُمام» و «سُمام» و «اِشکور» و «عَمارلو» و رودبار مسکن اختیار کردند مورد تجاوز همسایگانشان قرار نگرفتند، زیرا عبور از راههایی که به آن نواحی پایان می یافت آسان نبود. ناحیهٔ «مارلیک» و «کلورز» و نقاط دیگری که در کنار سفید رود قرار داشتند بیشتر از دیگر نواحی با همسایگان خود نزدیک شدند. احتمال دارد که از راه طبیعی و آسانی که این رودخانه در رشته جبال البرز باز کرده بود رابطهٔ نزدیکی بنی نواحی شمالی ایران وکشورهای مقتدر آشور و ماد و «مانّایی» و حتی «سکایی» برقرار شده باشد. بهرحال در حدود قرن نهم پیش از میلاد در دو طرف سفید رود در حدود رستم آباد امارت نشین های متعددی بوجود آمده بود که مردم آن در ساختن کوزه های سفالین گلی و مجسمه های گاو و جام های زرین و زینت آلات و غیره سلیقهٔ بخصوصی نشان داده اند و آثارشان نشان میدهد که تمدن وهنر آنها بسیار پیشرفته بود. این امارت نشین ها در حدود قرن هفتم پیش از میلاد احتمالاً بوسیلهٔ مادها یا آشوری ها یا کشورهای مقتدر دیگری که همسایهٔ آنها بودند منهدم گردیدند. ناحیهٔ ساحلی جنوب دریای خزر در همین زمان و حتی مدت ها پیش از آن معبر آسانی برای عبور اقوام شمالی بسوی دره های حاصلخیز و مراتع کوهستانهای مغرب ایران بود. از آن راه اقوام مزبور میتوانستند به آسانی به شهرهای پرثروت بین النهرین دست یابند. بعلاوه سواحل مغرب دریای خزر براه طبیعی قفقاز برمیخورد، و این ناحیه در میان دریای خزر مانند «هیت ها» و «میتانی ها» و «کاسی ها» و شاید مادها و پارس ها و بعد از آنها «سکایی ها» و «کیمری ها» از آن برای ورود به شبه جزیرهٔ آناتولی و فلات ایران وکلیهٔ جلگهٔ بین النهرین استفاده میکردند. (هنرمندان نواحی واقع در ارتفاعات جنوب دریای خزر معمولاً با شکل حیوانات بازی میکردند و آنها را بصورت مصنوعی در میآوردند، همانطوری که هنرمندان امروزی میکنند، ولی گاهی نیز از روی طبیعت تقلید می کردند و یکی از بهترین نمونه های این نوع کار مجسمهٔ کوچک گراز و حیوان شکاری دیگری است که در اینجا عکس آن دیده میشود و در آن حرکات این دو حیوان خوب نشان داده شده است. این دو مجسمهٔ گلی نیز در یکی از مجموعه های خصوصی در تهران حفظ میشود و در املش نزدیک رودسر خریده شده. احتمالاً از یکی از قبرهای واقع در عمارلو یا در اشکور کشف گردیده است. اگر قرابت زبان و عادات و رسوم مردم سواحل جنوبی دریای خزر، یعنی «گیل ها» و «دیلم ها» و «تَپوری ها» و «آماردها» را با طالش ها در نظر بگیریم اینطور بنظر میرسد که تمام این اقوام از راه گردنه های قفقاز و سواحل طالش به طرف گیلان و تپورستان آمده باشند، و چون سواحل دریای خزر برای زندگی مناسب نبو به ارتفاعات واقع در کنار جنگل ها رفته به گله داری در مراتع سبز جلکه های مرتفع البرز مشغول شدند. امروز در تمام این نواحی قبرهای متعدد از آنان وجود دارد، ولی تا این تاریخ هیچ اثر ساختمانی از منازل آنها بدست نیامده است. امروز در همین واحی پایهٔ خانه ها را از قلوه سنگ وقسمت بالایش را از چوب میسازند. شاید هم هنوز کاوش های دقیق برای پیدا کردن آثار مسکونی آنها بعمل نیامده است. بهرحال تعداد قبرهایی که در جلگه های مرتفع واقع در کنار جنگل های گیلان ومازندران قرار دارد بقدری زیاد است که باید تصور کرد که احتمالاً اجتماعاتی در آن نواحی مسکن داشته اند و آثار خانه هایشان ازمیان رفته است. در ناحیهٔ مارلیک و کلورز از قبرها آثار بسیار زیبایی بدست آمده که هر کدام شاهکاری از هنراند. بنابر گفته های بالا میتوانیم این نتیجه را بگیریم که مردمان سواحل جنوبی و غربی دریای خزر جزو اقوامی هستند که بزبان آریایی صحبت میکنند و در حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح احتمالاً از راه قفقاز و طالش به این نواحی مهاجرت کرده اند و در ارتفاعات کنار دریا به گله داری و زراعت مشغول شده اند و تا این تاریخ با هیچ قوم دیگری مخلوط نشده ومهاجمات متعددی که در سرزمین ایران به وقوع پیوسته نتوانسته است آنها را تحت تأثیر قرار دهد. (مردمی که در ارتفاعات البرز یه گله داری مشغول بودند مانند اقوام دیگر آریایی با استفاده از اسب آشنایی داشتند و برای اینکه در دنیای دیگر نیز بتوانند از وجود آن استفاده کنند، مجسمهٔ کوچک گلی آنرا در قبرشان میگذاشتند. در ایام قدیم تر خود اسب را می کشتند و در گور قرار میدادند. این مجسمهٔ کوچک از گل پخته در ارتفاعات واقع در جنوب املش کشف گردیده وامروز در یکی از مجموعه های خصوصی حفظ میشود. (هنر ومردم،دوره ۱۰، ش ۱۱۵ (اردیبهشت ۵۱): ۲-۷ )

دکتر عیسی بهنام

لينک      نظرات ()      

آخرين مطالب
موضوعات
(٦۳) آهنگها (٤) استان 'گلستان (۱) استان خراسان رضوی (٢) استان خراسان شمالی (۳۱) استان آذربایجان (۱) استان آذربایجان شرقی (٤) استان آذربایجان غربی (٢) استان اردبیل (٧) استان اصفهان (۱) استان البرز (٤) استان بندرعباس (۱) استان بوشهر (۱) استان تهران (٢٦) استان تهران 1 (۱۱) استان خراسان رضوی (٤) استان خراسان شمالی (٢) استان خوزستان (٢) استان زنجان (۱٢) استان سمنان (۱) استان سیستان وبلوچستان (۱) استان شمال خراسان (۱۱) استان فارس (۸) استان قزوین (۱۳) استان قم (۳) استان گرگان (٥) استان گلستان (٢) استان گیلان (٦٧) استان گیلان1 (٧) استان لرستان (۱) استان مازندران (۸) استان همدان (۱) استان کردستان (٧) استان کرمان (۳) استان کرمانشاه (۱۱) استان یزد (٢) بخش خورگام (۸) بخش خورگام 1 (٢٥) بخش خورگام 2 (۳٦) بخش خورگام 3 (٢٦) بخش خورگام2 (٢٠) بخش رحمت آباد (۱٧) بخش عمارلو (۳٧) تاریخ ایران (۸) تاریخ ایران2 (۱٢) تاریخ ایران3 (٦) تاریخ ایران4 (٥) تاریخ ایران5 (٥٠) حیوانات (٢) داروهای گیاهی (۱۱) دیلمان (٢۱) دیلمان 1 (٦) رودبار (۸) رودبارجنوب (۱) روستاها (٤) روستاهاشگفت انگیز (٥) سوسف (٢٠) سوسف 1 (۱۳) سوسف1 (٩) شعر (۱٤) شعر1 (۱۳) شعر2 (۱۳) شعر3 (۱۱) شعر4 (۳٥) شگفت انگیزترین گلها (٢) شهرستان رودبار (۱٤) شهرستان رودبار 1 (۱۱) شهرستان رودبار1 (۳۳) عکس ها (٢۱) عکس ها2 (٩) عکس ها3 (۱٧) عکس ها4 (۱۳) عکسها 5 (٦٦) عکسها6 (۱٥) غذاها (٥) غذاها 1 (۸) فیلم (۱) ماه رمضان (۱٠) مذهبی (٩) مذهبی 1 (۱٠) مذهبی 2 (۱٥) مذهبی2 (۱) مذهبی3 (۱٠) مذهبی4 (۱٧) مذهبی5 (۳٠) کردهای کرمانج شمال خراسان (٤) کردهای کرمانج عمارلو (۱٢)
لينک دوستان
سرزمین آسمانی ما دیلمستان زیتون خبر شــهـرداری بـــــره ســــر سایت روستای دشتویل سایت گوفل خورگام پایگاه خبری هفـت شـــهر نـیـــوز شهرداری منجیل پایگاه خبری تحلیلی کلارنا آهنگ کرمانجی روستا لیاول سفلی روشنگر علیرضا دولتی دشتکان قلب سفیدرود ماهین نیوز خدمات کامپیوتری سهیل عمــــــــــارلـــــــــــــــو نــــــــــــوای رودبـــــــار روستاي زيباي خــــــــــرمكـــــــــوه بخش عـــــــــمارلـــــــــــو سرزمین مه و خورشید دهكده خاطرات(داماش) منجیل نیوز الله مزار کرد کرمانج زبان قوچان شارشار شهادت ســـــــرا خدایا به تو پناه میبرم امامزاده عباس (ع) چهارمحل روستای پاشاکی روستای حشمت آباد چمبل پاکده دوستانه روستای زیبای جـــو بـــــن روستای جوبن هفته نامه شکوفه های زیتون سرزمینی به نام طالکوه ازتبار یــــــــــــــــــــــاس کرمانج تاریخ کرد.هنرمندان موسیقی خراسان بــــاران بـــبـــار...کرمانج شیروان خورگام گیلان سایت تخصصی کردی کرمانجی پورتال خبری جوانرود هوال هیات محبّان الزهراءبسیج چهارمحل مشق شیدایی برارود روستای من چلکاسر دست نوشته ها یک خبرنگار بيــــــــــــــــان شاعر حسین تقدیسی روستای سیبن خورگام روستای انارک______ول بهشت کمشده لیاول میکال فریاد جام مارلیک روستای پاکده روستای نوده خورگام صدای پشتکلا جلیسه دهکد ه عشق راه ما انوش اکبـــــــــــــــری یه دهات داریم هیشکی نداره روستای برارود علي ولي الله كركان بندر انزلي سه رياس قاصدك هان چه خبر آوردي ؟ تاریخ ماتاریخ وتمدن ایران جهان باستان روستای صیقلده خورگام موسيقي نبض زندگي بره سر رودبار جعفرآبادخلخال (كرمانج) ما سه تا کردان شیراز كلبه تنهايي من روستاي پاكده دهياري معدن سنگرود شكوفه هاي گيلاس قوم بزرگ كرمانج روستای کوشک الموت سایت بهراه روستا ي شيركده زيباترين شعر بــاغــبــانــی ســــبـــز قوشخانه سرملی وچهابرمحل دانش پراکن (بزرگترین تارنگار دانشی پارسیان) قوچان روستای کلایه رودبار وبلاگ روستای ناش مجله خبری فارنک بیمه ملت نمایندگی۲۷۴۱- خدایا دوست دارم پایگاه فرهنگی مذهبی علویان شیرکده سمل قدیم (زندگی) روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم وبسایت پیرکوه ققنوس روستاي دودر شهرستان سيربك رئین بجنورد خراسان شمالی روستاهای زیبای گیلان دوسالده خسته ازروزگار zerd welati min - زه رد وه لاتئ من : روستای زرد در استان خراسان شمالی قطره ای زاسمان چکیدبه زندگی آپلودسنتر فارس لرن http://textlink.ir عینک سه بعدی پیک8 سایت آپلود7 ابزار نمایش اسلایدر تصاویر کرم باله آ اطلس تاریخی ایران پیش ازاسلام پیکو فایل روستای نخودتپه همجوار کوه سهیل(سی ویل) موسیقی کرمانجی روستای چاپارخانه گیلان تاریخ گیلان ومازندران عشایر ، رنگواره های یک رنگ اخبار فناوري اطلاعات شبکه دوستان بهشت من شبکه اجتماعي ادبيات جهان