درباره ما
علی اکبری لیاولی

نويسنده
راهنماي وبلاگ
سايتهاي کاربردي سايتهاي خبري سايتهاي استان گيلان
تقدیر وتشکر از دوستان(پست ثابت) نويسنده: علی اکبری لیاولی - چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤

 

برداشت وکپی ازمطالب وعکسهای این وبلاگ باذکر منبع

بلامانع می باشد

لينک      نظرات ()      

ییلاق چنگش... نويسنده: علی اکبری لیاولی - چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٤

 ییلاق زیبا چنگش در  روستای سوسف

چنگش . [چ ِ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از مبارزان توران است که بیاری افراسیاب آمده بود و به دست رستم کشته شد. (ناظم الاطباء) : 

که چنگش بدش نام جوینده بود
دلیر و به هر جای پوینده بود.

ییلاق چنگش با طبیعتی سرسبزو زیبا در3کیلومتری قسمت جنوبی دهستان چهارمحل قرارگرفته است .

واما روستای سوسف با ییلاقی سر سبز و شگفت انگیزش بنام ییلاق چنگش و چشمه سار های بااسامی و بامسمایش ازجمله حضرت چشمه، گتو چشمه، دوچشمه کوراکت(سیسی،زینت) زکریاچشمه(شهیدمحسن)،خالق،زردگلی و ….... از محدود نواحی بخش خورگام است که در عین سرسبزی شمال از آب وهوای معتدل ومطبوع کوهستانی  برخوردار است و همه این ویژگی های روستای سوسف و ییلاقش را مامن توریست هایی از استان گیلان و بخشهای همجوارش کرده است و همچونان مستعد جذب شمار بیش تری از توریست ها است. 

اسلایدر


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

آبشار کلشتر نويسنده: علی اکبری لیاولی - یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٤
آبشار نیلگون روستای کلشتر در رودبار زیتون

وقتی نام رودبار را می‌شنوید اولین کلمه‌ای که به ذهنتان خطور می‌کند چیست؟ اگر رودبار را ندیده باشید، شاید به نظرتان فقط نام یک شهر بیاید، در غیر این صورت احتمالا مثل خیلی ها کلمه  شهر پر زیتون یادتان می‌آید، چون رودبار به خیال همه آنها که مهمانش شده‌اند، یک گوشه از بهشت خداست روی زمین و البته پیشنهاد ما هم سفر  به روستای کلشتر به همین بهشت زمینی است.
روستاکلشتر یکی از روستاهای شهرستان رودبار زیتون می باشد و این روستا در بخش مرکزی شهرستان رودبار واقع گردیده است که مرکز دهستان کلشتر نامیده میشود. وامامحصول مهم این روستا زیتون می باشد که به دلیل آب و هوای مدیترانه‌ای باغات زیتون در اینجاتوسعه خوبی داشته است .
روستای کلشتر از نظر مکان های دیدنی به خاطر موقعیت کوهستانی بودن آن، و وجود درختان همیشه سبز منجمله زیتون و کاج در چهار فصل سال زیبا و تماشایست که در فصل بهار و تابستان این زیبایی  دو چندان میشود.
واین روستابر اساس سرشماری آمار نفوس در سال ۱۳۸۵شمسی ،جمعیت این روستا ۱۲۷۲ نفر که (۴۰۹ خانوار) بوده است .

 روستای کلشتر در یک محل کوهستانی استقرار یافته و زمین های آن بعضاً هموار و کشت کشاورزی در آن آبیاری و بعضی بصورت دیم به عمل می آید و اقتصاد این دیار به علت شرایط خاص اقلیمی بر پایه  باغداری و کشاورزی  استوار است.

تصویر زیباروستای کلشتر596430_bbxstacq.jpg

ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

ناحیه عمارلو قدیم نويسنده: علی اکبری لیاولی - شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤

     عمارلوی بزرگ

موقیعت جغرافیایی 

 ناحیه عمارلو در دوطرف ساحل  شاهرود و در مشرق محل الحاق شاهرود به قزل اوزن گسترش یافته است  و نام قدیم این ناحیه خورگام KHORGAM  بوده که در اعصار مختلف بخشی از  دیلمان یا طارم یا رودبار بوده است. 

            


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

مالیات عمارلو نويسنده: علی اکبری لیاولی - شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤

عایدات بردرآمدقرا’ عمارلوقدیم

برای نمایش تصویر دراندازه بزرگتر برروی آن کلیک کنید

1111.jpeg 

ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

شعر مادر... نويسنده: علی اکبری لیاولی - چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤

تقدیم به مادر بهتر ازجانم

خدمت دوستان عزیزم عرض کنم که از اولین روز خلقت بشر، تا کنون در هر کجای دنیا و در میان هر قوم و نژاد و ملتی، با هر آداب و آیینی، وقتی نام مادر آورده میشود، از کوچک و بزرگ، همه و همه، سرشار از شور و حرارت و مهر و الفت می‌شوند و قلبشان بیشتر به تپش می افتد. اسلام نیز برای مادر، مقام و ارزش فوق العاده ای قائل شده است تا آنجا که رسیدن به بهشت را با رضای مادر میسر می‌داند.

قلمم راست بایست!
واژه ها ...گوش به فرمان قلم!
همگی نظم بگیرید،
مودب باشید!
صاحبِ شعر عزیزی است به نام «مادر»
امشب از شعر پُرم، کو قلم و دفتر من؟!
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تک و تنها و غریبم!
تو کجایی مادر...؟!


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

خورگام ز ا د گـــــاهــــم...؟! نويسنده: علی اکبری لیاولی - چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤

خورگام سرزمینم

 بخش خورگام در چهل کیلومتری شهرستان رودبار زیتون واقع است .

 روزی از روزهای فصل بهار در بالای کوه ایستاده و مشرف به خورگام به مناظر زیبایش که انگار نقاشی شده نظاره می کردم .انواع درختان از جمله  راش ،بلوط ،گردو، سیب، بید مجنون و تبریزی راست قامت و.....ازدیدچشمانم دورمی گشتند.

 این جا خورگام زادگاه من است و این سر زمین را از صمیم قلب دوست میدارم و به وطن خود مجذوب وعشق می ورزم.


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

طبیعت زیبای ایران.....؟! نويسنده: علی اکبری لیاولی - یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤
تماشای شگفت انگیزترین طبیعت درایران

دیدن گیاهان کمیاب که ریشه در تاریخ، ادبیات و فرهنگ ما دارد را از دست ندهیم

به تماشای طبیعت  رفته وچهارفصل بودن ایران فقط به مسافران در انتخاب مقصد کمک نمی‌کند، یعنی این ویژگی صرفا برای مسافرت به مناطق مختلف ایران به دلیل گرما یا سرما نیست، بلکه جاذبه‌هایی است که تنها در فصول خاصی از سال و البته با شرایط آب و هوایی ویژه‌ای، گردشگران را به سوی خود می‌کشاند.

یکی از جاذبه های گردشگری گونه های گیاهی و رستنی هایی است که فراوان در این سرزمین می روید و جاذبه ای بی نظیر و چشم نواز برای گردشگران به وجود می آورد. در این شماره به یازده نمونه از این گونه های خاص گیاهی پرداخته ایم.
 

داماش؛ سوسن چلچراغ


 فصل رویش و شکوفایی گل زیبای سوسن چلچراغ در اواخر بهار و اوایل تابستان می باشد.گل سوسن چلچراغ تنها در دو منطقه در جهان، یکی در بخش عمارلو روستای داماش و دیگری در لنکران جمهوری آذربایجان یافت میشود.گل سوسن سفید نخستین بار توسط محققی به نام (لدربوری) کشف شد و در سال 1354 از طرف اداره محیط زیست استان گیلان زیستگاه این گل کمیاب به عنوان اثر ملی ثبت شد. واینجا در واقع سرزمین گل سفید که اهالی به آن لیلیوم می گویند است .

سوسن چلچراغ یکی از نادرترین گونه های گل در جهان محسوب می شود. این گل کمیاب در روستای داماش شهرستان رودبارزیتون  رشد می کند، به علت قرار گرفتن گل های رو به پایین به سوسن چلچراغ معروف شده است. سوسن چلچراغ تنها گلی است که به عنوان یکی از آثار ملی طبیعی ایران به ثبت رسیده است. این گل به سبب زیبایی و ارزش فراوان آن، سال 55 از سوی سازمان حفاظت محیط زیست مورد حراست قرار گرفت. هر ساله در اواسط خرداد و اوایل تیر این گل بلند قامت و واژگون، شکفته می شود و گردشگران می توانند در طول یک هفته از سوسن چلچراغ دیدن کنند. همان طور که اشاره شد برای تماشای این گل باید ساک را ببندید و روانه  روستا داماش دربخش عمارلو رودبار شوید.


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

بچه رودبارم...؟! نويسنده: علی اکبری لیاولی - یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤

 

شعر بچه ی  رودبارم...
 
notepic_2014-8-31_2-28-35[1].jpgباتقدیر وتشکر ازشاعرگرانقدر:سیف اله باقریهاکلیشمی(وارش)



بچه ی رودبارم**در دلم غرّش رود**مست چون باد شمال**

راش کوهی بدنم**پر ز بوی زیتون**جیب و دست و دهنم**

بچه ی رودبارم**اهل کوه دیلم

تصویرشهر زیبای رودبار زیتون


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

شهرستان رودبار.....؟! نويسنده: علی اکبری لیاولی - یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤

آشنایی باشهرستان رودبارزیتون

شهرستان رودبار از شهرستان‌های جنوبی استان گیلان است. مرکز این شهرستان شهر رودبار است. 

شهرستان رودبار یکی از ۱۶ شهرستان استان گیلان در ایران است. این شهرستان شامل ۷ شهر و ۴ بخش و ۱۰ دهستان و ۲۰۸ آبادیست که تعداد ۳۴عدد ان خالی از سکنه‌است.

این شهرستان با وسعت ۲۵۷۴ کیلومتر مربع دومین شهرستان استان گیلان به لحاظ و سعت است و از شمال به رشت، ازجنوب به استان قزوین و از غرب به فومن و استان زنجان محدود می‌شود.

 شهرستان رودبار بخاطر داشتن باغهای زیتون شهرت دارد واین شهرستان  با زیتون‌های معروفش در سطح ایران شناخته شده و یکی از مهم ترین و زیباترین شهرستان های استان گیلان به شمار می‌آید که به اندازه‌ی کافی از چشم اندازهای طبیعی زیبا چون رودخانه‌ها و آبشارها و صخره ها و دره های پرشکوه برخوردار است. رودبار منطقه ای کوهستانی است و مرتفع ترین شهرستان استان گیلان به شمار می آید. رودبار را می توان دروازه ورودی گیلان از طریق مرکز کشور دانست. کوه های بسیار زیبای این ناحیه، به صورت رشته های موازی با دره های جالب توجه، فضای دل‌نشینی را پدید آورده اند. با این که پیشینه تمدن رودبار و نواحی پیرامون آن، به دو هزار سال پیش از میلاد مسیح می رسد با این حال در متن های تاریخی کم تر به نام این شهر اشاره شده است.


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

جاده چیست....؟! نويسنده: علی اکبری لیاولی - چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٤
جاده.....؟! 
 جاده طویل را می‌گویم ،گاهی مسیر از مقصد دلپذیرتر است، می‌گویم گاهی راه، طوری افسونت می‌کند که ترجیح می‌دهی کش بیاید، تمام نشود و تو را نرساند تا مقصد.
 
سرگردانی، آدم‌ها را می‌ترساند، اما جاده از سرگردانی نمی‌ترسد و همین سرگردانی‌اش میان این کوه و آن کوه، همین سرخوردن دیوانه وارش وسط دشت‌های سبز، همین پیچ و تاب خوردن‌های بی‌قاعده‌اش روی پیشانی کوهستان است که مسافرش را تسلیم می‌کند و عاشق.

جاده ....؟
جاده یعنی فاصله
گر تفاهم نباشه جدایی حاصله
جاده یعنی انتظار
چشم مرغان جدا مانده از مرغزار
جاده یعنی نگاه یک پدر بر دور دست
مادری با چشم گریان دست رو دست
جاده یعنی طفلکی گریه کنان سوی پدر
که نرو زندگی رو نکن بر من هدر
جاده یعنی عاشق و معشوق هر دو خسته اند
توی این جاده چه دلها که نشکسته اند
جاده یعنی عاشق و معشوق گشتند جدا
رفاقت . ارزو . عشق . مهر و محبت شد فدا
جاده یعنی نیرنگ و ریا یعنی دغل
مرغ عشقت گشته دور از بغل
جاده یعنی پاییز امد برف نشست
دل باران شسته رو جاده شکست
جاده یعنی شیون و ناله داد و فغان
جاده یعنی نفرت و کینه از زمین و زمان
جاده یعنی شیرین در فراق فرهاد ماندن
جاده یعنی مجنون در کویر عشق
در پی لیلی شتابان
جاده یعنی مسافر گشته گم
جاده یعنی درختان خشک و بی شاخه و بن
جاده یعنی زلیخا پیر گشت و یعقوب کور
بس که اواز سر دادند که:
یوسف گمگشته باز اید به کنعان غم مخور

ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

روستاچُمبل قدیم نويسنده: علی اکبری لیاولی - دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤

 بخش خورگام در 40 کیلو متری شهرستان رودبار زیتون وروستاچُمبل دراین بخش واقع است. خورگام یعنی:قدمگاه خورشید (جای پای خورشید)

خورگام خود که در ارتفاعات البرز جنوب غربی ، آنجا که کوه ها باز و به بازوی هم آنقدر دامن می کشند که سرانجام از گذرگاه سر به اوج کوه درفک خود را به کوه آسمانسرا میرسانند. دهکده چُمبل با پیشینه تاریخی بسیار کهن درمنطقه خورگام آرمیده است. با مردمی صبور اما دلیر و تیز هوش که این همه را وام دار طبیعت شوق برانگیز اما پیکار جوی پیرامون خویش اند. بیش از300سال پیش ، شمار ساکنان دهکده به زحمت از مرز25 نفر می گذشت ؛ امروزه اما جمعیت این دیار به 300 نفر نیز می رسد و این میزان از رشد جمعیت ؛ بیانگر مهاجرت بی دریغ فرزندان کوهستان به شهرهای پیرامون منطقه ، خاصه به رستم آباد و تهران، کرج،سرخه حصار است. در سینه کش البرز غربی آنجا که دمای تابستانی آن به زحمت از15 درجه سانتی گراد می گذرد و در بلندی های ، این میزان به 9درجه کاهش می یابد ، دهکده کوهستانی چُمبل دامن کشیده است. جایی که غیورمردان کرمانج از طبیعت بکر آن غافل نماندند و سکونتگاه خود را در آن پی افکندند. خورگام سحرانگیز ، با دهکده ها و روستا های شمار ناپذیر خود ، گویی کوهستان سوم سیاره ما است . با پنج رود دائمی و تعدادی جویبار بهاری و به همین تعداد چشمه و یخچال و حوضچه کوهستانی. خورگام ، این پدیده آمده از رسوبات دوران های اول تا سوم زمین شناسی ، سرزمینی است با تمدن هایی که پیشینه بسیاری از آنها به اعماق تاریخ می رسد. جایی که خود آفریننده تمدن های شگفت تاریخی بوده و حاشا که در طول هزارها سال ، سد راه انتقال رطوبت و شرجی بودن دریای خزر به تمدن های این سوی خویش شده است.

اسلایدر

 

10000.gif
 

ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

فیلم تپه های مارلیک رودبار نويسنده: علی اکبری لیاولی - دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤

گفتار متن فیلم کوتاه تپه های مارلیک 

امسال
پارسال
هزاران سال
با باد بوی کهنگی کاج می‌رسد
این گل انار می‌شود
مرغی پرید
. . .
و خاک یک زن است
با ساقه‌های خشک سنبله‌های درو شده
در انتظار بذر . . .

در سال ۱۳۴۲ آثار باستانی در تپه‌های مارلیک، واقع در دره گوهررود، حوالی شهر رودبار زیتون نزدیک روستا نصفی کشف شد. قدمت این گنجینه‌ی تاریخی مربوط به تمدنی کهنسال، بنا بر گفته مورخان به ۳ هزار سال پیش می رسد.
مستند « تپه های مارلیک» در سال ۱۳۴۳ برنده جایزه شیر سن مارکو در جشنواره ونیز شد. ابراهیم گلستان درباره‌ی فیلم می‌گوید: "نخستین بار که نمایشگاه چیزهای پیدا شده در مارلیک را دیدم نظرم به دو مجسمه کوچک رفت که انگار فریاد می‌زدند. این دو، خدای مرد و زن باروری بودند. من در مجسمه خدای زن دعوت به زندگی دیدم، و در مجسمه مردِ ... . نگاهم را همچنین، خودِ شکسته زنگار بسته‌ای گرفت که از ضرب پتک گران خرد گشته بود، ضربی که صاحبِ جنگنده‌اش از آن، شاید جان داده بود. و آفتاب بود که از پشت پرده تالار موزه می‌آمد تا بچه آهوی مفرغ را با با بوسه‌های گرم بنوازد. مرگ آنجا نبود. یک لحظه دید جاوید گشته بود. سی قرن دفن از اعتبار افتاده بود. و پیش تهنیت آفتاب، آهو هنوز لبخند آشنا می‌زد. این ها بود علت برای اینکه فیلم بسازم."

فیلم با صدای پای آب سفید رود آغاز می‌شود که به تندی می‌خروشد و می‌گذرد. در کرانه‌ی رود، مردی را می‌بینیم که تکه‌های کوزه‌ای شکسته را به هم متصل می‌کند و روی سنگی در جوار رود می‌گذارد.
گلستان با نشان دادن آثار باستانی و گورها و اسکلت‌های پوسیده، بیننده را از امسال به پارسال و هزاران سال پیش، می‌برد. نثر و کلام موزونی که بر روی تصاویر می‌نشیند، به همراه موسیقی زیبای حنانه، فضای شاعرانه و گاه ترسناک و متوهمی را به وجود می‌آورد که بیننده را به خلسه‌ای آمیخته از رویا و بیم و امید می‌برد؛ بیم از مرگ و نیستی و امید به جاودانگی در پس قرن‌ها دفن و مرگ.

باشد که روی ریشه های کهن باز گل دمد
باشد خدای بذر به دره صلا دهد
باشد که چشم ببیند
و دید، زندگی تازه‌ای شود.

منبع:سایت کتابناک

لينک      نظرات ()      

تصاویر زیبا خورگام نويسنده: علی اکبری لیاولی - یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤

تصاویر مناظر بسیار زیبا ازخورگام 

 

 

اسلایدر


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

تصاویر ازچهارمحل خورگام نويسنده: علی اکبری لیاولی - یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤

تصاویری ازروستا چهارمحل خورگام

اسلایدر

لينک      نظرات ()      

شعر بهار.....؟! نويسنده: علی اکبری لیاولی - شنبه ۸ فروردین ۱۳٩٤

بهار موسم گل و بلبل و فصل سرسبزی ،طراوت ومحبوب بسیاری از شاعران است
شاعر هم که نباشی، هوای لطیف بهاری ییلاق ودرختان جنگل و شاخه‌های پرشکوفه، فکر نوشتن را به سرت می‌اندازد و برای دل خودت هم که شده، دفترت را چندسطری خط‌خطی می‌کنی.
بهار، محدود به شهرستان رودبار زیتون نیز نمی‌شود. درست است که ما خورگامی ها به شکل مشخص و با مراسم خاص، آمدن این فصل زیبا را جشن می‌گیریم، اما شاعران نقاط دیگر ایران نیز شعرهای بسیاری در ابراز علاقه به فصل بهار و شکفتن سروده‌اند

برای نمایش تصویر دراندازه بزرگتر بر روی آن کلیک کنید

100.gif

زیرخاکی
یک خمرۀ  لبریز از شعر
دراین دلِ ویرانه دارم
یک قطعه‌اش  را باز امشب     
بر روی کاغذ می‌گذارم        
این زیرخاکی مثل سکه
از جنس مفرغ یا که مس نیست


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

شعری دروصف سپیدرود رودبار نويسنده: علی اکبری لیاولی - شنبه ۸ فروردین ۱۳٩٤

اشعاری دروصف دیلمان،سپیدرود در شمال ایران


ادامه مطلب ...
لينک      نظرات ()      

آئین های قدیم درگیلان نويسنده: علی اکبری لیاولی - شنبه ۸ فروردین ۱۳٩٤

          آیین های نوروز همیشه تازه چون بهار

شهر و روستای ایرانی تا دور دستهای این خاک گسترده و هم پراکنده است و

هم بسیار و نکته جالب بعدی اینکه خود را با دایره گسترده و متفاوت اقلیم سازگاری داده است.این سازگاری رنگ و بویی خاص به هر نقطه از مکانهای زندگی مردم بخشیده اما رسم دیرینه ای چون نوروز که خود روزی جشن طبیعت بوده است در درازای زمان و در ترکیب با گویش ها، باورها و شرایط زندگی هر خطه ای کتابچه متنوعی از فرهنگ بومی و مردمی آفریده است. این چیزی نیست که در یک گزارش بگنجد اما هم به قدر ذره ای باید چشید.تصویر متنوع رنگارنگ و شادی که خبر از روح زنده و پویای مردمان دور و نزدیک این سرزمین می دهد.

نوروز از آنجا که آغاز فصل زندگی و سرسبزی است در خورگام رودبار هماهنگی بیشتری با طبیعت دارد.خلق و خوی شاداب و کاری مردم این خطه هم به آئین های نوروزی رنگ و بویی زنده تر می بخشد.